مبحث اصلی ما با سه تن از دانشجویان دانشگاه تبریز این بود: «در شرایطی که دشمن به جای درگیری نظامی مستقیم، به دنبال تضعیف از طریق جنگ ترکیبی (هیبریدی) است، نقش حیاتی وحدت ملی در مواجهه با این استراتژی چیست؟»

گروه سیاسی/ سردبیر: دی‌ماه سال جاری برای ملت ایران، عرصه‌ای بود که در آن، مرزهای میان مطالبات مشروع داخلی و توطئه‌های بیرونی بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده شد. وقایع ۱۷ و ۱۸ دی، که با اعتراضات اولیه معیشتی، به‌ویژه در پی نوسانات شدید نرخ ارز و فشارهای اقتصادی آغاز شد، به سرعت در صحنه تغییر تاکتیک داد. سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی دشمن که همواره در کمین فرصت‌ها برای اخلال در ثبات منطقه‌ای ایران نشسته‌اند، با بهره‌گیری از زیرساخت‌های سایبری و شبکه‌های نفوذ خود، این اعتراضات را به سمت اغتشاشات سازماندهی‌شده و مهندسی‌شده هدایت کردند. هدف، نه تنها ایجاد آشوب، بلکه زمینه‌سازی برای بحران امنیتی گسترده‌تر و متأسفانه، تلاش برای صحنه‌سازی کشتار و تلفات برای تحریک افکار عمومی جهانی بود. با این حال، این توطئه در برابر عظمت هویت ملی ایرانیان تاب نیاورد.

 

بحث‌های آکادمیک و گاهی کوچه بازاری در کافی‌شاپ!

با سه تن از دانشجویان دانشگاه‌های تبریز در فضایی آرام، در گوشه‌ی یک کافی شاپ در تبریز قرار ملاقات گذاشتم. پیش از رسیدن دانشجوها، برای بررسی فضای کافی شاپ، زودتر وارد محیط شدم. همهمه‌ای در سالن کوچک کافی‌شاپ برپا بود! هرچند، چند روزی از اتفاقات تلخ دی ماه و کشته و شهید شدن تعدادی از هم وطنانمان گذشته بود، اما افرادی که در کافی شاپ بودند (بیشتر هم دانشجو بودند) از وقایع چند روز اخیر صحبت می‌کردند. از هر زاویه‌ و دیدی هم صحبت بود؛ جوانی که معترض سفت و سخت اقتصادی کشور بود و اون رو ناشی از ضعف شدید مدیریتی می‌دانست تا دوست اون جوان که می‌گفت «نباید همه چیز را صفر و صدی دید… قطعا مدیریت فشلی داریم اما تحریم ها رو هم نباید دست کم گرفت…» و…

و برای بنده که دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تربیت معلم تهران دارم و با فضای بحث‌های آکادمیک بیگانه نیستم، بحث ها بعضا آکادمیک و البته گه‌گداری هم کوچه‌بازاری بودند! هنوز چند دقیقه‌ای از ورودم به کافی شاپ نگذشته بود که دوستانی که برای گفتگو با هم قرار گذاشته بودیم، یکی یکی وارد شدند؛ لیلا دانشجوی دانشگاه تبریز، محمدامین دانشجوی دانشگاه صنعتی تبریز (سهند) و سارا فارغ التحصیل رشته‌ی ارتباطات دانشگاه آزاد.

بعد از خوش و بشی کوتاه، گوشه‌ای دنج و خلوت و البته به دور از هیاهوی کافه را برای گفتگوی خود انتخاب کرده و سوال و محور اصلی که در گفتگوی تلفنی چند روز قبل با آنها در میان گذاشته بودم را دوباره مطرح کردم: «در شرایطی که دشمن به جای درگیری نظامی مستقیم، به دنبال تضعیف از طریق جنگ ترکیبی (هیبریدی) است، نقش حیاتی وحدت ملی در مواجهه با این استراتژی چیست؟»

پیش از ورود به گفتگوی بنده (محمدرضا ربانی) با سه دانشجوی عزیز دانشگاه‌های تبریز، باید بگویم که با اجازه این سه دوست عزیز، بنده در ویرایش مطالب دوستان – بدون این که در بحث اصلی تداخل و تغییری صورت بگیرد – آزاد بودم.

 

با لیلا – دانشجوی علوم سیاسی – بحث را آغاز و از معنی جنگ هیبریدی پرسیدم!

کالبدشکافی جنگ هیبریدی و نقش وحدت

«جنگ هیبریدیرا باید  پارادایم جدید تقابلات ژئوپلیتیکی دانست که مرزهای میان جنگ و صلح را محو می‌کند. این نوع جنگ، ماهیتی چندوجهی (4) دارد و شامل ترکیبی هماهنگ از ابزارهای زیر است:

ابزارهای نظامی کلاسیک (در سطح بازدارندگی)؛ مانند رزمایش‌ها یا تهدیدات منطقه‌ای.

