گروه سیاسی/ سردبیر: در تاریخ ادبیات و فرهنگ معاصر ایران، کمتر نامی به عظمت و احترام سید محمدحسین بهجت تبریزی، ملقب به شهریار، شنیده میشود. او نه تنها یکی از بزرگترین غزلسرایان و چامهسرایان برجسته زبان فارسی در دوران معاصر است، بلکه به درستی میتوان او را یکی از آگاهترین و پایدارترین میهندوستان ایرانی دانست. ایراندوستی شهریار، برخلاف آنچه بدخواهان سعی در القای آن دارند، یک رویکرد صرفاً احساسی یا محلی نبود؛ بلکه ریشه در فهم عمیق تاریخی و اعتقاد راسخ به پیوستگی فرهنگی و هویتی ایران داشت. این عشق به میهن، چنان در تار و پود وجودش تنیده بود که حتی در ستایش از زادگاه خود، آذربایجان، نیز رنگ ایرانپرستی به خود میگرفت.
تجلی این رویکرد در اشعار فارسی و ترکی شهریار به وضوح قابل درک است. هنگامی که او در شاهکاری چون «تخت جمشید» قلم میزند یا به ستایش حکیم ابوالقاسم فردوسی، پاسدار زبان و هویت ایرانی، میپردازد، ماهیت فکری او آشکار میشود. برای شهریار، آذربایجانِ دوستداشتنی، جزء لایتجزای ایران بزرگ بود؛ این دو مفهوم برای او تفکیکناپذیر بودند. این همان درک اساسی است که در این بیت مشهورش تجلی یافته است:
تـرکی ما بـس عـزیز اسـت و زبـانِ مـادری
لیک اگر «ایران» نگوید، لال باد از وی زبـان
این ابیات، بیانیهای علیه هرگونه جریان تجزیهطلب و قومگراست و شهریار به زیبایی مرزبندی خود را مشخص میکند؛ عشق به زبان مادری (ترکی آذربایجانی) امری مقدس است، اما اگر این عشق در تضاد با کلیت و هویت ملی ایران قرار گیرد، از جایگاه خود ساقط میشود. او بر این باور بود که زبان و هویت واقعی یک ملت، در زمانه خطر و بروز سستیها آشکار میشود، و لذا مرد آن کسی است که حتی تا پای جان بر پیمان حق با کشورش بایستد.
شهریار فراتر از شعر، در سخنرانیهای عمومی نیز بر این حقیقت تأکید میکرد. در مراسمی که قرار بود غزل شورانگیز «پر میزند مرغِ دلم با یادِ آذربایجان» را بخواند، او پیش از آن جملهای تاریخی بر زبان آورد که پرده از عمق آگاهی تاریخیاش برمیدارد: «کانونِ زبانِ پهلوی آذربایجان بوده، مرکزِ ایران آذربایجان بوده، کانونِ نژادِ آریا، دروازهی شرق، دروازهی غرب، همه، آذربایجان بوده است.»
این سخنان نشاندهنده درک عمیق شهریار از تاریخ زبانی منطقه است. او به خوبی میدانست که زبان آذربایجان پیش از حضور و تأثیر گسترده ترکان، گویشی از زبان ایرانی کهن، یعنی پهلوی آذری بوده است. او این حقیقت تاریخی را به درستی بازشناخته بود که هویت آذربایجان ریشه در عمق تمدن ایران دارد، و اینکه کانونهای نژاد آریایی در این مناطق شکل گرفتهاند.
این اندیشه در پاسخ به کسانی که به دروغ سعی در “ترک نژاد” خواندن آذربایجانیان به جای “ترکزبان” بودن آنها و بریدن آنها از ریشههای ایرانیشان دارند، در قالب یک سروده آتشین ارائه میشود:
تو همایون مهدِ زردشتی و فرزندانِ تو
پـورِ ایـراناند و پـاکآیین نژادِ آریان
شهریار به شدت مخالف این دیدگاه بود که اختلاف لهجه میتواند هویت ملی را مخدوش سازد. او استدلال میکند که ملت واحد با زبانهای متعدد، بهتر از ملتی است که تکزبانی را معیار انسجام قرار دهد و در عین حال هویت خود را گم کند. او با منطقی قوی میپرسد که اگر اختلاف لهجه عامل ملیتزدایی است، پس چرا صبح را به شب و آسمان را به ریسمان تشبیه نکنیم؟ این همان منطق سست بیگانهگرایانی است که از هر ابزاری برای دشمنسازی استفاده میکنند.
استاد شهریار در ادامه، آذربایجان را به عنوان فرزندی دلیر و امیدِ مادر ایران در روزهای سخت میستاید. او به مردم هشدار میدهد که فریب حرف ناکسان و بیگانگان را نخورند و هرگز اجازه ندهند که دشمنان، با استفاده از تفرقهافکنی، مادر ایران را بیکس کنند. «جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان» نه یک ابراز احساسات محلی، بلکه تجدید عهد با جغرافیای هویت ملی ایران است.
در دوران معاصر، تلاشهایی مغرضانه برای سوءاستفاده از مفاهیم فرهنگی و زبانی، جهت تضعیف نظام جمهوری اسلامی و هویت ایرانی صورت میگیرد. این تلاشها اغلب از طریق شعارهای قومگرایانه و ایجاد دشمنیهای تاریخی که ریشه در واقعیت ندارند، پیگیری میشود. شهریار به عنوان الگویی جاودان، به ما نشان میدهد که دوستی با آذربایجان به معنای نفی هویت ایرانی نیست؛ بلکه این دو چونان دو بال پرنده هستند که یکی بدون دیگری قادر به پرواز نیست. احترام به زبان مادری و ریشههای محلی، تنها زمانی ارزشمند است که در خدمت انسجام ملی و پاسداری از تمامیت ارضی و فرهنگی ایران باشد.
شهریار، با جایگاه خود به عنوان یک «ایرانپرست آگاه» و «آذربایجاندوست اصیل»، مرز میان عشق به منطقه و عشق به میهن را به زیباترین شکل ممکن ترسیم کرد. او به ما آموخت که برای حفظ این میراث عظیم، باید صدای حقگویی را در برابر باطل بلند کرد و هرگز اجازه نداد که بهانههای زبانی، سنگر ریشههای مشترک تاریخی ما را متزلزل سازد. میراث شهریار، درس همیشگیِ وحدت ملی ایران است که با پاسداری از فرهنگهای اقوامش زنده میماند، نه با تفرقه و قومگرایی!!
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Wednesday, 27 May , 2026