گروه گزارش/ نیما عظیمی
«گروه هنری آفرینش» از تاریخ ۱۴ تا ۱۷ مهر ماه ۱۴٠۴ خورشیدی، نمایشگاه «حمایت جهانی از حیات وحش حیوانات در حال انقراض» را در ساختمان«پردیس رسانه و هنر» تبریز برگزار کرد. آثار هنرجویانِ اینگروه هنری به سرپرستیِ «محمد پروین قدس» با انگیزهی اصلیِ «پرورش خِرَد»، آفریده و به نمایش گذاشته شد.
در همین راستا، روزنامه «طرحنو» برآن شد تا گفتوگویی با «محمد پروین قدس»، هنرمندِ توانا و ایراندوستِ تبریزی ترتیب دهد.
لطفا یک معرفی کوتاه از خود داشته باشید
درود بی پایان به ایران و ایرانیان جان!
در خانوادهای هنردوست، چهل سال پیش وارد هنر نقاشی و خوشنویسی شدم. دوره تحصیلاتم در تهران سپری شده و دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشتهی «هنرهای تجسمی». درکنار فعالیت هنری خود، دههی هفتاد از محضر خسرو آواز ایران زمین شادروان استاد شجریان تلمذ کردم. دهه هشتاد به تبریز برگشتم و فعالیت هنریام را در تبریز ادامه دادم. صدها هنرجو در عرصه های هنری تحویل جامعه هنری و فرهنگی کشورم دادهام که الآن هرکدام جزو برترینهای جامعهی هنری هستند.
ارتباط بین المللی در عرصه های هنری که اعم از شرکت در نمایشگاه ها و سمپوزیوم ها و داوری های بین المللی در خصوص هنر در سطح دانشگاهی جزو فعالیت های اخیرم میباشد. اکنون با نمایشگاه نقاشی تحت عنوان «حمایت جهانی از حیات وحش و گونههای درحال انقراض» یک رویداد فرهنگی و هنری را در گالری تبریز، پردیس رسانه و هنر سازمان فرهنگیاجتماعیورزشی شهرداری تبریز توسط هنرجویانم برگزار کردیم؛ که بسیار خلاقانه و بدون اغراق، در نوع خود کم نظیر بود.
چگونه به سمت هنر گرایش پیدا کردید؟
برادر بزرگتر بنده نیز نقاشی میکردند؛ و در دههی شصت در صدا و سیمای آذربایجانشرقی مشغول به کار بود. همان سالها گاهی دست به لوازم نقاشی اخوی میبردم و سعی میکردم نقاشی کنم. به تشویق ایشان و مرحوم ابوی و مادرم وارد عرصه هنر شدم. دستخط پدرم بسیار عالی، و مادرم نیز دستی به نقاشی داشت.
اولین جرقههای هنری در وجود شما چه زمانی زده شد و چگونه به سمت هنر گرایش پیدا کردید؟
با اجازه،ی شما، اول سوالِ دوم را پاسخ میدهم و سپس اولی را. جسارتا من جمله ای را عرض میکنم: «هنر، خَرَد پرور است». ببینید اصلِ معنی هنر یعنی خلق چیزی که قبلا نبوده و در متعالیترین حالت خلق شده. در واقع میتوان گفت هنر صورت گرفته اما اساسا انسانها از هنر بهعنوان زبان ارتباط و بیان زیبا و تاثیر گذار نیز استفاده کردهاند و استفاده میکنند و خواهند کرد. برای همین است که هنرمندان تاثیر چشمگیری در تحولات یا حفظ داشتهها میگذارند؛ زیرا زبانی زیبا برای شنیدن و دیدن دارند.
هیچ کاری بدون دغدغه پیش نمیرود. دغدغه، خود جزو پایه های یک فعالیت و ارائهی هر اثری است. فعالیت هنری هم استثنا نیست و همان دغدغهها موجب میشود مصممتر برای یک هدف پیش رفت. اما برای کم کردن شدتِ حاشیهها، از یکسری فضاها و آدمها مجبوریم دوری کنیم تا تمرکز و توانمان را هدر ندهیم، و دست آخر بدون اغراق، پیروز از میدان خارج میشویم.
در نقطهی آغاز این گفتوگو، «ایران و ایرانیان» را مورد ستایش قرار دادید. میدانم که در آثار هنریتان نیز روحیهی ایراندوستی خودتان را تزریق نمودهاید. همچنین در خارج از مرزهای ایران نیز با آثار ارزشمند خود، از فرهنگ و هنر ایران نگاهبانی کردهاید. در این مورد نیز اندکی توضیح دهید؟
من میکوشم تا از اصطلاحات و کلمات مثبت، بیشتر برای ستایش ایران استفاده کنم. برای مثال، این مصرع که «چو ایران نباشد تن من مباد» زیباست؛ اما مقصودم از مثبت این است که مثلا بگویم: «چو باشد همه عشق ایران، هوای دلم/ یقین تا ابد ماندگارم، رَوَنده رهم»
البته من شعربلد نیستم و این بیت، لحظهای به زبانم جاری شد(لبخند). به چند کشور سفر داشتم و ارتباط فرهنگی مزید بر علت شد تا به وضوح ببینم که «ملت ایران، ملت بزرگی,ست» و چه ریشهی تنومندی داریم. بهویژه از باب هنر، بینظیریم. مثلا در موزهها و مساجد تمام شهرهای ترکیه، کتیبههای زبان فارسی پرشمار است. یا در ایتالیا حتی میتوانید فرهنگ اصطلاحات بازمانده از ایران را براحتی پیدا کنید. شما موزه لوور را ببینید. آنجا از تمام کشورهای دنیا، تنها یک غرفه چندمتری آثار باستانی می بینید، اما از ایران به اندازه ۲۵۰۰ اثر ملی و تاریخی وجود دارد؛ حتی بیشتر از مصر.
ایران تنها به وسعت بزرگ نیست؛ ایران فراتر از جغرافیای کنونی، پیشینهی تاریخیِ عظیم و ملّتی بزرگ دارد.
ارتباط آکادمیکم با کشورهای دیگر، بیشتر درسطح دانشگاهی و حوزههای هنری بود. دعوت به سمپوزیوم ها و نمایشگاه های بینالمللی، ارائه مقاله در خصوص منبتکاری _که جزو مقالات برتر ازسوی دانشگاه سلجوق ترکیه چاپ شده_ و داوری آثارهنری در نمایشگاه های دانشگاه تکنیک ترکیه نیز، بخشی از فعالیت هنری برون مرزیام شمرده میشود. همچنین شرکت در جشنواره های امارات متحده عربی و قطر و برپایی ورکشاپ های نقاشی و… تقدیرهای زیادی از سمت دانشگاه های ترکیه و کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی داشتم؛ اما ارتباط هنری طوری نبود که جوایزی داشته باشد.
بنابراین شما را باید سفیر فرهنگیهنری ایران نیز بدانیم؛ که از خطّهی ایرانپرست آذربایجان صدای فرهنگ و هنر ایران را به گوش همسایگان دور و به ویژه نزدیک، از جمله ترکیه میرسانید!
بنظرم هر کسی که عاشق وطنش ایران میباشد، در سفرهایش به سایر ممالک، حس وطن دوستیاش بیشتر نمایان میشود. چرا که به روشنی متوجه میشود که تا چه اندازه در جهان «برتری فرهنگی» داریم.
برسیم به نمایشگاهِ «گروه هنری آفرینش» که با موضوع«حمایت جهانی از حیات وحش حیوانات درحال انقراض» برگزار نمودید! ایدهی چنین طرحی و برپایی چنین نمایشگاهی از سوی خودِ شما بود؟
بله. به هنرجویان گفتم که نقاشی پرتره یا گل و منظره و کاسه و بشقاب دیگر بس است. اگر اهالی خانه بمیرند، دیگر خانهای نخواهد ماند؛ و بدون حیات وحش، طبیعت خواهد مُرد. گفتم بیایید حیات وحش را به تصویر بکشیم. چراکه بیشتر انسانها بهنوعی یک حیوان را دوست دارند، از این طریق بهتر میشود پیام را رساند. اکنون بسیار خوشحالیم که با زبان هنر، چنین پیامی را دادیم و نتیجهی خوبی داد.
چند تن از هنرجویان شما، اثر ارائه کردند؟
چهل نفر از هنرجویانم که توان ارائه اثر به نمایشگاه داشتند. هرکدام دو یا سه اثر به نمایش گذاشتند.
لطفا نام چندتن از آنها را بیاورید
اجاز دهید برای پیشگیری از دعواهای احتمالی، همان نامهای روی پوستر را بگویم(خنده).
علی رحمتی. ژانت مخطس. سیمین یاوری. مینا حداد. خدیجه ساجدی. معصومه ابراهیمی. لیلا مشیری. حبیب موسوی. معصومه رضایی. مریم بهاری. لیدا بهمنش. مرجان داوران حق. افسانه گل رضایی. فریبا ناصری. پریسا عظیمی. مینا فلاحزاده. نگین جبارپور. ثنا پورکرمی. سما شایان. پریا اختری. هاله وکیلی. نگین طاقبستانی. ندا رسولزاده. زهرا رسولزاده. سمیرا قلعهگیر. مهسا نجارپور. هانیه پیروزانفر. روزان روحی صفایی. مریم اسکندری.
همهی آثار، ارزشمند و زیبا بودند. دو اثر نظر مرا بیشتر جلب کرد. یکی تصویر «یوز ایرانی» و دیگری تصویر«نجات سگ». لطفا در مورد این دو اثر، کمی توضیح دهید
یوز پلنگ ایرانی عکسی از جنگلهای مازندران بود که توسط یکی از هنرجوها نقاشی شده است. این کار بیشتر برای این بود ما نیز باری دیگر درمورد محافظت و مراقب از جایگاه یوز ایرانی، یادآوری کنیم.
در مورد نجات بچه سگ توسط یک کودک هم، سگ کوچکی که در گل ولای و جریان آب به دام افتاده بود، توسط یک کودک نجات داده شده است؛ روایت این عکس حاکی از آن است که انسان ذاتا دلرحم و مهربان است و ای کاش این خاصیت با شرایط برایش عوض نشود!
آیا ارگانهای دولتی از نمایشگاه و برپایی آن، حمایتی کردند؟
تنها، سازمانِ فرهنگی اجتماعی ورزشیِ شهرداری تبریز حمایت کرد؛ و با در اختیار گذاشتن گالری تبریز در ساختمان پردیس رسانه و هنر، ما توانستیم یک رویداد هنری و فرهنگی در سطح عالی برگزار کنیم و ازاین بابت تشکر ویژه از این سازمان داریم. این نمایشگاه برای اولین بار در سطح بسیار عالی در تبریز «توسط هنرجویان بنده با نام گروه هنری و فرهنگی آفرینش» برگزار شد. سعی کردیم اداره کل محیط زیست استان آذربایجان شرقی را نیز همراه این رویداد کنیم که بعد از افتتاح نمایشگاه متاسفانه مسئولان آن اداره همراهی نکردند و برای بازدید و مراسم اختتامیه نیامدند .به هر روی، هر هنری که داریم تقدیم به ایران عزیزتر از جانمان. پاینده ایران و ایرانی خالص.
گمان میکنید باز هم نمایشگاهی برگزار کنید؟
بله. قرار گذاشتهایم یک نمایشگاه دیگر را با محتوایی جدید و همچنان تاثیر گذار، کلید بزنیم.
چنانچه سخنی دارید که ناگفته ماند، بفرمایید.
سوالی که میتوانم داشته باشم: چرا مردم تبریز به آثار هنری، کم پول خرج میکنند؟ حقیقتا اینها هزینه نیست، سرمایه است. من آثار پرشماری را فروختهام؛ اما همگی در تهران و شهرهای دور یا خارج از ایران!
اما مردم تبریز به نقاشی پولی نمیدهند. برای همین است که هنرمندان درجهی یک در تبریز نمی مانند. همگی یا در تهرانند یا در خارج از ایران. در حالیکه تبریز به شهر فرهنگی و هنری معروف است. فرهنگ فرهیختهی آذربایجان را نگذاریم که به دست نا اهلان و بیگانگان بیفتد.
با آرزوی پیروزی و سربلندی پیوسته برای شما هنرمند ایراندوست. سپاسگزاریم از وقتی که در اختیار روزنامهی «طرحنو» قرار دادید!
بابت وقتی که گذاشتید و این گپ ماندگار را رقم زدید بینهایت سپاسگزارم. من هم برای نشریهی وزین «طرحنو» آرزوی پیروزی و سربلندی مداوم را دارم. همیشه در اوج باشید.
- نویسنده : نیما عظیمی
- منبع خبر : آذرپژوه



















Friday, 16 October , 2026