ابزارهای اقتصادی؛ تحریم‌های فلج‌کننده و تلاش برای ایجاد تورم افسارگسیخته.

ابزارهای سایبری؛ حملات به زیرساخت‌ها، جمع‌آوری اطلاعات و عملیات تأثیرگذاری بر افکار عمومی.

ابزارهای ادراکی (عملیات روانی)؛ ترویج روایت‌های شکاف‌آفرین و تضعیف اعتماد نهادی.

هدف اصلی دشمن هم در این نوع جنگ، اشغال نظامی نیست، بلکه فروپاشی اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی از درون است.»

این جنگ به نظر این دانشجوی دانشگاه تبریز، زمانی آغاز می‌شود که «…دشمن می‌داند با توجه به قدرت بازدارندگی نظامی کشور مقابل، وارد شدن به یک جنگ مستقیم پرهزینه است. بنابراین، استراتژی اصلی، “بی‌ثبات‌سازی درونی” از طریق بهره‌برداری از نارضایتی‌ها را دنبال می‌کند…»

 

وحدت ملی به مثابه بازدارندگی روانی

لیلا بحث را خیلی خوب پیش برد به طوری که دیگر نیازی به دخالت و یا تکمیل بحث از سوی من نبود: «…در فضای جنگ هیبریدی، بزرگترین سلاح یک ملت، انسجام ادراکی آن است. وحدت ملی، که ریشه در درک جمعی از هویت مشترک، تاریخ و اهداف راهبردی کلان دارد، در حکم یک سپر روانی عمل می‌کند. زمانی که اکثریت جامعه، روایت غالب دشمن (تفرقه و تجزیه) را به رسمیت نمی‌شناسند، عملیات روانی دشمن تضعیف می‌شود! و تجربه‌ی [تلخ] دی‌ماه این موضوع را به وضوح نشان داد. مردم ایران توانستند میان مطالبات به‌حق (نظیر لزوم بهبود وضعیت معیشت) و اغتشاشات هدایت‌شده‌ای که هدفشان براندازی و ایجاد هرج و مرج بود، تمایز قائل شوند. این تفکیک شناختی جمعی، موتور محرکه‌ی جنگ هیبریدی را از کار انداخت.»

 

برای تداوم بحث سراغ محمد امین، دانشجوی دانشگاه صنعتی تبریز (سهند) رفتیم. او که به شدت اصرار داشت نام دانشگاه را از «صنعتی سهند» به «صنعتی تبریز» تغییر دهیم، بحث را این گونه ادامه داد:

ابعاد اقتصادی وحدت و تاب‌آوری معیشتی

«در جنگ ترکیبی، جبهه‌ی اقتصادی و حتی فرهنگی هم‌تراز با جبهه‌ی نظامی اهمیت دارد. در این جنگ سرویس‌های اطلاعاتی رقیب در تمام بحران‌ها، اولین هدف خود را بر شکاف‌های اقتصادی و طبقاتی متمرکز می‌کنند تا با بزرگنمایی نابرابری‌ها، حس محرومیت و انزوا را در بخشی از جامعه تقویت کنند. به خصوص در کشوری مانند ایران که متاسفانه شاهد توسعه‌ی متوازن در مناطق مرکز با پیرامون نیستیم. مثلا بیشتر امکانات کشور در مرکز ایران و برخی شهرهای بزرگ مانند تبریز تجمیع شده و سایر مناطق کشور از جمله کردستان، بلوچستان، ایلام و… از نظر توسعه خیلی عقب تر از مرکز کشور هستند.

در کشوری مانند ایران که شاهد شدیدترین تحریم‌ها از یک سو و مدیریت ناکارآمد در حوزه‌ی اقتصادی از سوی دیگر هستیم، برای مقابله با فشار اقتصادی خارجی (تحریم‌ها) نیازمند بسیج ملی و درک مشترک از سختی‌ها هستیم. و این وحدت در چند حوزه متبلور می‌شود که تیتر وار و با توضیح مختصر عرض می‌کنم:

 

1- شفافیت قوه‌ی مجریه در امور اقتصادی و مبارزه‌ی قوه‌ی قضائیه با فساد: اگر مردم احساس کنند نهادهای مسئول با فساد داخلی که اغلب ناشی از رانت‌های تحریم‌محور است مبارزه نمی‌کند، انسجام لازم برای پذیرش سختی‌های ناشی از فشار خارجی از بین می‌رود. و همه ما باید بدانیم که شفافیت اقتصادی، اعتماد را به سرمایه اجتماعی بازمی‌گرداند.

 

2- پذیرش مشترک سختی‌ها: در شرایط تحریم شدید، دولت و ملت باید یک خط مشترک در پذیرش و مدیریت کمبودها داشته باشند. چون هدف نهایی دشمن، ایجاد قحطی اجتماعی و فروپاشی اقتصادی است.

 

3- تأثیر کارت‌های انرژی و ترانزیت: پروژه‌هایی که به افزایش تاب‌آوری اقتصادی کشور کمک می‌کنند (مانند توسعه کریدورهای ترانزیتی یا مدیریت بهینه منابع انرژی) نه تنها اهرم فشار اقتصادی را از دست دشمن می‌گیرند، بلکه حس امنیت معیشتی را در میان مردم تقویت می‌کنند. وقتی مردم در معیشت روزمره احساس پایداری و امنیت کنند، شکاف‌های ایجاد شده توسط دشمن به سختی می‌توانند به شورش‌های گسترده تبدیل شوند.و باید بدانیم که  پایداری اقتصادی ملی، خود اهرم بازدارندگی در برابر دشمن خارجی خواهد بود.»

 

در پایان هم بحث را با سارا که فارغ‌التحصیل رشته‌ ارتباطات دانشگاه آزاد بود، ادامه دادیم.

میدان روایت و بلوغ رسانه‌ای

«… در حال حاضر، سلاح اصلی دشمن، جعل روایت و تولید محتوای احساسی (فیک‌نیوز) است. شما ببینید که دشمن چطور زیرکانه و فعالانه با استفاده از فضای مجازی اهداف خود را پیش می‌برد؟ به طوری که نیروهای امنیتی ما برای این که بتوانند اغتشاشات را کنترل کنند، مجبور می‌شوند اینترنت را محدود کنند و این قدرت فضای مجازی و رسانه‌ای را نشان می‌دهد.

اهداف عملیات‌های روانی دشمن در بحران دی‌ماه هم تضعیف مفهوم “اقتدار ملی” و عادی‌سازی ترویج خشونت و بی‌قانونی بود. و به نظر بنده بزرگترین ضد این سلاح، نه سانسور و بستن اینترنت، بلکه تقویت بلوغ رسانه‌ای شهروندان است. وحدت سایبری زمانی محقق می‌شود که بخش بزرگی از جامعه، توانایی فیلتر کردن اطلاعات، تشخیص منابع معتبر و نادیده گرفتن محتوای تحریک‌آمیز و مغرضانه را داشته باشند. شهروندان باید از مصرف‌کننده‌ی صرف محتوا به تحلیل‌گر و فیلترکننده فعال تبدیل شوند. این فرآیند، نفوذ روانی دشمن را به شدت کاهش می‌دهد.

در کنار این قضیه، برای حفظ این وحدت، نهادهای داخلی هم باید از پاسخ‌های صرفاً واکنشی فاصله بگیرند. مردم باید در جریان چالش‌ها و موفقیت‌ها قرار گیرند. دولت و دولتمردان باید بدانند که پنهان‌کاری، خوراک اصلی شبکه‌های معاند است.

و نهایت این که تبیین هویت ملی و دستاوردهای کشور باید به زبانی نزدیک به زبانِ نسل جدید، برای نسل جوان‌تر، صورت پذیرد تا پیوند تاریخی و هویتی تقویت شود و روایت‌های دشمن در القای “بی‌هویتی” شکست بخورد.»

 

جمع‌بندی سردبیر و نتیجه‌گیری نهایی

مطلب مهمی که در بحث ما نباید از آن غافل شد این که «وحدت ملی» در ادبیات سیاسی مدرن، نباید با «یکسان‌سازی فکری» اشتباه گرفته شود. وحدت، نه غلبه یک دیدگاه، بلکه هم‌افزایی هویت است؛ پذیرش تنوع فکری، سیاسی و فرهنگی در چارچوب منافع ملی و اصول بنیادین کشور. اختلافات داخلی، بخشی از پویایی هر جامعه‌ای است، اما در برابر تهدید خارجی سازمان‌یافته، منافع مشترک باید اولویت یابد.

پیام راهبردی راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه، صرفاً محکومیت یک رویداد نبود؛ این تصمیم ملت بر حفظ اصول پایه‌ای و استقلال خود در برابر هرگونه مداخله خارجی بود، فارغ از اینکه این مداخله از کانال مالی، سایبری یا اقدام نظامی باشد.

در عصر نوین تقابل ایران و دشمنان، که با پیچیدگی جنگ هیبریدی تعریف می‌شود، وحدت ملی استراتژی بقا و پیروزی است. این وحدت باید از سطح شعار به نهادها، سیاست‌گذاری‌ها و مهم‌تر از همه، به رفتار روزمره و تعاملات شهروندی جاری شود تا سرمایه ملی در برابر هر بحران آینده بیمه گردد.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه