گروه فرهنگ و ادب/ سردبیر: در میان سطرهای پر رمز و راز تاریخ، چهرهای میدرخشد که هم در الواح باستانی بابل یاد شده و هم در آیههای جاوید قرآن کریم؛ کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشی که به گفته علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، جلوهای از همان «ذوالقرنین» است که قرآن او را به عنوان بندهای شایسته و پادشاهی عدالتگستر یاد میکند.
علامه در تفسیر سوره کهف، آیات ۸۳ تا ۹۸، با دقتی زبانشناسانه و تاریخی، رخدادهای قرآن را با واقعیات تاریخی تطبیق میدهد و مینویسد: «ذوالقرنین در قرآن، مردی است مومن، دادگر و خردمند که شرق و غرب زمین را پیمود و سدی آهنین در برابر تهاجم یأجوج و مأجوج بنا کرد. هیچ شایستگی در تاریخ بیش از این به کوروش نمیرسد.»
کوروش، به تعبیر استاد طباطبایی، نه تنها فاتح بود، بلکه پیامآور رحمت بود. او بر نیای ستمگر خود شورید، اما خون نریخت؛ سرزمین ماد را بیجنگ فتح کرد و حتی در اوج قدرت، عفو را بر انتقام ترجیح داد. این منش، با سیمای قرآن از ذوالقرنین که «به عدل رفتار کرد و از مظلومان حمایت نمود» کاملاً هماهنگ است.
به روایت تاریخ و به تأیید قرآن، خداوند امکانات حکومت را در مشت او نهاد تا «بیش از آنکه شمشیر برافرازد، عدالت بیفشاند». کوروش در هر سرزمین، زبان و دین مردم را پاس میداشت؛ در بابل، مردوکِ بابلی را حرمت نهاد؛ به یهودیان آزادی داد و دستور بازسازی معبد اورشلیم را از خزانه ایران صادر کرد؛ و در شرق، آرامش را بر وادیهای خشک و بیآبادی گسترد.
او نخستین فرمانروا در تاریخ بشریت بود که آزادی دینی را رسمیت داد. در استوانه گلی خود نوشت: «مردمان را آزاد کردم تا خدای خود را بپرستند.» و قرآن نیز از ذوالقرنین چنین یاد میکند که «به انگیزه ایمان نه ثروت، برای آبادانی زمین کوشید.»
سد آهنین کوروش در تنگه داریال، که در منابع ارمنی «بهاگ کورایی» (تنگه کوروش) خوانده شده، با روایات قرآنی نیز همداستان است. به تعبیر علامه طباطبایی، آیه «آتونی زبر الحدید» نشان از دانشی دارد که پیش از عصر آهن، در مهندسی او رخ نمود؛ سدی که قطعات آهن و مس گداخته را در هم جوش داد تا یورش اقوام وحشی شمال را مهار کند.
اما شاید بزرگترین عظمت کوروش، نه در شمشیر و سد، بلکه در بینیازی از قدرت ظاهری بود. همانگونه که قرآن میگوید: «قال ما مکّنّی فیه ربّی خیرٌ فأعینونی بقوه»؛ یعنی پادشاهی من عطای خداست، نه ابزار مال و منال. او حتی از غنایم و باج دست شست و ساختن هر سد و بنای نیکی را با همکاری مردم انجام داد، نه بر دوش رنج آنان.
با نگاهی ژرفتر، میتوان گفت که ذوالقرنینِ قرآن و کوروشِ تاریخ، نقطه تلاقی ایمان و انسانیتاند؛ جایی که سیاست، اخلاق و معنویت در وجود یک انسان واحد جمع میشود. کوروش نمونه فرمانروایی بود که عرفان و عدالت را به جای زور و تزویر نشاند، و تصویر او بر لوح دل مردمان، در قامت پادشاهی با دو شاخ نور بر تاج، همان نماد قرآنی «ذوالقرنین» است.
در زمانی که ملتها به دنبال معنا در گذشته خود میگردند، شاید بازخوانی تفسیر علامه طباطبایی از کوروش، معنایی فراتر از تاریخ دارد: اینکه در ایران، ریشه ایمان و تمدن از هم جدا نیستند؛ و آنکه روزی پرچم یکتاپرستی را در دست گرفت، همان بود که قرآن او را «ذوالقرنین» خواند، بندهای مأمور به عدل، نه تشنگی قدرت.
منابع برای مطالعه بیشتر:
علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، جلد ۱۳، آیات ۸۳ تا ۹۷ سوره کهف
آیت اله مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، جلد ۱۲
ابوالکلام آزاد، کوروش بزرگ (ذوالقرنین)، ترجمه محمدابراهیم باستانی پاریزی
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه





















Friday, 12 June , 2026