گروه سیاسی/ سردبیر: در ساحتِ اندیشه و فرهنگ، هیچ پدیدهای به اندازهی «زبان» با هویت و عاطفه درهمتنیده نیست. زبان مادری، همان پیوند نامرئی است که فرد را به تاریخ، خاک و از همه مهمتر، به آغوش نخستین آموزگارش یعنی مادر متصل میکند. اما آنچه امروز تحت لوای ایدئولوژی «پانترکیسم» در ایران و برخی مناطق همجوار مشاهده میشود، نه پاسداری از این میراثِ عاطفی، بلکه حرکتی خزنده برای جایگزینی «زبانِ مادری» با یک مفهوم برساخته و مهندسیشده به نام «زبانِ مادر» است؛ زبانی که نه از بطن جامعه، بلکه از اتاقهای فکر سیاسی بیرون آمده است.
آنچه قومگرایان افراطی به عنوان زبان معیار ترویج میکنند، فرسنگها با زبانی که مردم آذربایجان یا سایر مناطق ترکزبان در زندگی روزمره به کار میبرند، فاصله دارد. این زبان، یک ملغمهی نچسب است؛ ترکیبی از واژگان ساختگی، لغات وارداتی از کشورهای همسایه و دستور زبانهای تحمیلی که هدفش بریدن پیوندِ زبانیِ مردمِ منطقه با تاریخِ مشترکشان است.
این زبان حاصل توافق «روشنفکرنماهایی» است که در پی ایجاد یک «ابَر زبان» هستند تا با آن، مرزهای خیالی خود را ترسیم کنند. آنها واژگانی را که قرنها در کنار فارسی و سایر زبانهای ایرانی زیستهاند، به جرم «ناخالص بودن» اخراج میکنند و به جای آن، کلماتی را مینشانند که برای گوشِ یک پیرزن روستایی در اردبیل یا یک کشاورز در زنجان، کاملاً بیگانه است.
یکی از کارکردهای مخفیانه این زبانِ برساخته، ایجاد سلسلهمراتب قدرت است. قومگرایان با تکیه بر این زبانِ مصنوعی، نوعی اشرافیتِ کاذب فرهنگی ایجاد کردهاند. آنها با این زبان، هممحلیهای خود را تحقیر میکنند! و در نزد آنان کسی که با لهجهی بومی خود سخن میگوید، «عامی» انگاشته میشود. و کسی که واژگانِ اصیل و مشترکِ ایرانی را به کار میبرد، «استحاله شده» برچسب میخورد. و این زبان، نه برای گفتگو، بلکه برای «سَرکوفت زدن» به تودههایی طراحی شده که هنوز به اصالتهای خود پایبندند.
بنیادیترین نقد بر این جریان، در نامگذاری آن نهفته است. زبان مادری را فرزند از مادر میآموزد، اما در پروژهی پانترکیسم، این فرزندان (فعالان سیاسی) هستند که سعی میکنند زبان را به مادران خود بیاموزند! آنها به مادران خود دیکته میکنند که چگونه سخن بگویند، کدام واژه را حذف کنند و چگونه لهجهی آبا و اجدادیشان را به نفع یک استانداردِ وارداتی تغییر دهند. این فرآیند، خشونتی پنهان علیه نهاد خانواده و سنت است. وقتی مادری نمیتواند با زبانی که فرزندش «اصیل» میداند ارتباط برقرار کند، گسستی عمیق در عاطفه و هویتِ جمعی رخ میدهد.
پانترکیسم در مسیر رسیدن به هدف خود، بزرگترین دشمنِ تنوعِ زبانی است. آنها با همان منطقِ تمامیتخواهی که منتقدش هستند، به سرکوبِ تفاوتها میپردازند. برای این جریان، گویشهای ظریفِ محلی، نیمزبانها و تنوعاتِ زبانیِ منطقهای، مزاحمانی هستند که باید در کورهی «یکسانسازی» ذوب شوند.
آنها با حذف این تفاوتها، در واقع در حال تخریبِ زیستبومِ فرهنگی منطقه هستند. نابودی یک گویش محلی، یعنی نابودیِ هزاران متل، ضربالمثل و ترانهای که تنها در همان گویش معنا دارد.
پروژهی تبدیل «زبان مادری» به «زبانِ مادر»، یک حرکت ضدفرهنگی است که پشت نقابِ «هویت طلبی» پنهان شده است. این جریان با تکیه بر زبانی که نه ریشه در خاک دارد و نه در حافظهی تاریخی مردم، تنها به دنبال ایجاد شکاف و تحقیرِ هویتهای اصیل بومی است. پاسداری واقعی از زبانهای منطقه، در گرو حفظِ همان گویشهای صمیمی و اصیلی است که از سینه به سینه منتقل شده، نه پذیرش ملغمهای که در آکادمیهای سیاسی و با اهداف تفرقهافکنانه ساخته و پرداخته شده است.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه

















Friday, 16 October , 2026