بحران منابع در ایران دیگر صرفاً دغدغه نهادهای محیط‌زیستی نیست؛ به معضل اقتصادی، امنیتی و اجتماعی بدل شده است. دو محور اصلی این بحران، یعنی آب و انرژی، امروز در نقطه‌ای حساس قرار دارند.

گروه گزارش/ سردبیر: بحران منابع در ایران دیگر صرفاً دغدغه نهادهای محیط‌زیستی نیست؛ به معضل اقتصادی، امنیتی و اجتماعی بدل شده است. دو محور اصلی این بحران، یعنی آب و انرژی، امروز در نقطه‌ای حساس قرار دارند. مصرف بی‌رویه، ضعف سیاست‌های انگیزشی، و بی‌توجهی فرهنگی نسبت به صرفه‌جویی، آینده پایداری کشور را تهدید می‌کند. این گزارش کوتاه با نگاهی به وضعیت فعلی، ریشه‌ها و آینده آب و انرژی در ایران می‌پردازد.

 

آب، منبعی رو به زوال در سرزمینی کم‌باران

ایران در کمربند خشک جهان قرار دارد. میانگین بارش سالانه کمتر از ۲۵۰ میلی‌متر است، در حالی‌که میانگین جهانی حدود ۸۰۰ میلی‌متر است. بر اساس آخرین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، بیش از ۸۵ درصد دشت‌های کشور با بحران افت سطح آب زیرزمینی مواجه‌اند، و در حدود ۵۰ درصد مناطق کشاورزی با خطر بی‌آبی دست و پنجه نرم می‌کنند.

روند ساخت سدهای بزرگ در دهه‌های گذشته بدون توجه به تغذیه طبیعی سفره‌های زیرزمینی، افت شدیدی در تراز آبی کشور ایجاد کرده است. بسیاری از تالاب‌های مهم، از جمله ارومیه، هورالعظیم و گاوخونی یا خشک شده‌اند یا در وضعیت بحرانی قرار دارند. افزون بر این، الگوی سنتی و پرمصرف کشاورزی سهم بیش از ۹۰ درصدی در مصرف آب ایران دارد، در حالی که بازدهی آن در مقایسه با استاندارد جهانی، بسیار پایین است.

اگرچه بخش عمده‌ای از مصرف آب به کشاورزی مربوط می‌شود، نقش مردم در مدیریت خُرد شهری نیز تعیین‌کننده است. مصرف روزانه آب در خانوارهای ایرانی حدود دو برابر میانگین جهانی برآورد می‌شود. رفتارهایی چون رها کردن جریان آب هنگام شست‌وشوی ظروف، آبیاری غیرهوشمند باغچه‌ها یا استفاده بدون محدودیت از کولرهای آبی، هرکدام در مقیاس ملی، فشار زیادی بر سامانه تأمین آب وارد می‌کنند.

راه اصلاح، تنها از مسیر آموزش و سیاست‌گذاری یکپارچه می‌گذرد. در بسیاری از کشورها، آموزش محیط‌زیستی در مدارس و تعرفه‌گذاری پلکانی واقعی برای مصرف‌کنندگان پرمصرف، باعث کاهش مؤثر مصرف شده است. ایران نیز باید از مدل‌های موفق مانند استرالیا یا امارات بهره گیرد؛ جایی که نه با محدودیت دستوری بلکه با آگاهی اجتماعی و فناوری‌های بهینه، بحران آب کنترل شده است.

اما آینده منابع آبی کشور در گرو اقدام فوری است. اگر روند فعلی ادامه یابد، تا سال ۱۴۲۰ بیش از ۵۰ شهر با کمبود شدید آب شرب مواجه خواهند شد. در مقابل، توسعه فناوری‌های بازیافت آب، استفاده از پساب در صنعت، و حمایت از کشاورزی گلخانه‌ای می‌تواند چشم‌انداز متفاوتی رقم بزند.

به تعبیر کارشناسان، آب در قرن ۲۱ نه تنها منبع طبیعی بلکه شاخصی از امنیت ملی است. آینده ایران در گرو بازتعریف رابطه مردم با آب است! از منبع مصرفی به ارزش حیاتی و فرهنگی.

 

انرژی؛ منابع فراوان، مصرف بی‌محابا

ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است. اما این مزیت طبیعی، به جای خلق ثروت پایدار، به وابستگی مصرفی بدل شده است. طبق آمار وزارت نفت، بخش خانگی ایران سالانه بیش از ۲۲ میلیارد مترمکعب گاز و ۲۸ میلیارد کیلووات ساعت برق مصرف می‌کند، رقمی بسیار بالاتر از متوسط جهانی.

در زمستان‌ها، فشار شبکه گاز افت می‌کند؛ در تابستان، خاموشی‌های گسترده ناشی از کمبود تولید برق رخ می‌دهد، و در تمام سال، یارانه سنگین انرژی هزینه سنگینی بر خزانه دولت تحمیل می‌کند.

اما علت اصلی پرمصرفی ایرانیان را باید در ترکیب سه عامل جست‌وجو کرد:

قیمت‌گذاری غیرواقعی انرژی: یارانه‌های گسترده باعث می‌شود هزینه مصرف بالا احساس نشود، در نتیجه رفتار اصلاح نمی‌شود.

نبود آموزش و فرهنگ مصرف درست: بخش عمده‌ای از مردم تصور دارند که «صرفه‌جویی بی‌تأثیر است»، در حالی که در سطح ملی حتی کاهش ۵ درصدی مصرف برق معادل صرفه‌جویی در چند نیروگاه است.

فرسودگی زیرساخت‌ها: انتقال و توزیع انرژی در شبکه‌های قدیمی موجب اتلاف بزرگ منابع می‌شود.

بی‌شک، کنترل مصرف انرژی بدون مشارکت مردمی ممکن نیست. در کنار اصلاح سیاست‌های یارانه‌ای، باید مردم را در جریان هزینه‌های واقعی مصرف قرار داد. در این میان رسانه‌ها نقش مهمی دارند؛ اطلاع‌رسانی شفاف درباره هزینه تولید هر کیلووات برق یا هر مترمکعب گاز طبیعی، روح مسئولیت را در جامعه زنده می‌کند.

سوخت‌های فسیلی نیز روزی به پایان می‌رسند؛ سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی، زمین‌گرمایی) تنها گزینه پایدار برای دهه‌های آینده است. ایران با برخورداری از تابش خورشید فراوان، ظرفیت بالایی در این زمینه دارد، اما سهمش از تولید برق تجدیدپذیر کمتر از ۱ درصد کل توان تولیدی است. عددی که باید چند برابر شود تا بتواند جایگزین بخشی از مصرف فسیلی گردد.

در هر صورت اگر مدیریت انرژی در ایران به سمت کارایی حرکت نکند، منابع مالی دولت صرف پرداخت یارانه‌ها و جبران کسری تولید خواهد شد. این وضعیت، هم اقتصاد ملی را تهدید می‌کند و هم محیط‌زیست را. در مقابل، با اصلاح قانون هدفمندی، توسعه نیروگاه‌های خورشیدی کوچک، و انتشار اوراق صرفه‌جویی انرژی، کشور می‌تواند مسیر پایداری اقتصادی را طی کند.

 

از فرهنگ رفاه تا فرهنگ مسئولیت

در پایان باید گفت که اسراف در آب و انرژی فقط خطای فردی نیست، بلکه نارسایی فرهنگی و مدیریتی است که باید در سطح ملی اصلاح شود. هر خانوار ایرانی اگر باور کند که کوچک‌ترین رفتار او در میزان رفاه و امنیت ایران تأثیر دارد، زنجیره‌ای از اصلاح‌ها شکل می‌گیرد. دولت باید الگوی مصرف منطقی را با مشوق‌ها جایگزین محدودیت‌ها کند؛ رسانه‌ها باید از لحن شعاری به آموزش واقعی برسند؛ و مردم باید به این درک برسند که صرفه‌جویی، جانشین محرومیت نیست، بلکه راه بقا و پیشرفت کشور است.

ایران برای دوام منابع طبیعی و اقتصادی خود، ناگزیر از بازگشت به میراث عقلانیت مصرفی ایرانی–اسلامی است؛ همان اندیشه‌ای که در سنت‌های دینی ما بر میانه‌روی، مسئولیت‌پذیری و عدالت بین نسل‌ها تأکید دارد.

در این مسیر، هر قطره آب و هر وات برق، بخشی از آینده ایران است. حفظ آن، نه فقط از سر صرفه‌جویی، بلکه از سر عشق به میهن و احترام به نسل‌های بعد ضروری است.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه