گروه سیاسی/ سردبیر: آذربایجان در گسترهی تاریخ ایران، نه صرفاً یک منطقهی جغرافیایی بلکه جوهری از فرهنگ، هویت و ایمان ایرانی– اسلامی بوده است. مردمان این دیار، در برابر هر هجمه بیگانه که قصد نابودی ایران و تشیع را داشته، با فداکاری و ایمان ایستادهاند و بارها طعم تلخ حملات دشمنان را چشیدهاند. اگر تاریخ این سرزمین ورق بخورد، صدای چکاچک شمشیر سلطان سلیم و سلیمانهای عثمانی برای محو “عجم شیعی” از اعماق زمان به گوش میرسد؛ همان میراث تاریخی که امروز گروههای تکفیری و افراطی خود را وارث آن میدانند.
آذربایجان نه تنها در شکلگیری هویت نوین ایرانی نقشی اساسی داشته، بلکه در صیانت و استمرار تاریخ و فرهنگ این هویت همواره پیشگام بوده است.
در جهان معاصر نیز این خطهی علوی، بار دیگر به میدان نبرد هویتی بدل شده است؛ نبردی میان حقیقت و تحریف، میان عشق به ایران و ترفندهای تفرقهافکنان. دشمنان ایران اسلامی این بار نه با شمشیر و توپ و تفنگ، که با حربهی زبان، قومیت و نژادپرستی به میدان آمدهاند. آنان با تظاهر به دلسوزی برای زبان مادری و اقوام ایرانی، میکوشند تخم خصومت و دشمنی میان فرزندان یک مادر، یعنی ایران، بکارند. این جریانها که خود را مدافع عدالت قومی نشان میدهند، در واقع سربازان جنگ نرم علیه تشیع و انقلاب اسلامیاند؛ همان انقلاب که با هدف وحدت، عدالت و کرامت انسانی بنا شد.
شعارهای فریبنده این گروهها همچون ایجاد تصور وجود «قوم فارس» که بر ترکها ستم میکند، وانمود کردن خشک کردن عمدی دریاچه ارومیه و یا انتقال بودجه از استانهای ترکنشین به دیگر مناطق به عنوان نمود تبعیض، و القای این دروغ که ملت ترک باید ترکیهی لاییک را قبلهی آمال خود بداند، کاملاً آشکار است. این سخنان نه تنها حقیقت تاریخی و فرهنگی ایران را تحریف میکند، بلکه خاکریزهای وحدت ملی را هدف گرفته است. آنان حتی هویت باستانی ایران را زیر سؤال برده و کوروش ذوالقرنین را مورد حمله قرار میدهند تا چنین القا کنند که نظام جمهوری اسلامی ادامه راه پهلوی است؛ در حالی که انقلاب اسلامی نقطهی گسست از وابستگی به غرب و تجدید حیات معنوی ایران بود.
برای مردم غیور آذربایجان که عشق به وطن، ایمان به تشیع و احترام به زبان مادری در جانشان ریشه دارد، آشکار است که این نوع «دلسوزیهای ساختگی» چیزی جز پوششی برای دشمنی با ایران و اسلام نیست. آنان به خوبی میدانند که اگرچه زبان و فرهنگهای محلی بخش مهمی از میراث ایرانیاند، اما هیچگاه نباید ابزار تفرقه و جدایی شوند. آذربایجان همواره نمونهای از پیوند عمیق اقوام ایرانی بوده است، نه شکاف آنها.
با پیروزی انقلاب اسلامی، نگاه جدیدی به مسئله اقوام و عدالت فرهنگی شکل گرفت. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در اصول ۱۵ و ۱۹، احترام به زبانها و اقوام ایرانی را به عنوان حق مسلم ملت ایران تثبیت کرد. این اصول بر حفظ وحدت ملی در کنار پاسداشت تنوع فرهنگی تأکید دارند؛ تا هیچ زبانی و گویشی احساس تحقیر یا حذف نکند، و در عین حال همه رودهای زبانی نهایتاً به دریای زبان ملی و همگانی، یعنی فارسی سرازیر شوند.
بررسی عملکرد نهادهای فرهنگی و آموزشی کشور نشان میدهد که روح این اصول در سالهای پس از انقلاب بارها به منصه اجرا رسیده است؛ از انتشار هزاران عنوان کتاب به زبانهای محلی، تولید و پخش برنامههای روزانه به زبان ترکی آذری، کردی، بلوچی و لری از شبکههای سراسری و استانی، تأسیس رشتههای زبان و ادبیات آذری و کردی در دانشگاهها، تدریس واحدهای اختیاری زبان محلی تا برگزاری جشنوارههای موسیقی و ادبیات اقوام و ایجاد نشریات تخصصی قومنگاری و… که تنها بخشی از این تلاشهاست.
این دستاوردها، اگرچه نیازمند گسترش بیشتر و ساختار منسجمترند، نشان میدهند که پایه سیاست فرهنگی نظام اسلامی، احترام و همزیستی است، نه تبعیض. در واقع، در نگاه فرهنگی انقلاب، گویشها و زبانهای محلی ایران رودهایی زلالاند که در همپیوستگیشان دریایی سترگ از فرهنگ ملی پدید میآید. هر گویش، رنگ و نقشی از نقش قالی بزرگ ایران است؛ جدایی هر نخ از این قالی، به از میان رفتن زیبایی کل آن منجر خواهد شد.
البته باید پذیرفت که در مسیر تحقق کامل عدالت فرهنگی، کمبودهایی وجود دارد؛ از جمله ضعف در سازماندهی فعالیتهای قومنگاری، نبود ساختار مالی پایدار برای حمایت از پژوهشهای زبانهای محلی، و مشکلات ناشی از تحریمهای اقتصادی که مانع سرمایهگذاری گسترده فرهنگی شده است. با این حال، نهادهای مسئول از فرهنگستان زبان و ادب فارسی تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تلاش گستردهای برای ضبط، گردآوری و آموزش فرهنگ شفاهی اقوام ایرانی آغاز کردهاند تا مانع از فراموشی یا سوءاستفاده از این میراث شوند.
در این میان، آذربایجان همچنان در صف نخست ایستاده است؛ خطهای که هم بار دفاع از مرزهای ایران و اسلام را بر دوش دارد، و هم وظیفه صیانت از زبان و فرهنگ خود را در چارچوب وحدت ملی. مردمان آزاده این خطه، بارها در عمل نشان دادهاند که دشمن جدایی و اختلافاند و پاسداران ایران واحد. آنان همان ملتانی هستند که در برابر توپ سلطان سلیم ایستادند و امروز در برابر تیرهای زهرآگین تفرقه نیز مقاومت میکنند.
در پایان باید گفت که آذربایجان قلب تپنده ایران است، نه از سر شعار، بلکه از سر تاریخ و عمل. این سرزمین، همواره مهد تمدن، ایثار و وفاداری بوده و امروز نیز نقطهای مقدس در پاسداری از هویت ایرانی و اسلامی است.
دشمنان ایران اگر در گذشته برای محو “عجم شیعی” شمشیر کشیدند، اکنون با تزویر زبانی و قومیتی آمدهاند؛ اما همانگونه که آن شمشیرها بر زمین افتادند، این تزویرها نیز در برابر آگاهی و ایمان مردم ایران بیاثر خواهند شد. وحدت اقوام ایرانی، بزرگترین سرمایه ملی و رمز جاودانگی این سرزمین است؛ و آذربایجان، نگهبان همیشه بیدار این وحدت بوده و خواهد بود!!
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه





















Friday, 5 June , 2026