گروه سیاسی/ سردبیر: ترکیه امروز در نقطهای ایستاده که میخواهد بیش از یک کشورِ منطقهای باشد؛ جاهطلبی ژئوپولیتیکی آنکارا دیگر صرفاً به مرزهای خاورمیانه محدود نیست، بلکه تا اعماق قفقاز، آسیای مرکزی و سواحل دریای خزر گسترش یافته است. رؤیای دیرینهای که در ادبیات سیاسی ترکیه از آن با عنوان «جهان ترک» یا پروژهی «توران» یاد میشود، اکنون به واقعیتی در حال تکوین در سیاست انرژی، تجارت و حتی امنیت این کشور بدل شده است.
در همین چارچوب، منابع انرژی خزر و مسیرهای انتقال آن به اروپا، حلقهی اصلی بلندپروازیهای ژئواکونومیک ترکیه محسوب میشوند. آنکارا در تلاش است نهتنها نقش «مسیر عبور» انرژی، بلکه شأن «هاب گاز منطقهای» را از آنِ خود کند و جایگاهش را در نظم جدید چندقطبی جهان تثبیت نماید.
توران؛ از رؤیا تا دستور کار سیاست خارجی
پس از فروپاشی شوروی، آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی به صحنهی رقابت ایدئولوژیک و اقتصادی قدرتها بدل شد. ترکیه با تکیه بر اشتراکات زبانی و فرهنگی با جمهوریهای ترکزبان، کوشید جای پای خود را در این منطقه محکم کند. دولت ترکیه طی سالهای اخیر با در پیش گرفتن ابتکاراتی چون گسترش سازمان دولتهای تُرک و پشتیبانی از ایدهی «ارتش توران»، مسیر نزدیکی سیاسی و اقتصادی در میان کشورهای ترکزبان را هموار ساخته است.
درون این چارچوب، ترکیه عملاً میکوشد مجموعهای از سازوکارهای نظامی، اقتصادی و انرژیمحور را زیر چتر خود سامان دهد؛ از همکاری در طرحهای حملونقل و ارتباطات گرفته تا بازار مشترک و پروژههای انرژی فراملی.
به بیان دیگر، پروژه توران بیش از آنکه صرفاً رؤیایی از اتحاد فرهنگی باشد، در حال تبدیل شدن به الگویی ژئواکونومیکی است که پایهاش بر انرژی و ترانزیت استوار است.
یک ملت، دو دولت؛ پیوند ترکیه و جمهوری آذربایجان
شعار معروف «یک ملت – دو دولت» که حیدر علیاف، رئیسجمهور پیشین جمهوری آذربایجان بر زبان آورد، امروز بیش از هر زمانی مصداق یافته است. همکاری نظامی و انرژیمحور آنکارا و باکو، پس از جنگ دوم قرهباغ (۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳)، به سطحی بیسابقه رسیده و ترکیه را در جایگاه حامی اصلی آذربایجان قرار داده است. پیروزی در این جنگ نهتنها نفوذ ترکیه در قفقاز جنوبی را تعمیق کرد، بلکه زمینهساز تقویت سازمان دولتهای تُرک شد، نهادی که در واقع بازوی دیپلماتیک «توران انرژیمحور» محسوب میشود.
با این پیوند، ترکیه همان مسیر صدور انرژی آذربایجان را به اروپا مدیریت میکند؛ مسیری که هم تحریمهای ضدروسی را دور میزند و هم به اروپا امکان میدهد وابستگی خود را به گاز روسیه کاهش دهد. و نتیجه این که آنکارا از نیمه دوم دهه ۲۰۰۰ میلادی به یکی از بازیگران تعیینکننده در نقشه انرژی جهان بدل شده است.
ترکیه فاقد ذخایر غنی نفت و گاز است، اما همین کمبود، انگیزهای مضاعف برای تبدیل شدن به مسیر عبور انرژی ایجاد کرده است. موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد این کشور در اتصال سه قاره ـ آسیا، اروپا و آفریقا ـ سبب شده تا از ضعف در منابع طبیعی، فرصتی استراتژیک بسازد. ساخت و بهرهبرداری از خطوط لولهی ترانزیتی همچون «باکو – تفلیس – جیهان» برای نفت و «ترانس آناتولی» برای گاز، از جمله پروژههایی است که ترکیه را در مرکز کریدور قفقاز جنوبی قرار دادهاند.
در نتیجه، آنکارا به مرور از کشور مصرفکننده به بازیگری کلیدی در زنجیره تأمین انرژی اروپا بدل شده است؛ جایگاهی که پس از آغاز جنگ اوکراین و تحریم گستردهی روسیه توسط غرب، بیش از پیش اهمیت پیدا کرد.
پاییز سال ۲۰۲۲، ولادیمیر پوتین پیشنهاد تبدیل ترکیه به «هاب گاز» روسیه را مطرح کرد؛ مرکزی برای توزیع و قیمتگذاری گاز صادراتی روسیه به اروپا.
آنکارا این فرصت را مغتنم شمرد تا جایگاه خود را ارتقا دهد، اما مذاکرات دو کشور تاکنون با کندی پیش رفته است. هنوز مسائل حقوقی، فنی و مالی بسیاری باقی مانده و ترکیه تلاش دارد شرایط مطلوبتری از مسکو بگیرد؛ از جمله سهم در فروش گاز، قیمت ترجیحی، و امکان مشارکت مستقیم صادرکنندگان ترکزبان نظیر آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان.
اگر این طرح به نتیجه برسد، ترکیه میتواند برای نخستین بار در تاریخ خود به پلتفرمی واقعی برای تجارت جهانی انرژی تبدیل شود؛ نقطهای که شبکههای گازی شرق و غرب در آن تلاقی پیدا میکنند.
از خزر تا آنکارا؛ زنجیرهای در حال تکمیل
آنکارا هماکنون با اتکا به آذربایجان، زیرساخت کاملی از خطوط لوله در دست دارد: از باکو در سواحل غربی دریای خزر تا ادیرنه در مرزهای اروپایی ترکیه. این مسیر بخشی از کریدور ترانزیتی جنوب قفقاز است که گاز حوزه خزر را مستقیماً به مصرفکنندگان اروپایی میرساند.
اما جاهطلبی ترکیه به همینجا محدود نیست. برای تحقق کامل رؤیای توران انرژی، باید به منابع شرقی خزر یعنی ترکمنستان، قزاقستان و در آینده ازبکستان نیز دست یابد. این بخش از طرح هنوز با چالشهای ژئوپولیتیکی، زیستمحیطی و حقوقی متعددی روبهروست؛ از جمله مسأله عبور خطوط لوله از بستر دریای خزر که نیازمند توافق همه کشورهای ساحلی است.
آنکارا میداند که کنترل این مسیر به معنای تسلط بر شاهراه انرژی آیندهی اوراسیاست، به همین دلیل با ترکیبی از دیپلماسی انرژی و نفوذ فرهنگی، در پی تثبیت جای پای خود در شرق خزر است.
در سیاست خارجی نوین ترکیه، انرژی تنها ابزار اقتصادی نیست بلکه زبان دیپلماتیکِ قدرت نرم آنکارا است.
از افتتاح مدارس و نهادهای فرهنگی تُرک در آسیای مرکزی گرفته تا امضای قراردادهای نفت و گاز، ترکیه در پی آن است که زنجیرهی انرژی را با هویت فرهنگی در هم بیامیزد. و هدف آشکار است؛ تبدیل آنکارا به مرکز ثقل جهان تُرکزبان و پلی میان شرق غنی از انرژی و غربِ تشنه به انرژی.
در این میان، «سازمان دولتهای تُرک» نقش ساختار هماهنگی را ایفا میکند؛ نهادی که گرچه در ظاهر همکاری اقتصادی و فرهنگی را دنبال میکند، اما در عمل بستری برای همگرایی در حوزه انرژی و امنیت است.
چالشها و محدودیتها
با وجود طراحی جاهطلبانهی ترکیه، چند مانع کلیدی بر سر تحقق رؤیای توران انرژی وجود دارد. از جمله: تعارض منافع با روسیه در تعیین نقش هاب گاز؛ ملاحظات ایران که بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ انرژی در منطقه، از نفوذ بیش از حد ترکیه در حوزه خزر نگران است؛ پیچیدگی حقوقی دریای خزر و مخالفت احتمالی برخی کشورهای ساحلی با عبور خطوط لوله؛ و مسائل مالی و سرمایهگذاری که نیازمند حمایت غرب، بهویژه اتحادیه اروپا، است.
در واقع، موفقیت ترکیه در پروژه توران منوط به تواناییاش در برقراری تعادل میان شرق و غرب، و میان سیاست و اقتصاد خواهد بود.
در پایان باید گفت که ترکیه در دههی اخیر، به جای آنکه تنها مصرفکنندهی انرژی باشد، خود را به بازیگری ژئواکونومیک در مسیر انرژی اوراسیا تبدیل کرده است. اکنون آنکارا بهدنبال آن است که ایدهی «جهان تُرک» را با واقعیت اقتصادی و امنیتی پیوند دهد، جهانی که لولههای گازش از خزر آغاز و در بندر جیهان به پایان میرسد. هرچند راه رسیدن به این هدف پرچالش است، اما روندها نشان میدهد ترکیه در حال تثبیت جایگاهی تازه در نظم بینالملل است. کشوری که با تکیه بر ترانزیت انرژی، رؤیای توران را از شعار به راهبردی قابل لمس بدل میکند.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه

















Friday, 16 October , 2026