گروه سیاسی/ سردبیر: روابط میان باکو و آنکارا، سالهاست که بر پایه یکی از موفقترین و استراتژیکترین شعارهای ژئوپلیتیک در منطقه، یعنی «یک ملت، دو دولت»، بنا شده است. این شعار، فراتر از یک عبارت تبلیغاتی، به معنای همگرایی عمیق نظامی، سیاسی و امنیتی میان دو کشور بود که در سالهای اخیر، نقش تعیینکنندهای در تغییر موازنه قدرت در قفقاز ایفا کرده است. اما تنشهای اخیر میان حزب حاکم جمهوری آذربایجان و جریانهای سیاسی حاکم در ترکیه، لایههای پنهانی از یک شکاف عمیق را نمایان کرده است؛ شکافی که نشان میدهد حتی صمیمیترین متحدان نیز نمیتوانند از برخوردِ «رویکردهای ایدئولوژیک» با «منافع ملی» مصون بمانند.
بحران فعلی که با بیانیه تند حزب «ینی آذربایجان» (آذربایجان جدید) شعلهور شد، ریشه در دخالتهای کلامی و رسانهای برخی مقامات و جریانهای حاکم در ترکیه دارد. وقتی مقامهای ترکیه با ورود به بحثهای حساسِ مربوط به پوشش و ارزشهای داخلی آذربایجان، مرزهای حاکمیت ملی باکو را جابهجا میکنند، در واقع نه تنها یک موضوع مذهبی یا اجتماعی را هدف گرفتهاند، بلکه به زیربنایِ اعتمادِ متقابل میان دو پایتخت آسیب میزنند. باکو با واکنشِ تند خود، پیام روشنی را به آنکارا مخابره کرده است: «حاکمیت ملی و تصمیمگیری در امور داخلی، خط قرمز ماست؛ حتی اگر طرف مقابل، متحد دیرینه ما باشد.»
تحلیل این تنش نشان میدهد که ما با دو نوعِ متفاوت از سیاست روبهرو هستیم. از یک سو، آنکارا با رویکردی که به نظر میرسد تحت تأثیر جریانهای محافظهکار و ایدئولوژیکِ حزب عدالت و توسعه (آکپارتی) است، سعی دارد نقشِ «برادر بزرگتر و راهنما» را در مسائل فرهنگی و مذهبی منطقه ایفا کند. از سوی دیگر، باکو با نگاهی مبتنی بر «ملیتگراییِ دولت-محور»، تلاش میکند تا از هرگونه مداخلهی خارجی، حتی از سوی متحدان خود برای حفظِ انسجامِ ساختارِ حاکمیت، جلوگیری کند.
نکتهی بسیار حائز اهمیت در این تقابل، مسئلهی «محیط رسانهای» است. باکو صراحتاً از تساهلِ نهادهای ترکیهای در قبالِ کمپینهای تحریکآمیز و تجمعهای موجود در برابر نمایندگیهای دیپلماتیک خود گلایه کرده است. این یعنی تنش از سطحِ گفتگوهای سیاسی فراتر رفته و به سطحِ «امنیتِ دیپلماتیک» رسیده است. وقتی رسانهها و گروههای فشار در یک کشور متحد، از اقداماتِ دولتِ کشورِ همپیمان انتقاد میکنند، این امر میتواند به ابزاری برای تضعیفِ جایگاهِ باکو در عرصهی بینالمللی تبدیل شود.
در نهایت، نباید از این تنشها به عنوان یک تقابلِ صرفاً ایدئولوژیک نگریست؛ چرا که سیاستِ واقعی، همواره میانِ «نمایشِ عمومی» و «منافعِ پنهان» در نوسان است. احتمال میرود که دولتِ حاکم بر ترکیه در فضای رسانهای و برای جلب رضایتِ افکار عمومیِ خود، برخوردهای باکو با موضوع ممنوعیت حجاب در مدارس را محکوم و تقبیح کند، اما در لایههایِ زیرینِ سیاستِ خارجی، به خوبی از ضرورتِ پیوند با جمهوری آذربایجان برای تثبیتِ نفوذ و ورود به بازارهای استراتژیک «آسیای میانه» آگاه است. این همان پارادوکسِ سیاستِ معاصر است؛ همانگونه که آنکارا در ظاهر، محکومکنندهی جنایاتِ اسرائیل در غزه است، اما در باطن، به دلیلِ محاسباتِ اقتصادی و امنیتی، روابط و مراوداتِ زیرپوستی با این رژیم را حفظ میکند. در دنیایِ سیاست، «ادعاها» برایِ مخاطبانِ داخلی ساخته میشوند و «واقعیتها» برایِ بقایِ قدرت در صحنهی جهانی؛ و باکو و آنکارا، هر دو این بازیِ پیچیده را بهخوبی میدانند.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه


















Saturday, 17 October , 2026