گروه سیاسی/ سردبیر: شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، این کاخ بلند اندیشه و حماسه که از باد و بارانِ روزگار سالیان متمادی است آسیب ندیده، بیش از آنکه صرفاً یک اثر فاخر ادبی باشد، شیرازه اصلی هویت ملی، سندِ یکپارچگی سرزمینی و ضامن تداوم تاریخی و فرهنگی ایرانیان است. زبان فارسی و اساطیر شاهنامه، نخِ تسبیح همبستگی، همدلی و انسجام اقشار و اقوام مختلفی است که در جغرافیای پهناور و غرورآفرین ایرانزمین زندگی میکنند. در این میان، خطه سرسبز، دلاورپرور و مرزدار آذربایجان همواره یکی از اصلیترین، استوارترین و پرافتخارترین کانونهای پرورنده و پاسدار فرهنگ ایرانی، اندیشه میهندوستی و ادبیات حماسی بوده است. پیوند عمیق، ریشهدار و گسستناپذیر میان فرهنگ آذربایجان و منظومه عظیم فردوسی، نه یک پدیده سطحی، موقت یا اتفاقی، بلکه ریشه در تاریخ مشترک، آئینهای یکسان، جهانبینی همسو و باورهای عمیق ملی دارد که در زوایای گوناگون ادبی، هنری، شفاهی و اجتماعی این خطه پربرکت جلوهگر شده است. آذربایجان همواره در طول تاریخ ایران، سدی سدید در برابر بیگانگان و پاسداری هوشیار برای کیان کشور بوده و شاهنامه در این مسیر، همواره منبع الهام و اتکای معنوی مردم این دیار به شمار میرفته است.
پیوند ادبی و تجلی مفاهیم حماسی در سراسر آذربایجان
نگاهی دقیق به تاریخ ادبی آذربایجان نشان میدهد که ادبیات مکتوب و شفاهی این خطه همواره با سرچشمههای زلال شاهنامه سیراب شده است. شاعران و سخنسرایان برجسته و نامآور آذربایجان، از قطران تبریزی، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی در قرون گذشته گرفته تا استاد بزرگ شعر فارسی، محمدحسین شهریار، همگی الهامگرفته از مکتب حماسی فردوسی بوده و روحِ بلند حماسهسرایی و میهنپرستی را در شریان شعر و اندیشه خود جاری ساختهاند. قطران تبریزی در سدههای نخستین اسلامی، با یادکرد از پهلوانان شاهنامه، دلبستگی عمیق خود را به این میراث جاویدان آشکار ساخت و استاد شهریار با سرودههای دلنشین و حماسی خویش، ستایشگر عظمت حکیم طوس و زبان فارسی بهعنوان منشور وفاق و یکپارچگی ملی گردید. ادبیات حماسی آذربایجان متأثر از ساختار، سبک و محتوای غنی شاهنامه شکل گرفته است. داستانهای پهلوانی، روایتهای نبرد و جنگاوری، آیینهای جوانمردی و دلدادگیهای پرشور که در افسانهها و داستانهای محلی این خطه جاری است، قرابتهای حیرتانگیزی با روایات اساطیری فردوسی دارند. این همنوایی ادبی و درهمتنیدگی مفاهیم اثبات میکند که شاهنامه در بافت ذهنی، اندیشگی و خلاقیت ادبی مردم آذربایجان کاملاً درونی شده و بهعنوان بخشی تفکیکناپذیر از حافظه جمعی و تاریخی آنان عمل کرده است.
شاهنامه در آیینها، هنرهای نمایشی و فرهنگ عامه
نفوذ شاهنامه در آذربایجان تنها به مکاتب ادبی، دیوانهای شاعران و محافل نخبگان محدود نمانده، بلکه در ژرفای زندگی روزمره، آیینهای سنتی و فرهنگ عامه مردم این دیار جایگاهی پایدار و ماندگار یافته است. سنتهای کهن نمایشی ایرانزمین مانند نقالی، پردهخوانی و تعزیهخوانی که همواره پیامآور شجاعت، دادگری، اخلاق و میهندوستی بودهاند، در قهوهخانهها، میدانگاهها و محافل سنتی شهرهای مختلف آذربایجان از تبریز و اردبیل گرفته تا ارومیه و زنجان، نقشی حیاتی و پررنگ داشتهاند. نقالان آذربایجانی با نوایی گرم و حماسی، داستانهای رستم و سهراب، سیاوش پاکدامن و اسفندیار را برای اقشار مختلف مردم بازگو میکردهاند و از این طریق، ارزشهای اخلاقی و میهنی شاهنامه را نسل به نسل منتقل ساختهاند. علاوه بر این، در موسیقی فولکلوریک و آیینهای سنتی این خطه، بازتاب روشن شخصیتها و نمادهای شاهنامهای به چشم میخورد. نغمهها و داستانسراییهای عاشیقهای آذربایجان که پاسداران هنر شفاهی و داستانسرایی اصیل منطقه هستند، در مضمون و روح حماسی خود، قرابت بینظیری با جانمایه شاهنامه دارند. گره خوردن مضامین حماسی فردوسی با هنر اصیل آذربایجان، نشان از نفوذ عمیق خرد و اندیشه فردوسی در باورها و هنرهای مردمی این سامان دارد.
بازتاب اساطیر در هویتبخشی و ترجمههای بومی
شاهنامه بهعنوان سند بیبدلیل هویت و تداوم ملی، در حفظ و تقویت آگاهی تاریخی و یکپارچگی فرهنگی مردمان آذربایجان نقشی بنیادین ایفا کرده است. قهرمانان نامدار شاهنامه مانند رستم دستان، اسفندیار و سیاوش، همواره نمادهای فرزانگی، خردورزی، دادگری و ایستادگی در برابر ظلم در ذهن و زبان مردم آذربایجان بوده و هستند. این تعلق خاطر عمیق فرهنگی چنان است که نامهای حماسی شاهنامه همواره در میان نامگذاری فرزندان خانوادههای آذربایجانی رواج داشته و جاینامها و افسانههای بومی منطقه با داستانهای حماسی پیوندی استوار یافتهاند. همچنین، اهتمام دانشمندان، مترجمان و ادیبان آذربایجان به ترجمه و بازسرایی شاهنامه به زبان ترکی آذربایجانی از سدههای گذشته تا به امروز، شایان توجه ویژه است. این ترجمهها و بازآفرینیهای ادبی که با هدف آشنایی بیشتر و گسترش همگانی مفاهیم بلند شاهنامه صورت گرفته، گواهی روشن و انکارناپذیر بر پذیرش عمیق و استقبال پرشور مردم این دیار از پیام یکپارچگی، خردورزی و وطندوستی حکیم طوس است. شاهنامه نه یک متن متصلب متعلق به گذشتههای دور، بلکه چشمهای همیشه زاینده از هویت مشترک است که همواره در قلوب مردم آذربایجان جاری، زنده و الهامبخش بوده است.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه

















احمد
تاریخ : 15 - آگوست - 2026
افسانه و قصههای شاهنامه فقط نشان دهنده فاشیسم و شوونیزم فارس بوده و هیچگونه پیوندی با ملت تورک آذربایجان ندارد.
فرج رنجبر خاچک
تاریخ : 15 - آگوست - 2026
شهریار استاد بزرگ شعر تورکی بود نه فارسی بعدشم شهریاد شاگرد مکتب هیچ کسی نبود از جمله فردوسی اصلا سن و سالشون به هم نمیخوره بعدشم آذربایجان آنقدر شخص و قهرمان داره ک نیازی نباشه به داستان بپردازند
atila
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
اذربایجان وترکها پراز قهرمانانی است که نیاز به تعریف فردوسی ندارد علت شعر گفتن ترکها به زبان فارسی این است تانشان دهند قدرت ذهنی اینان بالاترخود انان است .یاشاسین اذربایجان
همیشه تورک
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
شما را به خدا قسم در مورد ادبیات و شعر آذربایجان افترا سازی نکنید در آذربایجان فردوسی به قاصدان نامه فردوسی معروف است یعنی دروغ های فردوسی…
علی
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
کدام هویت یکپارچگی ، شاهنامه هویت نامه فاشیزم فارس ، و هیچ ارتباطی با آزربایجان ندارد
آراز
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
چقدر شباهت
👇👇👇
وقتی مبلغين مذهب به سرزمین ما آمدند، در دستشان کتاب مقدس داشتند، و ما زمین هایمان را داشتیم
پنج سال بعد
ما در دست کتاب مقدس داشتیم و آنها زمین هایمان را…
👤جومو کنیاتا
چقدراین مورد تبلیغ کتاب های فارسی برای فارس سازی اقوام در مناطق غیر فارس را به ذهن ما می رساند.
مثل شاهنامه خوانی وسایر کتاب های فارسی در رسانه و مدرسه و دانشگاه.
بله تورک و لر و کورد و تورک قشقایی وتورک خلج و ترکمن و گیلک و مازنی و بلوچ و… این کتاب های مورد نظر ایرانشهری ها را یاد بگیرند و به ایران مساوی فارس علاقمند بشوند.
ولی کتاب های حماسی و عاشقانه و… به زبان خود را فراموش کنند.
این شاهنامه و شاهنامه خوانی ارزشی نخواهد داشت وقتی وسیله ای بشه برای استعمار،مهاجرت سیل آسا ،فقر ،عدم توازن اقتصادی،عدم عدالت سیاسی و تبعیض قومیتی و مرکزگرایی وتاخیر دمکراسی و نژادپرستی و فخر فروشی و بزرگ نمایی و حتی جای حقیقت تاریخی قرار بگیره و توهم ایجاد کند پس ارزشی نخواهد داشت.
در صورتی ارزش داره که من تورک و کرد و لر و بلوچ و گیلک و… به زبان و هویت فارس ها اهمیت می دهم آنها هم به کتاب ها و زبان و هویت و تاریخ ما اهمیت بدهند.
قزوینی
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
شاهنامه ،مانیفست نژادپرستان ایرانشهری به نام ایران به کام پارس،عامل تاخیر دمکراسی در ایران
Mehran Sharifi
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
ما تورکها اونقدر فرهنگ تاریخ قدرت غنی داریم به هیچ عنوان نه احتیاجی به شاهنامه و نه هیچ چیز دیگری از پان فارسو آریایی نداریم خدارو شکر که تورکم به حد کافی ورزشکار قهرمان شاعر بازیگر اساتید خواننده سرمایه دارآدمهای مشهور داریم که به تمجید و تعریف کسی هم احتیاج نداریم افسانه هاتونم مال خودتون
علی
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
شاهنامه درهیچ کجاش ازآذربایجان قیدنشده!!!شاهنامه برای فارس زبانن خراسان بوده وبس
پلنگ
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
فاشیست جدایی طلب و نوکر اجنبی جایی در ایران ندارد ،،به گور فرستاده خواهید شد
ناشناس
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
در شاهنامه شما هیچگونه نامی از آذربایجان نیست و داستانهای حماسی و پهلوانی عاشقی های آذربایجان برگرفته از شاهنامه ده ده قورقود عاشقیق معروف و فرهنگ مکتوب یا شفاهی ملت ترک می باشد
احمد شبستری
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
دقیقا
احمد شبستری
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
دقیقا ملت تورک اینقدر شخصیت فاخر واقعی دارد که نیازی به افسانه سرایی و دروغ پردازی نداشته باشد
حسن مولایی
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
افرين ياشاسين
هادی
تاریخ : 16 - آگوست - 2026
بازم میخوان ترکها رو خر کنند و سوار بشن
ائلچین
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
هیچ پیوندی میان آذربایجان و آذربایجانی با شاهنامه وجود نداره. ما تبریزی ها به شاهنامه قاسداننامه می گیم. یعنی دروغنامه.
زمانی که در شاهنامه به ملل تورک و عرب توهین می شه، چه پیوندی می تونه بین ما و شاهنامه وجود داشته باشه.
آراز
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
واقعا فاشیسم فارس میلی به اتحاد و یکپارچگی ایران ندارد چونکه با تبلیغ ایدهآل های فاشیستی خود هر لحظه یاد آور میشود که دنیای ترکها با فارسها متفاوت است و تضاد منافع مانع آیندهای روشن و با عدالت است آنها با پرداختن به چنین موضوعاتی واقعا عمق این تفاوت را نمایان میکنند چسباندن فردوسی به آزربایجان و ترکها همانند چسباندن چینی شکسته با آب دهن است کاش فاشیسم هیچ زمان وجود نداشت چونکه این نوع تفکر وجدان های بیدار را آزار میدهد و مانع آرامش انسانهاست
آراز
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
واقعا فاشیسم فارس میلی به اتحاد و یکپارچگی ایران ندارد چونکه با تبلیغ ایدهآل های فاشیستی خود هر لحظه یاد آور میشود که دنیای ترکها با فارسها متفاوت است و تضاد منافع مانع آیندهای روشن و با عدالت است آنها با پرداختن به چنین موضوعاتی واقعا عمق این تفاوت را نمایان میکنند چسباندن فردوسی به آزربایجان و ترکها همانند چسباندن چینی شکسته با آب دهن است کاش فاشیسم هیچ زمان وجود نداشت چونکه این نوع تفکر وجدان های بیدار را آزار میدهد و مانع آرامش انسانهاست
آیدین حسن زاده
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
ما نیازی به داستان های خیالی نداریم. من ۲۰ ساله با مادر ۴۲ ساله فقط از کور اوغلو. شاه عباس. و هرچه دلاور ترک هست می دانیم نه داستان های چرت و پرت که اصلا نشنیده ایم. همین زبان فارسی هم با آموزش تو مملکت رواج یافته وگرنه به جا فارسی هر زبانیرو آموزش میدادیم مردم یاد میگرفت و اصلا هم تاریخی نیست. چون من تو مناطق ترک نشین نه فارسی میبینم نه نیاز به فارسی بلکه ثمره ۶۰ ۷۰ سال آموزش هست.
