در موج ناسیونالیسمی که بعد از فروپاشی عثمانی تفکر غالب جهان شده بود، فرهنگِ غالبِ دولتمردان عثمانی با کمک و حمایت یهودیان اروپایی (آرمنیوس وامبری، لئون کوهن و...) مجال بروز یافت و در همین بستر بود که «هویت ترک» و کشوری به نام ترکیه پا به عرصه‌ی حیات گذاشت.

گروه سیاسی/ سردبیر: فروپاشی دولت عثمانی، تنها فروپاشی یک امپراتوری نبود؛ پایان نظامی بود که قوام خود را از مفهوم «خلافت» و گرد آمدن مسلمانان زیر لوای خلیفه واحد می‌گرفت و با جنگ با کفار، مسلمان‌سازی یا گرفتن جزیه از آنان تداوم یافته بود. با زوال این بنیان، سرزمین‌های باقی‌مانده در آسیای صغیر با پرسشی بنیادین با این عنوان روبرو شدند که ما که هستیم؟ در موج ناسیونالیسمی که آن روزگار تفکر غالب جهان شده بود، فرهنگِ غالبِ دولتمردان عثمانی با کمک و حمایت یهودیان اروپایی (آرمنیوس وامبری، لئون کوهن و…) مجال بروز یافت و در همین بستر بود که «هویت ترک» پا به عرصه‌ی حیات گذاشت. اما این تولد، نه از دل تاریخ، که از کوره‌ی مهندسی اجتماعی بیرون آمد و نامِ کشورِ تازه‌تأسیس نیز خود، روایتی پر از ابهام و تناقض از همین معما را بازگو می‌کند.

 

در جست‌وجوی نام؛ از ممالیک تا جمهوری

در سال ۱۹۲۱، با مهندسیِ ملتِ جدید، اقوام کهن ساکن آناتولی اعم از کرد، ارمنی، یونانی و دیگران با خشونت سرکوب یا با سیاست‌های فرهنگی استحاله شدند و کشور نوپایی با نامی ناآشنا در عرصه‌ی سیاست جهانی با نام«ترکیه» ظاهر شد. البته خود واژه‌ی «ترک» در این نام بیگانه نبود؛ و پسوند «ـیّه» در جایگاه‌نام‌های بسیاری از آناتولی، ریشه‌ای یونانی و سپس لاتین داشت؛ مانند «سوریه»، «سیبریه» و «قسطنطنیه».

با این حال، برخلاف تصور بسیاری، این واژه نه ساخته طیف «گنج تورکلر»، نه طرفداران آتاترک و نه حتی خود او بود. پیش از آن، حکومت ممالیک که از سال ۶۴۸ تا ۹۲۳ هجری بر مصر فرمان می‌راند، در برخی منابع با عنوان «دولة الترکیة» شناخته می‌شد. برای نمونه در کتاب «التحفة الملوکیة فی الدولة الترکیة» نوشته بَیبَرس منصوری – سپاهی، دولتمرد و مورخ مملوکی- قابل مشاهده است که رخدادهای سال‌های ۶۴۷ تا ۷۱۱ را به سال‌شمار نگاشته است. تنها تفاوت این‌جا بود که در آن کاربرد، پسوند «یه» عربی و اسمی بود، نه یونانی و مکانی. و این بدان معناست که ریشه‌ی واژه‌ی «ترکیه» به چندین سده پیش از قرن بیستم بازمی‌گردد.

و نکته ظریف‌تر اینکه در همان «دولة الترکیة» مملوکی نیز، اقلیت ترک؛ که باز به حکایت صریح تاریخی، چرکس‌ها و ایرانیانی نیز در خیل آن بودند، بر اکثریت جامعه‌ی عرب و قبطی فرمان می‌راند و نام خود را بر کل جامعه تحمیل کرده بود. این الگو، گویی پیش‌درآمدی بود بر وضعیتی که قرن‌ها بعد در آناتولی تکرار شد.

 

سرزمین اقوام و سیاست ذوب

ترکیه‌ای که در ۱۹۲۱ برپا شد، سرزمینی بود از اقوام متعدد مانند ترک، کرد، ارمنی، یونانی و… و دولتی که حاضر نبود حقوق بدیهی این اقوام را به رسمیت بشناسد و در عوض سیاست ذوب آنان را در هویتِ واحدِ پیش گرفت. چنین تناقضی دیری نپایید که به بحران بدل شد. و امروز، اعتراض به همین هویت‌سازی، دیگر تنها به خیابان و فضای مجازی محدود نیست؛ به صحن مجلس، به مناظره‌های تلویزیونی، استادیوم‌های ورزشی و… نیز کشیده شده است.

نمونه آن مناظره جنجالی یوسف خلج‌اوغلو و عایشه حر درباره مفهوم «ترک» بود؛ مناظره‌ای که در آن عایشه حر یادآور شد نام «ترکیه» نخستین بار در ۱۹۲۱ به کار رفته، و خلج‌اوغلو در برابر آن سخن از «ویژگی‌های اخلاقی با منشأ نژادی» گفت. و در همین فضا بود که حتی عضو ارشد حزب عدالت و توسعه به صراحت اعلام کرد: «چیزی به اسم ترک وجود ندارد.»

این رخدادها نشان می‌دهد پرسش هویتی که با فروپاشی عثمانی بر آناتولی سنگینی کرد، هنوز پاسخی نیافته است. و نام «ترکیه» که در تب و تاب یک مهندسی ملی به عرصه‌ی سیاست آمد، نتوانسته اقوام کهن این سرزمین را در خود ادغام کند و هر چه می‌گذرد، شکاف میان هویت‌های چندگانه و سیاست ذوب، بیشتر عیان می‌شود.

 

پیوند ناتمام؛ زبان، تاریخ و تحریف

زبان نیز در این معما نقشی کلیدی دارد. زبان اداری و مکاتبه‌ای عثمانی، زبانی بود آمیخته با فارسی و عربی که تنها ۲۵ درصد آن را لغات ترکی می‌ساخت و معیار واحدی برای آن تعریف نشده بود. با فروریختن عثمانی، این زبانِ آمیخته نیز جای خود را به ترکی استانبولیِ استاندارد داد؛ پروژه‌ای که خواست پیوندی صاف و بی‌حاشیه با گذشته برقرار کند. اما این گذشته، خود از اعتراف به تکثر ناتوان بود. ممالیک که نام «دولة الترکیة» را بر مصر نهادند، اقلیتی بودند که بر اکثریت عرب و قبطی فرمان می‌راندند؛ و جمهوری ترکیه نیز الگویی مشابه را بازتولید کرد. در هر دو مورد، نامِ اقلیتِ حاکم بر سراسر یک خاک و یک جامعه تحمیل شد؛ هر دو بار با خشونت و نفی حقوق دیگران. از همین روست که تبارشناسی نام «ترکیه»، تنها پژوهشی لغوی نیست؛ کاوشی در ژرف‌ترین لایه‌های یک بحران هویتی است که هنوز در آناتولی گشوده و ناتمام مانده است.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه