در ایرانِ ما نقشِ سترگ پیوند را قرن‌هاست که «زبانِ فارسی» بر عهده گرفته است؛ زبانی که از دلِ تاریخ برآمده و امروز، فراتر از مرزهای جغرافیاییِ یک استان یا منطقه، به میراثِ مشترکِ همه‌ی ایرانیان بدل شده است.

گروه سیاسی/ سردبیر: زبان، بیش از آنکه مجموعه‌ای از واژه‌ها و قواعد دستوری باشد، روحِ جاری در کالبدِ یک ملت است. در میانِ جوامعِ انسانی، گروه‌ها و تیره‌هایی که از ریشه‌های تاریخی، نژادی و فرهنگیِ مشترک برخوردارند، برای پیوندِ دل‌ها و اندیشه‌هایشان به «زبانِ مشترک» نیاز دارند. این زبان، همچون چتری بزرگ، تنوعِ لهجه‌ها و گویش‌های منطقه‌ای را در خود جای می‌دهد تا نه به قصدِ حذفِ آن‌ها، بلکه برای ایجادِ پلی میانِ همه‌ی اعضای آن پیکره‌ی واحد، به کار گرفته شود. در ایرانِ ما، این نقشِ سترگ را قرن‌هاست که «زبانِ فارسی» بر عهده گرفته است؛ زبانی که از دلِ تاریخ برآمده و امروز، فراتر از مرزهای جغرافیاییِ یک استان یا منطقه، به میراثِ مشترکِ همه‌ی ایرانیان بدل شده است.

 

زبانِ مشترک؛ گنجینه‌ی ملی، نه میراثِ محلی

هنگامی که تیره‌های مختلفِ یک سرزمین به این نتیجه می‌رسند که برای درکِ متقابل به یک زبانِ معیار نیاز دارند، به صورتِ طبیعی یکی از گویش‌های رایج را که از نظرِ ادبی و فصاحت در جایگاهِ والاتری است، به عنوان زبانِ مشترک برمی‌گزینند. زبانِ فارسی نیز در طولِ قرن‌های متمادی همین مسیر را طی کرده است. اگرچه خاستگاهِ این زبان ممکن است در آغاز به ناحیه‌ی خاصی محدود بوده باشد، اما در مسیرِ توسعه و کمالِ خویش، چنان غنا و غنایی یافت که دیگر نمی‌توان آن را متعلق به یک گوشه‌ی خاص از این خاکِ پهناور دانست.

امروز زبانِ فارسی، تریبونِ همه‌ی ماست؛ از بلند‌های‌های سبلان و سهند تا سواحلِ خلیج‌فارس و از کوهپایه‌های زاگرس تا کویرهای مرکزی. هیچ ناحیه‌ای نمی‌تواند ادعا کند که تنها صاحبِ این زبان است، زیرا درِ تک‌تکِ خانه‌ها و در طولِ هزاران سال، همه‌ی تیره‌های ایرانی از آذری و کُرد و لُر و بلوچ و گیلک گرفته تا دیگر اقوام، در صیقل خوردنِ این گوهرِ درخشان سهیم بوده‌اند. سهمِ هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارد؛ زبانِ فارسی همان‌قدر متعلق به کسی است که با لهجه‌ی شیرینِ آذری سخن می‌گوید، که متعلق به کسی است که در قلبِ پایتخت به زبانِ فارسیِ معیار گفتگو می‌کند. این زبان، حاصلِ هم‌افزاییِ روحِ جمعیِ همه‌ی ایرانیان است و در این میانه، تفکیکِ سهمِ هر ناحیه، تلاشی ناممکن و بیهوده است.

 

تفرقه‌افکنی؛ نقشه‌ی کهنِ بیگانگان

اما نباید از یاد برد که همیشه در تاریخ، کسانی بوده‌اند که از این «وحدت در کثرت» هراس داشته‌اند. سیاست‌های استعماری و قدرت‌های خارجی که دهه‌هاست در پیِ تسلط بر منابع و سرنوشتِ ملت‌ها هستند، خوب می‌دانند که تنها راهِ به زانو درآوردنِ کشوری همچون ایران، «تفرقه» است. آن‌ها برای نفوذِ خود، به دنبالِ ایجادِ شکاف در میانِ صفوفِ متحدِ اقوامِ ایرانی بوده‌اند. روشِ کارِ آن‌ها ساده اما فریبکارانه است؛ گاهی با بزرگ‌نماییِ غرورِ قومی، سعی می‌کنند زبانِ مادری را در تقابل با زبانِ ملی قرار دهند و القا کنند که استقلالِ زبانی، لازمه‌ی استقلالِ سیاسی است؛ در حالی که این دو هیچ تناقضی با هم ندارند و یک ایرانی می‌تواند هم به زبانِ محلیِ خود عشق بورزد و هم به زبانِ فارسی به عنوان زبانِ مشترکِ ملی افتخار کند. در سوی دیگر، با بهره‌گیری از ساده‌لوحی، بذرِ کینه می‌کارند. به برخی از هموطنانِ ما القا می‌کنند که اگر لهجه‌ی آن‌ها عیناً با زبانِ رسمیِ کشور یکی نیست، پس موردِ ظلم قرار گرفته‌اند. آن‌ها سعی دارند این اختلافِ ساده و طبیعیِ زبانی را به «کینه» تبدیل کنند تا مردم به جایِ آنکه دست در دستِ برادرانِ خود بگذارند، در برابرِ هم بایستند. این بازیِ خطرناکی است که تنها نتیجه‌اش، تضعیفِ بنیان‌های ملی و فراهم کردنِ فضای جولانِ بیگانگان است.

 

همبستگی؛ تنها راهِ حفظِ هویت

باید هوشیار باشیم. زبانِ فارسی نه یک ابزارِ سرکوب، بلکه نمادِ همبستگیِ ماست. تفاوت‌های زبانی در ایران، نه نشانه‌ی جدایی، بلکه زیبایی‌بخشِ فرهنگِ رنگارنگِ ماست. وقتی یک شاعرِ آذربایجانی، شعرِ خود را به زبانِ فارسی می‌سراید، در واقع با این کار، قدرتِ زبانِ فارسی را برای بیانِ عواطفِ انسانی نشان می‌دهد.

آنچه ایران را در طولِ تاریخ از هجوم‌های بنیان‌کن حفظ کرده، همین ریسمانِ نامرئی اما ناگسستنیِ فرهنگی بوده است. سیاست‌های تفرقه‌افکن، تاریخِ این سرزمین را هدف گرفته‌اند تا ما را از ریشه‌های مشترکمان جدا کنند. آگاهی از این توطئه‌ها و فهمِ درستِ جایگاهِ زبانِ فارسی در ساختارِ هویتیِ ایران، نخستین گام برای مقابله با کسانی است که چشمِ دیدنِ اتحادِ ما را ندارند. ما باید بدانیم که زبانِ فارسی، خانه و مأمنِ همه‌ی ماست؛ خانه‌ای که خشت‌خشتِ آن با هنر، تاریخ و غیرتِ همه‌ی اقوامِ ایران ساخته شده است. بیایید با تقویتِ این زبان، اتحادِ خود را در برابرِ طوفانِ تفرقه‌افکنی‌ها، مستحکم‌تر کنیم.

 

منابع برای مطالعه بیشتر:

1- بهار، محمدتقی (ملک‌الشعرا)، «سبک‌شناسی»، انتشارات امیرکبیر. (در بابِ شکل‌گیری زبان ادبی و میانجی).

2- کسروی، احمد، «زبان پاک»، انتشاراتِ فردوسی. (پیرامونِ ضرورتِ زبانِ مشترک در حفظِ تمامیت ارضی).

3- ناتل خانلری، پرویز، «تاریخ زبان فارسی»، بنیاد فرهنگ ایران. (در تحلیلِ نقشِ زبان فارسی در پیوندِ اقوام ایرانی).

4- افشار، ایرج، «مقالاتی در بابِ مسائلِ ایران و هویت ملی»، نشرِ نگاه. (درباره‌ی توطئه‌های خارجی در ایجادِ تفرقه قومی).

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه