آنکارا در تلاش است با اتخاذ رویکردی مبتنی بر «اعتدالِ مدیریت‌شده» و حمایت از نیروهای جدید در سوریه، ثبات مرزهای شمالی خود را تضمین کرده و از نفوذ رقیبان منطقه‌ای جلوگیری کند. با این حال، این استراتژی با خطر شکست مواجه است

گروه سیاسی/ سردبیر: آنکارا در تلاش است با اتخاذ رویکردی مبتنی بر «اعتدالِ مدیریت‌شده» و حمایت از نیروهای جدید در سوریه، ثبات مرزهای شمالی خود را تضمین کرده و از نفوذ رقیبان منطقه‌ای جلوگیری کند. با این حال، این استراتژی با خطر شکست مواجه است؛ چرا که هدف آن بیشتر بر «تغییر برندِ سیاسی» متمرکز است تا «تحولِ ساختاری» در حکمرانی و حقوق اقلیت‌ها. عدمِ برخورد با ریشه‌های بحرانِ هویتی و ساختاری در سوریه، ترکیه را در وضعیتی قرار می‌دهد که تنها «تغییرِ چهره‌یِ حاکمیت» را مدیریت می‌کند، نه «ثباتِ جوامع» را.

ترکیه در سال‌های اخیر، از رویکردی تغییریافته در سوریه استفاده کرده که تلاش دارد چهره‌ی نیروهای محلی و گروه‌های جدید را تحت لوایِ «اعتدال» و «جنبش‌های میانه‎‌رو» بازنمایی کند. هدف آنکارا، ایجاد یک حاکمیتِ مطیع و همسو با منافعِ امنیتیِ ترکیه است که بتواند مرزهای شمالی را از تهدیداتِ کُرد و گروه‌های رادیکال پاکسازی کند.

اما مشکل بنیادین در اینجاست که این «اعتدال» عمدتاً یک «اعتدالِ ظاهری» است و ترکیه به جای آنکه بر اصلاحاتِ بنیادین در ساختارِ قدرت، توزیعِ عادلانه ثروت و تضمینِ حقوقِ اقلیت‌های قومی و مذهبی در سوریه تمرکز کند، تنها بر این مسئله پافشاری دارد که «چهره‌یِ حاکمان» تغییر کند تا از نگاهِ جامعه‌ی بین‌المللی، مشروعیت کسب کنند. این رویکرد، ریشه‌های عمیقِ بی‌اعتمادی میانِ گروه‌های مختلف سوری را درمان نمی‌کند، بلکه تنها لایه‌ای از پوسته‌یِ سیاسی را تغییر می‌دهد. وقتی ساختارِ حکمرانی همچنان بر پایه حاکمیتِ گروهی و نادیده گرفتنِ حقوقِ اقلیت‌ها باقی بماند، «اعتدالِ تبلیغاتی» به سرعت در برابرِ موج‌هایِ خشمِ اجتماعی یا بازگشتِ رادیکالیسم فرو می‌پاشد.

 

نقش اسرائیل در تضعیفِ ثباتِ مرزی

در این میان، نقش اسرائیل به عنوان یک بازیگرِ کلیدی، استراتژیِ ترکیه را پیچیده‌تر و در معرضِ شکست قرار می‌دهد. اسرائیل با نگاهی به سوریه به عنوان یک «حریمِ امنیتی»، همواره تلاش کرده است تا از هرگونه تثبیتِ حاکمیتِ مرکزی در سوریه که می‌تواند تهدیدی برای امنیتِ خود باشد، جلوگیری کند.

اسرائیل با استفاده از استراتژی‌هایِ «تضعیفِ مداوم» از حملات به زیرساخت‌ها تا حمایت از گروه‌های پراکنده، عملاً مانع از آن می‌شود که ترکیه بتواند یک «منطقه‌یِ باثبات و تحتِ کنترل» در شمال سوریه ایجاد کند. در واقع، ترکیه با یک «بازیِ دوطرفه» روبروست که از یک سو با شکست در مدیریتِ داخلیِ سوریه (به دلیلِ رویکردِ سطحی به اعتدال) مواجه است و از سوی دیگر، با فشارِ استراتژیکِ اسرائیل که هدفش جلوگیری از هرگونه «ثباتِ حاکمیتی» در سوریه است. این تلاقی، باعث می‌شود که هر تلاشِ آنکارا برای ایجادِ یک «بافرِ امنیتی» به یک لایه‌یِ شکننده و ناپایدار تبدیل شود.

 

ریسک‌هایِ ژئوپلیتیک ترکیه در منطقه‌ی شام

شکستِ استراتژیِ ترکیه در گذارِ سوریه، پیامدهایِ سنگینی برای امنیتِ ملیِ آنکارا خواهد داشت که در ادامه به چند مورد اشاره خواهم کرد:

۱. بی‌ثباتیِ مزمن: اگر حاکمیتِ جدید در سوریه بر پایه‌یِ «اعتدالِ ظاهری» بنا شود، با اولین بحرانِ اقتصادی یا تنشِ قومی، فرو خواهد پاشید. این یعنی مرزهای ترکیه همواره در معرضِ موج‌هایِ جدیدِ پناهندگی و خشونت‌هایِ فرامرزی خواهد بود.

۲. بحرانِ مشروعیت: تکیه بر گروه‌هایی که تنها «برندِ سیاسی» خود را تغییر داده‌اند، ترکیه را در موقعیتِ حمایت از «مزدورهایِ سیاسی» قرار می‌دهد که در بلندمدت، اعتبارِ دیپلماتیکِ آنکارا را در سطحِ بین‌المللی تخریب می‌کند.

۳. تثبیتِ نفوذِ رقیبان: عدمِ موفقیتِ ترکیه در ایجادِ یک ساختارِ پایدار، خلأ قدرتی ایجاد می‌کند که بلافاصله توسطِ بازیگرانِ منطقه‌ای (از جمله اسرائیل، روسیه و حتی ایران) برایِ پیشبردِ منافعِ خود پر خواهد شد.

و در نهایت باید گفت که ترکیه اگر بخواهد در سوریه از «شکست در گذار» جلوگیری کند، باید از «مدیریتِ چهره» به سمت «مدیریتِ ساختار» حرکت کند. ثباتِ مرزها در سوریه، نه با تغییرِ نامِ گروه‌ها، بلکه با تضمینِ مشارکتِ واقعیِ تمامیِ گروه‌ها و ایجادِ یک ساختارِ حکمرانیِ مشروع و پایدار حاصل می‌شود. در غیر این صورت، آنکارا تنها در حالِ سرمایه‌گذاری بر روی «سراب‌هایِ سیاسی» است که در برابرِ اولین طوفانِ واقعیت، از میان خواهند رفت.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه