گروه فرهنگ و ادب/ سردبیر: قُمری در شهر دربند متولد گرديد. علوم دينی و همچنين زبان های فارسی و عربی را در زادگاهش فرا گرفت و در آنها تسلط کامل يافت و وی آشنايی کمی با زبان روسی داشت. او جوانی خود را در عيش و خوش گذرانی و غفلت گذراند، چنانچه خودش می گويد: «عمر خود را صرف وصف خط و خال آبروی هلال زيبارويان نمود که يک دفعه عقل ممتاز به خطاب درآمد». وی از بزرگترين تجار دربند بود. قُمري از سی سالگی به روضه خوانی و مقتلنويسی پرداخت و کتاب کنز المصائب را به نظم در آورد که اين کتاب بارها و بارها در تبريز چاپ شد. او بجز از کنز المصائب اشعار ديگری هم داشت. در سن پنجاه سالگی آن اشعار را به کنز المصائب افزوده می کند و اين اثر را ديوان کامل قُمری می نامد که دربردارنده اشعار ترکی و فارسی او هست و با تصحيح آقا بن عابد در باکو به سال 1285 ه.ق. و در تهران به سال 1372 ه.ش. به چاپ رسيده است.
اثر سوم و ناشناخته قُمری دربندی ديوان “کنز المعارف” هست که بعد از وفات شاعر به دست فرزند او تحرير و تکميل شده است و نسخه خطی آن در انستيتوی نسخ خطی باکو نگهداری می شود. اين اثر قُمری شامل 188 صحفه شعر فارسی می باشد. شعر قُمری بيشتر دربردارنده مدح و مرثيه اهل بيت (ع) و به خصوص امام حسين (ع) و يارانش می باشد، ولی شعرهای عارفانه و ساقی نامه ها در شعرش به چشم می خورند. قالب شعرهای وی بيشتر قصيده و غزل می باشد، ولی در شعر فارسی وی رباعيات هم وجود دارد. در شعر مرثيه خود در عزای امام حسين (ع) و ياران و اهل بيتش از روضة الشهدای کاشفی به عنوان سند تاريخی و از حديقة السعدای فضولی (چنان که خودش از مکتب فضولی پيروی می کرد) بهره جسته است. شعر خواجوی کرمانی، منوچهری و محتشم کاشانی بر شعر فارسی قمری تأثير گذاشت.
شعر قُمری از زيبايی خاص برخوردار است. شعر وی به جز از مرثيه و مدح، عارفانه می باشد. او چنان در عشق خدا مغروق است که می گويد:
احسن اله باز طبعم پر زد از پرواز عشق
بال زرّين بر گشاد از همّت آغـاز عشق
عـندليب طـبع پـيرم بـاز با نظم جوان
گلشن آرا شد به شور و ششدر و شهناز عشق
در اشعار خود سعی میکند تا تفسير عارفانه بعضی از سوره ها و آيات قرآنی را دهد. چنان در اوّل دیوان خود شرح شاعرانه سوره فاتحه را می آورد:
زينت سر لوح قرآن است بسم اله عشق
آية الرحمن عرفان است ضؤ ماه عـشق
الـرحيم است ابـتدای نهج منهاج الهدی
زيـور الـحمد له تـاج فـرق شـاه عـشق
شعرهای در وصف بهار و طبيعت که نشانگر زيباشناسی فوق العاده شاعر می باشد در ميان اشعار قمری زياد به چشم می خورند:
نـسيم صبح دم بر دمـيد از اوج بـر فـطرا
صفا انگيز و بهجت خيز عطراميز روح افزا
وزان بـوی بـهار آمـد زمـان حمد يار آمد
نـگار گـل عـذار آمد ز بـطن تـوده غبرا
اشعار قُمری مملو از کنايات، استعاره ها، تشبيهات کثير و خوش طبع می باشد. و از اين رو وی خود را شاعر ماهر می داند و هر چه به شعرای ديگر احترام می گذارد ولی می گويد:
عقل می گويد قدم نه بر گلستان لاتخف
نيستند ايـن شـاعران پـر هنر کامل عيار
و سپس با آوردن اسامی شاعران بزرگ چون فردوسی، سعدی، عنصری، نوائی، نظامی، حافظ و غيره از کار آنان عيب می گيرد.
ميرزا محمد تقی قُمری گلزار دربندی تنها شاعر ماهر داغستانی می باشد که هم اشعار زياد از وی به زبان فارسی و هم اطلاعاتی هر چند محدود از زندگی وی به جای مانده است.
ميرزا حسن فرزند عبداله القداری (1834-1910م.) تاريخ نگار و شاعر داغستانی
در روستای القدار به دنيا آمد. او از نوادگان شيخ شاميل بود. وی زبان های ترکی، فارسی، عربی و روسی در سطح عالی می دانست. با اکثر روشنفکران داغستانی، آذربايجانی و ايرانی مقيم داغستان دوست بود و با آنها مکاتبه داشت. در 1877 م. به سبب شرکت در شورش عليه نظام تزاری روسيه دستگير، زندانی و سپس تبعيد شد. او آثار زيادی داشت از جمله ديوان الممنون و آثار داغستان. بعضی از شعرهای فارسی وی به جای مانده است که آنها دارای کنايات و استعاره های زيبا می باشند. به عنوان مثال بيت اوّل قصيده وی:
آواز دلـفريبی از عـندليب بـستان
آمد بگوشم امروز با نغمهای الوان
با در نظر داشتن تمام موارد مذکره مشخص می شود که ادبيات فارسی در داغستان ريشه های عميق تاريخی را دارد، اما متأسفانه امر ناشناخته می باشد. مسئله بررسی ادبيات فارسی در داغستان فعلاً در سطح ابتدايی هست، تحقيقات زيادی را در اين زمينه بايد انجام داد که نياز به وقت و جوستجوی منابع جديد دارد.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه

















Friday, 16 October , 2026