سال‌هاست که روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه با شعار معروف «یک ملت، دو دولت» در مجامع بین‌المللی و رسانه‌ها به تصویر کشیده می‌شود؛ اما تحولات روزهای اخیر و سخنرانی‌های هدفمند الهام علی‌اف، نشان می‌دهد که در زیر پوسته این برادری دیپلماتیک، گسل‌های عمیقی در حال فعال شدن است

گروه سیاسی/ میر محمد حسینی: سال‌هاست که روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه با شعار معروف «یک ملت، دو دولت» در مجامع بین‌المللی و رسانه‌ها به تصویر کشیده می‌شود؛ اتحادی که به ویژه پس از جنگ دوم قره‌باغ، نمادی از یک درهم‌تنیدگی عمیق استراتژیک به شمار می‌رفت. اما تحولات روزهای اخیر و سخنرانی‌های هدفمند الهام علی‌اف، نشان می‌دهد که در زیر پوسته این برادری دیپلماتیک، گسل‌های عمیقی در حال فعال شدن است.

رسانه‌های دولتی جمهوری آذربایجان این روزها به صورت هماهنگ در حال مانور روی سخنرانی اخیر رئیس‌جمهور این کشور هستند. نکته ظریف و البته معنادار اینجاست که علی‌اف در کلام خود نامی از ترکیه نمی‌آورد، اما ماشین رسانه‌ای باکو با قرار دادن تصاویر رجب طیب اردوغان در پس‌زمینه این سخنان، آدرس دقیق مقصد این انتقادات را به مخاطب مخابره می‌کند. اما چه چیزی باعث شده تا باکو این‌گونه بی‌پروا، شریک استراتژیک خود را به چالش بکشد؟

برای رمزگشایی از این تنش بی‌سابقه، باید به تقاطع دو بحران نگاه کرد: سیاست خارجی و شکاف‌های ایدئولوژیک. در بُعد منطقه‌ای، روابط گرم و استراتژیک باکو با اسرائیل، آن هم در شرایطی که افکار عمومی منطقه به شدت ملتهب است، به پاشنه آشیل روابط با آنکارا تبدیل شده است. جامعه ترکیه که رویکردی به شدت حامی فلسطین دارد، این سطح از همکاری جمهوری آذربایجان با تل‌آویو را برنمی‌تابد. تجمعات اعتراضی اخیر در شهرهای ترکیه و سر دادن شعار علیه الهام علی‌اف و متهم کردن او به «خیانت»، زنگ خطری جدی برای تصویر باکو در افکار عمومی همسایه غربی‌اش بود.

در کنار این چالش دیپلماتیک، یک گسل فرهنگی و عقیدتی نیز سر باز کرده است. اخبار مربوط به اعمال محدودیت و ممنوعیت تحصیل برای دختران محجبه در جمهوری آذربایجان، خشم جامعه محافظه‌کار ترکیه را برانگیخته و با تقبیح شدید مواجه شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد تفاوت‌های ماهوی در ساختار سیاسی و اجتماعی دو کشور، تا چه حد می‌تواند تنش‌زا باشد.

اما واکنش الهام علی‌اف به این فشارها، صرفاً دفاعی نبوده، بلکه او دست به یک پاتک تهاجمی زده است. رئیس‌جمهور آذربایجان برای رهایی از زیر بار این انتقادات، مستقیم به سراغ مقدس‌ترین دستاورد مشترک دو کشور یعنی «جنگ قره‌باغ» رفته است. او با نفی کمک‌های ترکیه در آزادسازی این مناطق، پا را فراتر گذاشته و آنکارا را به کاسبی در زمان جنگ متهم کرده است؛ ادعایی مبنی بر اینکه ترکیه تسلیحات خود را نه از روی برادری، که با قیمت‌هایی چند برابر به باکو فروخته است.

بیان چنین سخنانی، فراتر از یک گلایه اقتصادی است. ریشه این عصیان را باید در یک «عقده ژئوپلیتیک» جست‌وجو کرد. نوع کنش مردم، رسانه‌ها و حتی برخی سیاستمداران ترکیه در سال‌های اخیر، همواره نگاهی از بالا به پایین و آمیخته با حس قیمومت نسبت به باکو بوده است؛ نگاهی که جمهوری آذربایجان را نه یک شریک مستقل، که حیاط خلوت و به نوعی «مستعمره» ترکیه می‌پندارد. الهام علی‌اف که کشورش را اکنون در اوج درآمدهای انرژی و تثبیت مرزها می‌بیند، دیگر حاضر به پذیرش نقش «برادر کوچک‌تر» نیست.

سخنان تند اخیر، در واقع مانیفست استقلال‌طلبی باکو از آنکاراست. علی‌اف می‌خواهد به افکار عمومی داخلی، جامعه ترکیه و البته ناظران جهانی و منطقه‌ای ثابت کند که سیاست‌های کشورش در باکو تعیین می‌شود، نه در آنکارا. هرچند بعید است این تنش رسانه‌ای به قطع روابط استراتژیک دو کشور بینجامد، اما یک پیام روشن در بر دارد: دوران رمانتیسیسم سیاسی و شعار «یک ملت، دو دولت» جای خود را به واقع‌گرایی سرد و محاسبات خشک منافع ملی داده است. جمهوری آذربایجان در حال بازتعریف جایگاه خود است و ترکیه باید بپذیرد که متحدش، دیگر آن شریک حرف‌شنوی سابق نخواهد بود.

  • نویسنده : میر محمد حسینی
  • منبع خبر : آذرپژوه