فرهنگ غالب در ایران هم ترکی هست که برچسب ایرانی خورده و به فردوسی ربط میدن که اصلا ربطی نداره. من فرهنگ مناطق جنوبی و مرکزی ایران رو دیده ام. فرهنگ پایتخت ایران از همه به فرهنگ آذربایجان نزدیک هست که این گویای هر چیز هست.
میهنم
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
لعنت بر این جماعتی که خود را ترک میدانو ما اثلا در ایران ترک نداریم همه ترک ها آذری اما ترک زبان اند از اثرات حمله مغول است بعدش جالبه در دورانی که ایران در اشغال تازی و ترک است فردوسی بزرگ ایرانشهر بزرگ را زنده میکند و عده اندکی نادان ایشان را نزاد پرست مینامند جالب است این افراد اعتقاد دارند کسانی که از گروه سومی یا دینی خود نیستند انسان های پستی هستند در آینده روشن ایران این افراد مورد باز خواست قرار خواهند گرفت….
میهنم
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
در دورانی که ترک و مغول و تازی بر سرزمینم چیره شدند بزرگ مرد تاریخ ایران فردوسی بزرگ بزرگی ایرانشهر را یاد آور شد و فرهنگمان را نگه داشت جای تاسف دارد نشر اراجیف این جمعیت به اصطلاح تورک را نشان میدهید بنده به عنوان یک آذری با شرف میگویم که ما در ایران اصلا ترک نداریم اقوام بیابانگرد مغول با یورش به ایرانشهر و نسل کشی های متعدد ژن و زبان خود را وارد آذربایجان و ايرانشهر کردند جالب است این عده قلیل فردوسی بزرگ را نژاد گرست میدانند نخست آنکه اینان از هنر بی بهره بوده و مردمان بی هم نیز ارزشی برای زیستن ندارند در آینده روشن ایرانشهر بزرگ این افراد باید پاسخگوی اراجیف خود باشند…..
محمد
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
البته چون ما ملت آذربایجان نداریم ما فقط ملت ایران داریم با اقوام مختلف ترک،لر،فارس و…
محمد
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
این نشان از فاشیست بودن دارد،،همه ملل قابل اخترامند همه کشورهایی که سعی در تفی دیگر ملل داشتند شکست خوردند،تاریخ را ورق بزنید هند پاکستان شوروی نمونه شکست خوردگانند
SIAVASH
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
آن دسته از ترک های خائن پانترک که می گویند در شاهنامه نامی از آذربایجان برده نشده است اين اشعار از داستان کیخسرو برای نمونه بخوانید
بخواهم که ببینم سراسر زمین
همه مرز ایران با آفرین
همه بوم ایران سراسر بگشت
به آباد و ویرانی اندر گذشت
هرآن بوم و بر، کان نه آباد بود
تبه بود و ویران زبیداد بود
به هر شهر بنشست و بنهاد تخت
چنان چون بوم مردم نیکبخت
چنین تا در آذرآبادگان
بشد با بزرگان و آزادگان
همی خورد باده همی تاخت اسب
بیامد سوی خان آذرگشسب
جهان آفرین را ستایش گرفت
به آتشکده بر نیایش گرفت
SIAVASH
تاریخ : 17 - آگوست - 2026
آن دسته از ترکان خائن پانترک که قومی بنام فارس درست کرده اند خوب بدانند که این قوم سازی کار یهودیان تاریخ ساز و تاریخ دزد برای مردم ایران بوده است تا مردم ایران به جان هم بیندازند و گرنه در هیچ کتاب تاریخی شرقی نامی از قوم فارس نبرده است کتاب الفهرست ابن ندیم بخوانید تا بدانید قبل از اینکه زبان ترکی به آذربایجان وارد شود مردم آذربایجان پهلوی حرف می زدن و می نوشتند ابن ندیم در الفهرست از ابن مقفع می گوید زبان های فارسی شامل فارسی و پهلوی و دری و خوزی و سریانی است می گوید پهلوی منتسب به ری و آذربایجان و اصفهان و همدان و ماه نهاوند است کتاب الفهرست ابن ندیم برای قرن دو و سه هجری قمری است کتاب دده قورقود نه اندازه کتاب الفهرست و نه اندازه شاهنامه سابقه تاریخی ندارد اگر زبان مردم آذربایجان ترکی بوده است چرا نظام گنجوی در منظومه لیلی و مجنون می گوید : ترکانه سخن گفتن سزای ما نیست ترکان نژادپرست خودشان از همه نژادپرستتر هستند چنان جنایاتی سر کردها درنیاورده اند بعد دم از عدالت می زنند