یکی از تحولات در قفقاز پروژه‌ی دالان زنگزور یا دالان ترامپ است؛ مسیری که آذربایجان، با حمایت ترکیه و این روزها البته با چراغ سبز آمریکا و کشورهای غربی و رژیم اسرائیل، در تلاش برای ایجاد آن است. این دالان می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر منافع ملی ایران بگذارد.

گروه سیاسی/ سردبیر: در سال‌های اخیر، قفقاز جنوبی به یکی از محورهای اصلی منازعات ژئوپلیتیکی در اوراسیا تبدیل شده است. و یکی از تحولات بحث‌برانگیز در این منطقه پروژه‌ی دالان زنگزور یا دالان ترامپ است؛ مسیری که آذربایجان، با حمایت ترکیه و این روزها البته با چراغ سبز آمریکا وکشورهای غربی و رژیم اسرائیل، در تلاش برای ایجاد آن از طریق خاک ارمنستان است تا نخجوان را به آذربایجان متصل کند. این دالان که از طریق مناطق مرزی ارمنستان جنوبی (استان سیونیک) عبور می‌کند، می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر منافع ملی ایران بگذارد.

 

کریدور شمال–جنوب در برابر «دالان زنگزور»

ایران دهه‌هاست که استراتژی خود را بر پایه تثبیت نقش‌آفرینی به عنوان «پل ارتباطی جهان» بنا کرده است. در این میان، کریدور بین‌المللی شمال–جنوب (INSTC) نه تنها یک پروژه اقتصادی، بلکه یک ستون استراتژیک برای امنیت و اقتدار ملی است. این مسیر که از هند و خلیج فارس آغاز شده و از قلب خاک ایران به سوی روسیه و بازارهای پررونق اروپا می‌پیوندد، مسیر کوتاه‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و امن‌ترین راه برای جابه‌جایی کالا میان اقیانوس هند و دریای بالتیک محسوب می‌شود.

اما امروز، این جایگاه حیاتی با تهدیدی ساختاری با نام پروژه‌ی «دالان زنگزور» یا «دالان تریپ» روبرو شده است. این مسیر که با حمایت‌های سیاسی و تلویحی از سوی بازیگران منطقه‌ای و با پشتیبانی ناتو تحت عنوان دالان زنگزور و با حمایت آمریکا با عنوان دالان تریپ پیش می‌رود، هدفی فراتر از یک مسیر تجاری ساده داشته و در پی ایجاد راهی هست که از طریق خاک ارمنستان، آسیای مرکزی را مستقیماً به ترکیه و از آن طریق به اروپا وصل کند. و هدف اصلی و غایی این طرح، ایجاد یک «مسیر جایگزین» برای دور زدن ایران است.

اگر این دالان به شکل کامل عملیاتی شود، ایران با خطر جدی «حاشیه‌رانی ترانزیتی» مواجه خواهد شد. حذف نقش ایران از زنجیره اصلی انتقال کالا میان آسیای مرکزی و اروپا، به معنای از دست رفتن درآمدهای کلان ترانزیتی و تضعیف قدرت بازدارندگی اقتصادی کشور در منطقه است. این پروژه نه تنها یک رقابت تجاری، بلکه بخشی از یک بازی ژئوپلیتیک بزرگ‌تر برای محدود کردن نفوذ ایران و تغییر توازن قدرت در کریدورهای اصلی جهانی است. ایران باید با تقویت زیرساخت‌های خود در کریدور شمال–جنوب، این تلاش‌ها برای انزوای ترانزیتی را بی‌اثر سازد.

 

فشار بر ارمنستان و تهدید ثبات مرزهای شمالی ایران

ایجاد دالان فراتر از یک بازسازی مسیر تجاری، در واقع پروژه‌ای برای تغییر معادلات حاکمیت ملی در قفقاز جنوبی نیز هست که مستقیماً ارمنستان را هدف قرار می‌دهد. ارمنستان، به عنوان یکی از همسایگان و شرکای راهبردی ایران و روسیه، همواره در میانه فشار دوگانه باکو و آنکارا قرار داشته است. در این میان، ایران با رویکردی واقع‌گرایانه اما مبتنی بر حفظ ثبات، همواره تلاش کرده تا تعادل قدرت در این منطقه حساس را حفظ کند. اگرچه تهران روابط دیپلماتیک و تاریخی خود را با جمهوری آذربایجان حفظ کرده، اما حمایت بی‌قید و شرط از حق حاکمیت ارمنستان بر خاک خود و جلوگیری از تغییر مرزها، همواره از اصول ثبات منطقه‌ای از منظر ایران بوده است.

اجرای اجباری دالان می‌تواند به معنای تضعیف بنیادین حاکمیت ارمنستان و تبدیل این کشور به کشوری محصور و منزوی در میان متحدان دشمنش باشد. این سناریو، نه تنها ساختار سیاسی ارمنستان را به چالش می‌کشد، بلکه می‌تواند با ایجاد خلأ قدرت و تغییر توازن استراتژیک، تعادل منطقه را به‌طور کامل برهم زند. از منظر امنیت ملی ایران، هرگونه بی‌ثباتی ناشی از فروپاشی حاکمیت ارمنستان یا ایجاد یک مسیر ترانزیتی که مرزهای شمالی ایران را به شدت تحت تأثیر قرار دهد، می‌تواند زمینه‌ساز تنش‌های جدید و تهدید مستقیم امنیت مرزی کشور باشد. در واقع، زنگزور می‌تواند از یک مسیر تجاری، به ابزاری برای بازسازی مرزهای سیاسی تبدیل شود که امنیت ایران را نیز در دل خود نهفته دارد.

 

سناریوی حضور تل‌آویو واشنگتن در نزدیکی مرزهای ایران

موضوع نگران‌کننده‌ی دیگر – به خصوص بعد از تهاجم 12روزه‌ی اسرائیل به ایران در خرداد 1404 و حملات 40 روزه‌ی آمریکا و اسرائیل در اسفند و فروردین گذشته – حضور رژیم صهیونیستی و آمریکا در پروژه‌های مرتبط با دالان است. اسرائیل با دولت باکو روابط امنیتی و نظامی گسترده دارد و استفاده از دالان زنگزور می‌تواند دسترسی تل‌آویو را به منطقه‌ی قفقاز و حتی آسیای میانه تسهیل کند. از سوی دیگر تلاش آمریکا برای نفوذ در لایه های سیاسی و امنیتی ارمنستان برای پیشبرد طرح تریپ نیز در واقع تلاشی است برای ورود به حیات خلوت روسیه و ایران در قفقاز جنوبی! و این مسأله از منظر امنیت ملی برای ایران تهدیدی جدی محسوب می‌شود، زیرا به افزایش نفوذ اسرائیل و آمریکا در نزدیکی مرزهای شمال غربی کشور می‌انجامد.

و در نهایت باید گفت که این دالان تنها یک پروژه عمرانی یا ترانزیتی نیست؛ بلکه بخشی از یک بازی بزرگ ژئوپلیتیکی در منطقه‌ای حساس و پرتنش است. ایران نمی‌تواند نسبت به این تحولات بی‌تفاوت باشد. ضروری است تهران با ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و حتی امنیتی و نظامی، مانع اجرای این طرح شود، یا دست‌کم با کسب امتیازاتی، مانع از به حاشیه رانده شدن منافع خود گردد. آینده قفقاز جنوبی در حال بازتعریف است و ایران باید جایگاه خود را در این معادله تثبیت کند، پیش از آنکه خیلی دیر شود.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه