سفر جی.دی. ونس به ارمنستان، در ظاهر با شعار «پشتیبانی از توسعه‌ی پایدار و انرژی پاک در قفقاز جنوبی» انجام شد، اما در باطن جرقه‌ای برای اجرای یکی از برنامه‌های راهبردی واشنگتن علیه محور ایران – روسیه – چین بود؛

گروه سیاسی/ سردبیر: سفر جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده، به ایروان، پایتخت ارمنستان که در نهم و دهم فوریه و پیش از سفر این مقام آمریکایی به جمهوری آذربایجان صورت گرفت، توجه تحلیلگران سیاسی و اقتصادی منطقه را به خود جلب کرد. این سفر در ظاهر با شعار «پشتیبانی از توسعه‌ی پایدار و انرژی پاک در قفقاز جنوبی» انجام شد، اما در باطن جرقه‌ای برای اجرای یکی از برنامه‌های راهبردی واشنگتن علیه محور ایران – روسیه – چین بود؛ محوری که در سال‌های اخیر، هم در حوزه انرژی و هم در کریدورهای ترانزیتی، به وزنه‌ی ژئوپلیتیک مهمی علیه نفوذ غرب تبدیل شده است. در ادامه تنها به برخی تبعات اقتصادی این سفر چهار روزه ،در این اوضاع درهم پیچیده‌ی منطقه، خواهم پرداخت.

 

نیروگاه روسی در تیررس سیاست واشنگتن

در قلب این طرح، نیروگاه اتمی متسامور در ارمنستان قرار دارد؛ نیروگاهی که از زمان فروپاشی شوروی تاکنون با پشتیبانی مهندسان روسی فعال بوده و حدود یک‌سوم برق این کشور کوچک در قفقاز جنوبی را تأمین می‌کند. این نیروگاه نه‌تنها نماد همکاری راهبردی میان مسکو و ایروان است، بلکه سنگ‌بنای اتصال سیاست انرژی قفقاز جنوبی با شرق نیز محسوب می‌شود.

به‌نظر می‌رسد واشنگتن، با ادعای «استانداردسازی ایمنی انرژی هسته‌ای»، در واقع قصد تعطیلی تدریجی نیروگاه روسی را دارد. به جای آن، آمریکا پیشنهاد ساخت نیروگاه‌های ماژولار کوچک هسته‌ای (SMR) را به ارمنستان مطرح کرده است؛ فناوری‌ای نوپا که برخلاف نیروگاه‌های بزرگ، ظرفیت محدودی دارد و در ابعاد اقتصادی و فنی هنوز در مرحله آزمایشی است. اما تحلیلگران معتقدند پشت این طرح دو هدف نهفته است: ۱.حذف کامل وابستگی ارمنستان به زیرساخت‌های روسی؛ و ۲. پیوند دادن تأمین برق کشور به مسیر باکو –آنکارا و در نتیجه، وابسته کردن ایروان به ترکیه و جمهوری آذربایجان و در نهایت به غرب!

در چنین شرایطی، ارمنستان ناچار خواهد شد بخش مهمی از نیاز برق خود را از ترکیه و آذربایجان وارد کند؛ آن هم در حالی که این دو کشور در دهه‌های اخیر روابطی پرتنش و گاه خصمانه با ایروان داشته‌اند. آمریکا با این تغییر مسیر، عملاً ساختار امنیت انرژی ارمنستان را به سازوکار سیاسی محور غربی گره می‌زند و این کشور را از حوزه نفوذ مسکو بیرون می‌کشد.

 

قطع زنجیره تعامل اقتصادی ایران و ارمنستان

یکی دیگر از پیامدهای اقتصادی مستقیم این نقشه، تأثیر منفی بر همکاری‌های برق و گاز ایران و ارمنستان خواهد بود. سال‌هاست تهران و ایروان با سازوکاری دوجانبه کار می‌کنند که براساس آن، ایران گاز صادر می‌کند و در مقابل، برق از ارمنستان دریافت می‌نماید. این مدل متقابل، هم به پایداری شبکه انرژی مناطق شمال‌غربی ایران کمک کرده و هم برای ارمنستان سودآوری ثابتی داشته است.

اما در صورت تعطیلی نیروگاه روسی و کاهش توان تولید برق در ایروان، این توازن اقتصادی از هم خواهد پاشید. ارمنستان دیگر برقی برای صادرات به ایران ندارد و به واردکننده برق از مسیرهای غربی تبدیل می‌شود. نتیجه طبیعی این روند، توقف تبادلات گاز – برق میان تهران و ایروان و در نهایت، کاهش تعاملات اقتصادی و اعتماد سیاسی میان دو کشور خواهد بود. اینجا نیز واشنگتن دقیقاً ضربه به حلقه‌های اقتصادی پیونددهنده ایران با کشورهای همسایه و حذف مسیرهای تنفس منطقه‌ای اقتصاد ایران را هدف گرفته است.

 

از باکو تا ایروان؛ نسخه قدیمی اسرائیل در اجرا‌ی مجدد

آنچه اکنون آمریکا در ایروان آغاز کرده، نسخه جدیدی از همان سیاستی است که رژیم اسرائیل در دهه ۱۳۷۰ در باکو پیاده کرد. در آن زمان تل‌آویو با سرمایه‌گذاری‌های نفتی، نظامی و امنیتی، آذربایجان را از مدار همکاری با تهران خارج کرد و به متحد استراتژیک خود در قفقاز بدل ساخت. امروز واشنگتن گام مشابهی را در سمت مقابل، یعنی ارمنستان، آغاز کرده تا حلقه توازن منطقه‌ای ایران را از دو سوی خنثی کند.

این طرح نه‌تنها به معنای تقابل مستقیم با سیاست‌های انرژی روسیه است، بلکه در بلندمدت، می‌تواند زیرساخت همکاری‌های سه‌جانبه ایران – روسیه – ارمنستان در مسیر شمال–جنوب را نیز تضعیف کند. هدف دورتر آن، ایجاد یک «کریدور غربی» تحت کنترل آمریکا و اتحادیه اروپا است که از طریق باکو، تفلیس و ایروان، نقش‌های اقتصادی تهران و مسکو را حذف نماید.

 

اما هدف واقعی این طرح منابع ارمنستان است، نه توسعه‌ی پایدار!

گرچه رسانه‌های غربی ساخت نیروگاه‌های کوچک هسته‌ای را «نماد توسعه فناوری ایمن» معرفی کرده‌اند، اما برخی مقامات ارمنی نگاه متفاوتی دارند. آرتور خاچاطوریان، وزیر کشاورزی اسبق و نماینده فعلی مجلس ارمنستان، در گفت‌وگویی با شبکه آراکس به‌صراحت هشدار داده است که؛ «هدف آمریکا سود از معادن و مواد معدنی مفید استان سیونیک است؛ این را حتی پنهان هم نمی‌کنند.»

گفتنی است که استان سیونیک، منطقه‌ای استراتژیک در مرز ایران و ارمنستان که هم دارای منابع معدنی غنی همچون مولیبدن و مس است و هم گلوگاه ارتباط زمینی دو کشور به‌شمار می‌رود. هرگونه تغییر در ساختار انرژی و مالکیت صنعتی این منطقه، به‌طور مستقیم بر تعاملات اقتصادی و ترانزیتی ایران نیز اثرگذار خواهد بود.

بر همین اساس، برخی ناظران سیاسی در ایروان معتقدند که طرح آمریکایی ساخت نیروگاه‌های ماژولار، بیش از آنکه انگیزه‌ای محیط‌زیستی داشته باشد، بخشی از نقشه نفوذ و کنترل اقتصادی بر منابع معدنی استراتژیک ارمنستان است؛ پروژه‌ای که با تعطیلی نیروگاه روسی آغاز می‌شود و با حضور شرکت‌های امریکایی در معادن سیونیک ادامه می‌یابد.

در جمع‌بندی این مقاله کوتاه باید بگویم که سفر جی.دی. ونس به ایروان را باید فراتر از دیدار دیپلماتیک یا همکاری فنی تلقی کرد. این سفر مقدمه‌ای است برای اجرای یک پروژه ژئوپلیتیک چندلایه که همزمان سه هدف را دنبال می‌کند:

۱. کاهش نفوذ روسیه در زیرساخت‌های حیاتی ارمنستان؛

۲. قطع شریان‌های اقتصادی متقابل ایران و ارمنستان؛

۳. تبدیل ایروان به پایگاه جدید نفوذ غرب در مرز شمالی ایران.

آمریکا با بهره‌گیری از ابزار «توسعه انرژی پاک»، در واقع سیاستی را پیش می‌برد که پیامد اصلی آن، جدا کردن حلقه اتحاد اقتصادی تهران – ایروان – مسکو و جایگزینی آن با وابستگی به محورِ غربی باکو–آنکارا است. تجربه گذشته نشان داده است که چنین مهندسی‌هایی هر چند در کوتاه‌مدت می‌تواند موازنه‌های اقتصادی منطقه را به‌شدت متزلزل کند، اما هرگز پایدار نخواهد بود. اکنون پرسش اصلی این است که آیا ایروان بار دیگر در دام وعده‌های غربی گرفتار می‌شود یا این بار، همان‌گونه که خاچاطوریان هشدار داده، منافع ملی خود را در برابر وسوسه معادن و انرژی فدای سیاست‌های موقتی واشنگتن نخواهد کرد؟

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه