قطران تبریزی؛ راویِ خاموشِ سده‌ی پنجم 12 خرداد 1405

آذرپژوه بررسی می‌کند:
قطران تبریزی؛ راویِ خاموشِ سده‌ی پنجم

در میان آثار برجای‌مانده از سده‌های نخستین شعر فارسی، برخی دیوان‌ها تنها مجموعه‌ای از قصاید و مدایح نیستند، بلکه افزون بر ارزش ادبی، به منزله سندی زنده برای فهم تاریخ، فرهنگ و فضای اجتماعی عصر خود نیز به کار می‌آیند. دیوان قطران تبریزی از همین شمار است

بایگانی‌های هنر و ادبیات - آذرپژوه
همام تبریزی؛ حلقه‌ی وصل فرهنگی و میراث‌بان زبان کهن آذربایجان 23 اردیبهشت 1405
آذرپژوه بررسی می‌کند:

همام تبریزی؛ حلقه‌ی وصل فرهنگی و میراث‌بان زبان کهن آذربایجان

همام تبریزی نمادی از شکوه فرهنگی آذربایجان در سده‌ی هفتم هجری است. همام توانست میان لطافت غزل سبک عراقی و اصالت زبانی بومی خود پیوندی ناگسستنی ایجاد کند. تحلیل جایگاه او نشان می‌دهد که وی جدی‌ترین راوی «زبان آذری کهن» (پهلوی آذری) محسوب می‌شود

جستجوی زبان پیشین آذربایجان در میان”سروده‌های عاشیق‌ها” 05 اسفند 1404
آذرپژوه بررسی می‌کند:

جستجوی زبان پیشین آذربایجان در میان”سروده‌های عاشیق‌ها”

در کتاب «پیرامون فرهنگ و تاریخ آذربایجان» درباره‌ی یافتن زبان پیشین آذربایجان از میان ترانه‌ها و سروده‌های عاشیق‌ها آمده است: «تحقيق‌ در ترانه‌ها و سروده‌هاي‌ عاشيقي‌ آذربايجان‌ مؤيد خوبي‌ بر اين‌ نظريه‌ است‌ كه‌ ثابت‌ شود ‌زبان‌ آذري‌ امروزي [ترکی آذری]‌ تازه‌ به‌ ميدان‌ آمده‌ است‌.

نسیمی و فضولی؛ از پارسی‌سرایی تا وام‌داری واژگانی در شعر ترکی 04 اسفند 1404
تداوم سنت ادبی فارسی در پهنه‌ی‌ ادبیات آذربایجان و قفقاز

نسیمی و فضولی؛ از پارسی‌سرایی تا وام‌داری واژگانی در شعر ترکی

در حالی که هویت‌های زبانی و قومیتی قفقاز جنوبی و آذربایجان پس از گذشت قرون، تکوین یافته‌اند، اما ریشه‌های عمیق سنت ادبی مسلط بر این منطقه، همچنان در گنجینه‌ی واژگان، مضامین عرفانی و ساختارهای شعری، زبان فارسی است

شاعر میهن‌پرستی که تفرقه را رسوا ساخت! 21 بهمن 1404
تاکید بر رد ادعاهای تجزیه‌طلبانه با استناد به یک بیت مشهور؛

شاعر میهن‌پرستی که تفرقه را رسوا ساخت!

به درستی می‌توان شهریار را یکی از آگاه‌ترین میهن‌دوستان ایرانی دانست. ایران‌دوستی شهریار، یک رویکرد صرفاً احساسی یا محلی نبود؛ بلکه ریشه در فهم عمیق تاریخی و اعتقاد راسخ به پیوستگی فرهنگی و هویتی ایران داشت

کـوراوغـلو؛ از راهـزنی در روایـت تا چـهره‌ای اسطوره‌ای در سیاست فرهنگی 18 بهمن 1404
آذرپژوه بررسی می‌کند:

کـوراوغـلو؛ از راهـزنی در روایـت تا چـهره‌ای اسطوره‌ای در سیاست فرهنگی

یکی از این چهره‌های پرجدل تاریخ شفاهی، شخصیت «کوراوغلو» است؛ فردی که در روایت‌های مردمی آذربایجان، آناتولی و قفقاز، گاه قهرمان عدالت‌خواه و گاه راهزنی گستاخ و شورشی تصویر شده است...

قورد (گرگ)، نماد اصیل آذربایجان یا ساخته‌ی دستگاه تبلیغاتی پان‌ترکیسم؟ 12 بهمن 1404

قورد (گرگ)، نماد اصیل آذربایجان یا ساخته‌ی دستگاه تبلیغاتی پان‌ترکیسم؟

عده‌ای کوشیده‌اند تا نماد «گرگ خاکستری» را به عنوان نشانه‌ای از «هویت مردم آذربایجان» معرفی کنند. این نماد، هرچند در میان برخی جریان‌های سیاسی در ترکیه به عنوان سمبل ملی‌گرایی افراطی شناخته می‌شود، اما هیچ ریشه‌ای در بستر تاریخی، فرهنگی و ادبی آذربایجان ایران ندارد.

نابغه‌ی ارومیه‌ای که موسیقی ایرانی را متحول کرد 06 بهمن 1404
زندگی و آثار صفی‌الدین اورموی

نابغه‌ی ارومیه‌ای که موسیقی ایرانی را متحول کرد

«صفی الدین اورموی» یکی از برجسته‌ترین موسیقیدانان، خوشنویسان و نظریه‌پردازان موسیقی در تاریخ ایران است که آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته و البته تأثیر شگرفی نیز بر موسیقی ایرانی و اسلامی گذاشته است

قـفقاز؛ مهد شاعـران پـارسی‌گوی 16 دی 1404
بازخوانی زندگی و هنر «فلکی شروانی»

قـفقاز؛ مهد شاعـران پـارسی‌گوی

خاک قفقاز پرورش‌دهنده ارکانی چون نظامی گنجوی و خاقانی شروانی است؛ اما صدها شاعر دیگر نیز هستند که میراث آن‌ها به واسطه تغییر الفبا و زبان ملی در دوران حکومت‌های کمونیستی، از دسترس نسل‌های جدید در ایران فرهنگی دور مانده است

نفوذ دیرینه و ژرف زبان و ادبیات فارسی بر قلمرو عثمانی و زبان ترکی 03 دی 1404
زبان فرهنگ و دیپلماسی در دربار سلاطین عثمانی

نفوذ دیرینه و ژرف زبان و ادبیات فارسی بر قلمرو عثمانی و زبان ترکی

سلاطین عثمانی از همان آغاز شکل‌گیری قدرت خود در آناتولی، مسحور غنای ادبی و ظرافت‌های زبانی پارسی شدند. زبان فارسی در دربار عثمانی، حکمی فراتر از یک زبان بیگانه داشت؛ این زبان، معیار فرهیختگی و سواد محسوب می‌شد.

تحلیلی بر هویت ایرانی و جهانی مولانا جلال‌الدین 26 آذر 1404
آذرپژوه بررسی می‌کند:

تحلیلی بر هویت ایرانی و جهانی مولانا جلال‌الدین

سخن گفتن از «ملیت» و مذموم تر از آن نژاد، برای عارف و شاعری چون مولانا که خود را از قید مکان و زمان رها کرده و می‌گوید؛ «چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی‌دانم / نه ترسا نه یهودم من، نه گبرم نه مسلمانم»، در نگاه نخست شاید متناقض به نظر برسد