جنگ ۴۴ روزه در سال ۲۰۲۰ میان باکو و ایروان، فقط یک تغییرِ مرزی ساده در قفقاز نبود؛ بلکه برای ایران، به معنایِ تغییرِ قواعدِ بازی در یکی از حساس‌ترین همسایگی‌هایش بود. پس از آن روزها، تهران ناگهان خود را در میانه‌ی میدانی دید که در آن، مهره‌ها با سرعتی غیرمنتظره جابه‌جا می‌شدند

گروه سیاسی/ سردبیر: جنگ ۴۴ روزه در سال ۲۰۲۰ میان رژیم باکو و ایروان، فقط یک تغییرِ مرزی ساده در قفقاز نبود؛ بلکه برای ایران، به معنایِ تغییرِ قواعدِ بازی در یکی از حساس‌ترین همسایگی‌هایش بود. پس از آن روزها، تهران ناگهان خود را در میانه‌ی میدانی دید که در آن، مهره‌ها با سرعتی غیرمنتظره جابه‌جا می‌شدند. و ایران برای حفظِ امنیت و منافعِ خود، در سال‌های اخیر مجبور شده است سیاستی چندلایه و پیچیده را در پیش بگیرد تا با سه چالشِ اساسی در شمالِ مرزهای خود در قفقاز جنوبی که روزگاری نه چندان دور بخشی از خاک سرزمینی‌اش بود، دست‌وپنج نرم کند.

نخستین و جدی‌ترین چالش، جاه‌طلبی‌هایِ دولتِ باکو برایِ تصاحبِ مسیری موسوم به «دالان زنگزور» است. این دالان در استانِ سیونیکِ ارمنستان واقع شده و برایِ باکو، راهی برایِ اتصالِ مستقیم به جمهوریِ خودمختارِ نخجوان است. اما از نگاهِ تهران، این مسئله یک دگرگونیِ ساده‌یِ ترانزیتی نیست؛ بلکه تلاش برایِ تغییرِ مرزهایِ بین‌المللی است که می‌تواند مرزِ طولانیِ ایران با ارمنستان را کاملاً قطع کند. اگر این اتفاق بیفتد، ایران در واقع یکی از دروازه‌هایِ اصلیِ خود به سمتِ قفقاز و اروپا را از دست می‌دهد. تهران این اقدام را نه یک پروژه اقتصادی، بلکه پروژه‌ای می‌بیند که با هدفِ مسدود کردنِ دسترسیِ ایران به شمال طراحی شده و عملاً یک کمربندِ ژئوپلیتیکِ جدید را پیرامونِ ایران شکل می‌دهد که بر خلافِ منافعِ ملیِ ماست.

 

چالشِ دوم که نگرانی‌هایِ امنیتیِ تهران را به شدت افزایش داده، حضورِ بازیگرانِ فرامنطقه‌ای در این بازی است. ایران مدت‌هاست که نسبت به نفوذِ اسرائیل در مرزهای شمالی خود حساسیتِ بالایی دارد. حضورِ شرکت‌هایِ امنیتی و اطلاعاتیِ اسرائیلی در نزدیکیِ مرزهایِ شمالیِ ایران، از نگاهِ تهران، ابزاری برایِ جاسوسی، ناامن‌سازیِ مرزها و ایجادِ فشارِ سیاسی است. دولت‌هایِ غربی و به ویژه ایالات متحده نیز با نگاهی که به مهارِ نفوذِ ایران و روسیه در این منطقه دارند، بر آتشِ رقابت‌هایِ محلی دمیده‌اند. برایِ ایران، قفقاز نباید تبدیل به حیاط‌خلوتِ دشمنان شود. وقتی تهران از «تغییراتِ ژئوپلیتیک» انتقاد می‌کند، در واقع به همین حضورِ پنهان اما تأثیرگذارِ اسرائیل و تلاش‌هایِ غرب برایِ دور کردنِ ایران از معادلاتِ قفقاز اشاره دارد.

 

چالشِ سوم، بحثِ حیاتیِ «انزوایِ ژئواکونومیک» است. مرزِ نوردوز، برایِ ایران فراتر از یک گذرگاهِ مرزیِ ساده است؛ این نقطه، تنها راهِ زمینیِ مستقیمِ ایران به ارمنستان و از آنجا به گرجستان و سپس اروپا است. اگر دالانِ زنگزور ایجاد شود و مرزِ ایران با ارمنستان به چالش کشیده شود، ایران در عمل «گروگانِ» مسیرهایِ ترانزیتیِ جایگزین خواهد شد که کنترلِ آن در دستِ رقبایِ منطقه‌ای‌اش است. این یعنی محدود شدنِ دسترسیِ ایران به بازارهایِ بین‌المللی و وابستگیِ اجباری به ترکیه یا مسیرهایی که باکو مدیریت می‌کند. برایِ کشوری که تحتِ تحریم‌هایِ گسترده است، داشتنِ مسیرهایِ ترانزیتیِ امن و مستقل، یک نیازِ حیاتی برایِ بقایِ اقتصادی است، نه یک انتخابِ لوکس.

 

در میانه‌ی این فشارها، تهران در یک «بندبازیِ استراتژیک» قرار گرفته است. از یک سو، ایران روابطِ تاریخی و فرهنگیِ عمیقی با مردمِ آذربایجان دارد و نمی‌خواهد با این کشور واردِ تنش شود. باکو هم‌کیش و همسایه است و ایران همواره سعی کرده با سیاستِ «صبر و مدارا»، جلویِ بحران‌هایِ بزرگ‌تر را بگیرد. از سویِ دیگر، حمایت از تمامیتِ ارضیِ ارمنستان و حفظِ مرزهایِ بین‌المللی، به یک خطِ قرمزِ امنیتی تبدیل شده است. تهران با هشدارهایِ دیپلماتیک و گاهی با مانورهایِ نظامیِ سنگین در مرزهایِ ارس، تلاش کرده پیام دهد که هرگونه تغییری در مرزهایِ جغرافیاییِ منطقه، با واکنشِ قاطعِ ایران روبرو خواهد شد.

 

این بازیِ شطرنج، وقتی پیچیده‌تر می‌شود که ترکیه را هم به معادله اضافه کنیم. ترکیه به عنوانِ حامیِ اصلیِ دالان زنگزور، به دنبالِ ایجادِ این مسیرِ ترانزیتی است تا نفوذِ خود را در آسیایِ مرکزی و قفقاز تثبیت کند. و این وضعیت در تضادِ مستقیم با اهدافِ امنیتیِ ایران قرار گرفته است. تهران سعی دارد در این میان، با تقویتِ روابطِ خود با ایروان و در عین حال حفظِ کانال‌هایِ گفت‌وگو با باکو، توازن را حفظ کند. ایران به خوبی می‌داند که اگر در این پرونده عقب‌نشینی کند، راه را برایِ نفوذِ بیشترِ غرب و اسرائیل در مرزهایِ خود هموار کرده است.

در واقع، تمامِ رفتارهایِ اخیرِ ایران در قفقاز، از مخالفت‌هایِ صریحِ مقاماتِ عالی‌رتبه تا تقویتِ زیرساخت‌هایِ حمل‌ونقلی در مرزِ نوردوز، نشان‌دهنده‌ی این است که تهران امنیتِ خود را نه فقط در داخلِ مرزها، بلکه در مدیریتِ وقایعِ پیرامونی جستجو می‌کند. این یک توازنِ لغزنده است؛ توازنی که در آن، یک اشتباهِ محاسباتی از سویِ هر یک از بازیگرانِ منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای می‌تواند کلِ منطقه را از یک تنشِ دیپلماتیک به سمتِ یک درگیریِ بزرگ‌تر سوق دهد. ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که مجبور است به طورِ همزمان با جاه‌طلبی‌هایِ ارضیِ همسایه، نفوذِ جاسوسیِ رقیب و تهدیدِ انزوایِ اقتصادی مقابله کند.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه