گروه سیاسی/ سردبیر: در کالبد سیاست خارجی خاورمیانه و منطقه قفقاز، نام ایران و ترکیه همواره در کنار هم شنیده میشود؛ دو قدرت منطقهای که تاریخ، جغرافیا و فرهنگ آنها چنان در هم تنیده است که جدایی آنها از یکدیگر ناممکن به نظر میرسد. اگرچه در نگاه اول، تفاوتهای راهبردی، مذهبی و ساختاری میان تهران و آنکارا، تصویری از یک رقابت بیپایان را ترسیم میکند، اما با نگاهی عمیقتر به لایههای زیرین ژئوپلیتیک، میتوان دریافت که این دو کشور در میانهی یک «مصلحت مشترک بزرگ» قرار دارند. امروز، ضرورتِ گذار از نگاه «بازی با هم» به نگاه «همکاری برای ثبات»، نه یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت بقا در برابر آشوبهای منطقهای است. در این مطلب تلاش خواهم کرد در ورای اختلافات میان دو کشورِ مسلمانِ همسایه که کم هم نیستند، به اشتراکاتی که برای بقای امنیت برای هر دو کشور ضروری است بپردازمو
قفقاز جنوبی؛ میدان بازی یا منطقه ثبات؟
منطقه قفقاز جنوبی در سالهای اخیر از یک گلوگاه تجاری به کانون تنشهای امنیتی تبدیل شده است. حضور پررنگ قدرتهای فرامنطقهای و تغییر موازنه قدرت پس از جنگهای اخیر، تهدیدی جدی برای ثبات این منطقه محسوب میشود. در اینجا، منافع ایران و ترکیه در یک نقطه تلاقی قرار میگیرد و آن این که هر دو کشور به دنبال جلوگیری از بروز یک جنگ تمامعیار یا فروپاشی ساختارهای موجود در قفقاز هستند.
برای ایران، ثبات در قفقاز به معنای حفظ امنیت مرزهای شمالی و جلوگیری از بیداری ناسیونالیسمهای تفرقهجو است؛ برای ترکیه نیز، ثبات در این منطقه به معنای تثبیت نقش خود به عنوان پل ارتباطی میان آسیا و اروپا و حفظ نفوذ در مسیرهای جدید است. هر دو کشور به خوبی میدانند که هرگونه جنگ جدید در این منطقه، نه تنها امنیت ملی آنها را تهدید میکند، بلکه میتواند به زنجیرهای از ناامنیهای مرزی و مهاجرتهای اجباری منجر شود که کنترل آنها برای هر دو پایتخت غیرممکن خواهد بود.
پیوند منافع دو کشور ذیل ترانزیت
در حالی که سیاستگران ممکن است بر سر مسائل ایدئولوژیک اختلاف نظر داشته باشند، اقتصاد و جغرافیا زبان دیگری را سخن میگویند. توسعهی مسیرهای ترانزیتی و ایجاد کریدورهای جدید، یکی از بزرگترین فرصتهای پیش روی ایران و ترکیه است. در دنیایی که مسیرهای سنتی دریایی با چالشهای امنیتی و هزینههای گزاف مواجه هستند، گذرهای زمینی و ریلی میان ایران و ترکیه میتواند نقش حیاتی در زنجیره تأمین جهانی ایفا کند.
ایران با برخورداری از ظرفیتهای ترانزیتی و موقعیت جغرافیایی خود در مسیرهای جنوب-شمال و شرق-غرب، و ترکیه به عنوان دروازهی ورود به بازارهای اروپایی، میتوانند از طریق توسعهی این پیوندها، از فشارها و انزوای اقتصادی فراتر روند. این همگرایی اقتصادی، فراتر از یک معامله تجاری ساده است؛ این یک «امنیت اقتصادی مشترک» است که میتواند محرکی برای کاهش تنشهای سیاسی باشد.
مدیریت حضور قدرتهای خارجی
یکی از حساسترین نقاط مشترک میان تهران و آنکارا، ضرورت احترام به حاکمیت ملی کشورها و جلوگیری از مداخلهی بیرویه قدرتهای فرامنطقهای (مانند ایالات متحده) در معادلات داخلی منطقه است. هر دو کشور به خوبی درک میکنند که تبدیل شدنِ منطقه به میدان جنگِ قدرتهای بزرگ، تنها منجر به تضعیف توانمندیهای بومی و از بین رفتن استقلال تصمیمگیری آنها خواهد شد.
حضور بیرویه قدرتهای خارجی در قفقاز، میتواند منجر به ایجاد «تنش» شود که در آن، منافع ملی ایران و ترکیه در سایهی بازیهای بزرگ، قربانی میشود. بنابراین، تلاش برای مدیریت هوشمندانه این حضور و ایجاد یک نظم منطقهای که در آن کشورهای منطقه، نقش اصلی را در تعیین سرنوشت خود ایفا کنند، از اصلیترین نقاط اشتراک راهبردی این دو قدرت است. احترام به مرزها و حاکمیت ملی، نه تنها یک اصل حقوقی، بلکه تنها راه برای جلوگیری از بازگشت به دوران استعمار و سلطهی قدرتهای دوردست است.
البته نباید چشم پوشید که تفاوتهای ساختاری میان ایران (با رویکرد مذهبی-ایدئولوژیک) و ترکیه (با رویکرد سکولار-ملیگرا) و همچنین رقابتها در عرصههای مختلف، همچنان وجود دارد. اما حقیقت این است که در دنیای مدرن، «تفاوت» نباید به معنای «تضاد» باشد. سیاست خارجی هوشمندانه، سیاستی است که بتواند تفاوتها را مدیریت کند و در عین حال، بر نقاط اشتراک برای رسیدن به اهداف بزرگتر تمرکز نماید.
ایران و ترکیه باید به سمت یک مدل جدید از تعامل حرکت کنند؛ مدلی که در آن رقابت در عرصههای اقتصادی و دیپلماتیک، مانع از همکاری در عرصههای امنیتی و استراتژیک نشود. این یعنی پذیرش این واقعیت که میتوان همزمان با حفظ منافع ملی خود، همکارِ استراتژیکِ همسایه نیز بود.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه



















Friday, 9 October , 2026