هر درگیری نظامی در لایه‌های عمیقِ جامعه و در «قلعه‌ی وحدت ملی» محک می‌خورد. امروز که تنش‌های مستقیم نظامی با قدرت‌هایی چون ایالات متحده بر سر کشور سنگینی می‌کند، بازخوانی مفهوم وحدت ملی نه یک بحث انتزاعی، بلکه یک ضرورتِ وجودی برای دفاع از تمامیت ارضی است

گروه سیاسی/ سردبیر: تاریخ سیاسی کشورها، به‌ویژه جوامعی که در مسیر استقلال و تعیین سرنوشتِ خود با قدرت‌های هژمونیکِ جهانی درگیر بوده‌اند، نشان می‌دهد که جنگ تنها در میدان‌های نبرد نظامی و تبادل آتش تعریف نمی‌شود. در حقیقت، هر درگیری نظامی، پیش از آنکه در خطوط مقدمِ جبهه‌ها تعیین‌تکلیف شود، در لایه‌های عمیقِ جامعه و در «قلعه‌ی وحدت ملی» محک می‌خورد. در زمانه‌ی کنونی که سایه‌ی تهدیدها و به‌ویژه تنش‌های مستقیم نظامی با قدرت‌هایی چون ایالات متحده بر سر کشور سنگینی می‌کند، بازخوانی مفهوم وحدت ملی نه یک بحث انتزاعی، بلکه یک ضرورتِ وجودی برای بقای ساختار سیاسی و دفاع از تمامیت ارضی است.

 

وحدت ملی؛ ستون فقراتِ قدرت دفاعی

زمانی که صحبت از «وحدت ملی» در بحبوحه‌ی جنگ به میان می‌آید، بسیاری آن را صرفاً یک شعار تبلیغاتی می‌پندارند؛ اما در تحلیل‌های استراتژیک، وحدت ملی به عنوان یک «نیروی محرکه‌ی قدرتمند» عمل می‌کند. تجربه تاریخ معاصر ایران، به ویژه در بزنگاه‌هایی که با تهاجمات یا تهدیدهای مستقیم آمریکا همراه بوده، به‌وضوح نشان داده است که چگونه انسجام داخلی می‌تواند محاسبات دشمن را تغییر دهد. ایالات متحده با اتکا به دکترین‌های «جنگ ترکیبی»، همواره تلاش کرده است با برجسته کردن شکاف‌های قومی، طبقاتی و سیاسی، اراده‌ی جمعی ملت را متلاشی کند. در چنین شرایطی، وحدت ملی به معنای نادیده گرفتن اختلافات نیست، بلکه به معنای ترجیح دادنِ خیرِ عمومی و دفاع از سرزمین بر هرگونه گسست داخلی است.

وقتی تهاجمات نظامی یا فشارهای حداکثری اقتصادی از سوی آمریکا به شکلی زنجیره‌ای اعمال می‌شود، وحدت ملی به افزایش توان دفاعی منجر می‌گردد. در این فضا، منابع محدودِ انسانی، مالی و نظامی با کارآمدی بیشتری به خدمت جبهه‌های دفاعی درمی‌آیند. وقتی مردم پشت دولت و نیروهای مسلح خود متحد باشند، دولت می‌تواند با اعتماد به نفسِ بیشتری در مدیریت امور کشور و هدایتِ جنگ عمل کند. در واقع، انسجام اجتماعی همان سپری است که اجازه نمی‌دهد تهاجماتِ بیرونی، به فروپاشیِ درونی منجر شود.

 

مکانیزم‌های دفاعی در برابر جنگ روانی

یکی از اهداف اصلی تهاجمات آمریکا، صرف‌نظر از ابعاد نظامی، تحمیل «جنگ روانی» است. دشمن تلاش می‌کند با استفاده از بمباران اطلاعاتی و عملیات‌های روانی، امید به پیروزی را در دل مردم بمیراند و هزینه‌های روانیِ مقاومت را چنان بالا ببرد که جامعه از درون دچار فرسایش شود. در این میان، وحدت ملی مانند یک «سپر دفاعی» عمل می‌کند. جامعه‌ای که در آن اعتماد متقابل میان دولت و ملت وجود دارد، در برابر دروغ‌ها و تبلیغات مسموم واکسینه می‌شود.

این وحدت، افزون بر اینکه روحیه و انگیزه نیروهای نظامی را در میادین نبرد تقویت می‌کند، باعث می‌شود تا آسیب‌های اجتماعی ناشی از جنگ نیز به حداقل برسد. تنش‌های داخلی، که به طور طبیعی در شرایط بحرانی تشدید می‌شوند، در سایه‌ی یک درکِ مشترک از «تهدیدِ خارجی» مدیریت‌پذیرتر می‌شوند. حمایت‌های مردمی که از دل این انسجام برمی‌آید، منبع اصلی مشروعیت و توانِ ایستادگی در برابر فشارهاست. تاریخ نشان داده است هرگاه ملت‌ها با تکیه بر وحدت درونی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا ایستادگی کرده‌اند، هزینه‌ی تهاجم برای دشمن به قدری بالا رفته که ماشین جنگی آن‌ها را متوقف ساخته است.

 

میراثِ ماندگار؛ فراتر از میدان نبرد

اهمیت وحدت ملی در دوران جنگ تنها به پیروزی در میدان نبرد محدود نمی‌شود؛ بلکه این انسجام، الگویی برای نسل‌های آینده باقی می‌گذارد. پیامی که از وحدتِ یک ملت در برابر تهدیدات نظامی مخابره می‌شود، پیام «تسلیم‌ناپذیری» است. وقتی نسل‌های بعدی مشاهده می‌کنند که چگونه پیشینیان‌شان با وجود تفاوت در سلیقه‌ها و نگاه‌های سیاسی، در برابر فشارهای خارجی و تهاجماتِ آمریکا متحد شدند، این آموزه به بخشی از فرهنگ سیاسی و ملی آن‌ها بدل می‌شود.

دولت‌های کارآمد در شرایط جنگی، دولت‌هایی هستند که توانسته‌اند این وحدت را به عنوان دارایی استراتژیک حفظ کنند. در دورانی که آمریکا با تکیه بر ابزارهای تکنولوژیک و قدرت اقتصادی می‌کوشد اراده‌ی کشورها را در هم بشکند، همبستگی ملی نه یک انتخاب، که تنها مسیرِ باقی‌مانده برای حفظ استقلال و امنیت است. وحدت ملی در روزهای سخت، تنها راهی است که باعث می‌شود یک ملت از گذرگاه‌های صعب‌العبورِ تاریخ، سرافراز و یکپارچه عبور کند و به دشمنِ فرامنطقه‌ای نشان دهد که اراده‌ی جمعی، قدرتمندتر از هر سلاحِ مدرنی است که به سوی این مرزها نشانه رفته است. این وحدت، هسته‌ی سختِ مقاومت و اصلی‌ترین تضمین برای بقای ملی در برابر تلاطم‌های سیاسی و نظامی است که جهان معاصر با آن روبروست.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه