پروژه تریپ که قرار بود پل ارتباطی میان آسیای مرکزی و اروپا باشد، اکنون در میانه‌ی تلاطم‌های ژئوپلیتیک، در تقابل میان سه قدرت بزرگ ایالات متحده، روسیه و ایران، گرفتار شده است.

گروه سیاسی/ سردبیر: یک سال از امضای توافق میان واشنگتن، ایروان و باکو می‌گذرد؛ توافقی که در اوج بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، با وعده‌هایی از جنس «صلح بزرگ در قفقاز» همراه بود. پروژه موسوم به تریپ TRIPP ، که قرار بود با احداث یک مسیر حدوداً ۴۰ کیلومتری در خاک ارمنستان، کوتاه‌ترین و کارآمدترین حلقه اتصال «کریدور میانی» باشد، اکنون در وضعیت توقف کامل قرار دارد. این پروژه که قرار بود پل ارتباطی میان آسیای مرکزی و اروپا باشد، اکنون در میانه‌ی تلاطم‌های ژئوپلیتیک، در تقابل میان سه قدرت بزرگ ایالات متحده، روسیه و ایران، گرفتار شده است. برخلاف تصورات اولیه که این مسیر را تنها یک پروژه عمرانی می‌دیدند، TRIPP اکنون به یک «شطرنج سیاسی» تبدیل شده که در آن، هر قدم در زمین ساخت‌وساز، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه است. در این مطلب تلاش کرده ام در سه بخش به معمای جاده موسوم به تریپ که بیش از یک سال از امضای توافق آن گذشته اما همچنان در حد یک حرف روی کاغذ باقی مانده، بپردازم!

 

تلاش برای خروج از سایه‌ی مسکو و تهران

برای ایالات متحده، پروژه TRIPP صرفاً یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه یک ابزار مهندسی‌سازیِ جغرافیایی برای بازآرایی نظم منطقه است. در اوت ۲۰۲۵، زمانی که دولت ترامپ این طرح را کلید زد، هدف اصلی تثبیت جایگاه ترکیه و جمهوری آذربایجان به عنوان دروازه‌های اصلی تجارت بین‌المللی در کنار ایجاد یک مسیر جایگزین بود که به طور کامل «روسیه» و «ایران» را دور بزند.

با ایجاد و تقویت این کریدور که مسیرِ امنِ انرژی و کالای آسیای مرکزی (مانند نفت و گاز قزاقستان و ازبکستان) به بازارهای پرتقاضای اروپا است، واشنگتن دو هدف بزرگ را دنبال می‌کند:

کاهش وابستگی به چین: با ایجاد مسیری که از طریق ترکیه و قفقاز جنوبی به اروپا می‌رسد، وابستگی کشورهای آسیای مرکزی به جاده ابریشم چین (BRI) کاهش یافته و آن‌ها به سمت بلوک غرب سوق داده می‌شوند.

خارج کردن روسیه از چرخه تجارت: سال‌هاست که روسیه با کنترل مسیرهای شمالی، از نفوذ خود بر صادرات آسیای مرکزی اطمینان حاصل کرده است. TRIPP این انحصار را از بین می‌برد.

با وجود تأسیس صندوق ویژه مالی توسط کاخ سفید و انتصاب مدیران نزدیک به ترامپ، این پروژه با یک واقعیت تلخ با این عنوان مواجه شده است که هرچند پول در دسترس است، اما «امنیتِ اجرای پروژه» در سایه‌ی تنش‌های منطقه‌ای، وجود ندارد. تأخیرهای اعلام شده توسط الهام علی‌اف و انتقال احتمال شروع پروژه به سال ۲۰۲۷، نشان‌دهنده این است که باکو هنوز اطمینان ندارد که آیا ارمنستان تحت حمایت آمریکا می‌تواند در برابر فشارهای همسایگانش از این مسیر محافظت کند یا خیر؟!

 

امنیت مرزی و اهرم‌های ترانزیتی ایران

اگر پروژه TRIPP را یک «تیغ دو لبه» بدانیم، ایران در سمتِ آسیب‌پذیرِ این تیغ قرار دارد. از منظر تهران، این پروژه نه یک فرصت اقتصادی، بلکه یک «تهدید امنیتیِ وجودی» است. قرارگیری این مسیر در خاک ارمنستان و نزدیکی بسیار زیاد آن به مرزهای شمالی ایران، باعث شده است که این کریدور به یک هدف بالقوه در صورت بروز هرگونه درگیری نظامی میان آمریکا و ایران تبدیل شود.

دغدغه ایران را می‌توان در دو سطح تحلیل کرد:

الف) تهدید امنیتی و نظامی: مسیر TRIPP در برخی نقاط تنها چند صد متر با مرز ایران فاصله دارد. در دوران تنش‌های اخیر میان آمریکا و ایران، هرگونه فعالیت ساخت‌وساز یا عملیات ترانزیتی در این مسیر می‌تواند به راحتی به یک هدف میان‌برد در معادلات نظامی تبدیل شود. ایران همواره تأکید کرده است که حضور نیروهای تحت حمایت آمریکا در نزدیکی مرزهایش، خط قرمز محسوب می‌شود.

ب) از دست دادن اهرم اقتصادی: تا پیش از این، جمهوری آذربایجان برای دسترسی به نخجوان و اتصال به ترکیه، به شدت به مسیرهای زمینیِ عبوری از خاک ایران وابسته بوده است. این وابستگی، یک «اهرم نفوذ» برای تهران بوده است؛ هم از نظر جذب عواید ترانزیتی و هم از نظر کنترلِ جریان کالا. اگر TRIPP عملی شود، آذربایجان دیگر نیازی به عبور از ایران نخواهد داشت و این یعنی حذفِ یکی از مهم‌ترین ابزارهای دیپلماسی اقتصادی ایران در قفقاز. بنابراین، تا زمانی که معادلات میان واشنگتن و تهران در مورد پرونده هسته‌ای و تنش‌های منطقه‌ای به ثبات نرسد، پروژه‌ی TRIPP در بن‌بستِ «ناامنیِ مرزی» باقی خواهد ماند.

 

انحصار ریلی و چالش ۴۰۰ میلیون دلاری مسکو علیه ایروان

اما پیچیده‌ترین گرهِ این پروژه، نه در تهران است و نه در واشنگتن؛ بلکه در زیرساخت‌های ریلیِ ارمنستان نهفته است. برخلاف جاده‌ها، راه‌آهن نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین و مدیریت تخصصی است. در ارمنستان، مدیریتِ زیرساخت‌های ریلی سال‌هاست که در انحصارِ «راه‌آهن دولتی روسیه» قرار دارد. مسکو با استفاده از این انحصار، از خود یک «حقِ وتو» بر پروژه‌های ترانزیتی ارمنستان اعمال کرده است.

روسیه به خوبی می‌داند که TRIPP می‌تواند نفوذ ریلی او را در قفقاز به طور کامل از بین ببرد. به همین دلیل، برخورد روسیه با این پروژه، نه با تهاجم نظامی، بلکه با «استراتژیِ اقتصادِ سیاسی» بوده است. وقتی روسیه به هزینه‌ی ۴۰۰ میلیون دلاریِ سرمایه‌گذاری خود در شبکه ریلی ارمنستان اشاره می‌کند، در واقع در حال ارسال یک پیامِ مبادله‌ای است:

سناریوی اول: روسیه حاضر است امتیاز خود را به آمریکا واگذار کند، اما به قیمتِ دریافتِ غرامت سنگین و جبران هزینه‌هایی که طی سال‌ها صرف زیرساخت‌های ارمنستان کرده است. این یعنی باکو و واشنگتن باید مبلغی هنگفت را به مسکو بپردازند تا اجازه دسترسی به این مسیر را بگیرند.

سناریوی دوم: روسیه از مشارکت مستقیم در مدیریت و سودِ این پروژه مطالبه می‌کند. در این صورت، پروژه TRIPP عملاً از یک مسیرِ «ضدِ روسیه» به مسیری تبدیل می‌شود که روسیه همچنان در آن سهامدار و مدیریت‌کننده است.

این وضعیت، واشنگتن را در یک بن‌بستِ استراتژیک قرار داده است که آیا می‌توان پروژه‌ای را برای دور زدن روسیه اجرا کرد که خود، نیاز به اجازه و مشارکتِ روسیه داشته باشد؟

 

انتظار برای یک معامله‌ی بزرگ

پروژه TRIPP فراتر از یک مسیر ۴۰ کیلومتری، نمادی از تقابلِ «جهانِ تک‌قطبیِ در حال زوال» و «واقع‌گرایی‌های منطقه‌ای» است. توقف این پروژه نشان می‌دهد که در قفقاز، پول و قراردادهای سیاسی به تنهایی نمی‌توانند بر جغرافیایِ قدرت غلبه کنند. تا زمانی که توافقی میان ایران و غرب حاصل نشود و تا زمانی که مسکو راهی برای حفظِ نفوذ خود در شبکه ریلی ارمنستان نیابد، TRIPP تنها یک «نقشه روی کاغذ» باقی خواهد ماند. آینده‌ی این کریدور، نه در بتن و آسفالت، بلکه در اتاق‌های تاریکِ مذاکراتِ امنیتیِ تهران، مسکو و واشنگتن رقم خواهد خورد.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه