گروه گزارش/ سردبیر: در جغرافیای اقتصادی جهان، ایران نامی گرهخورده با نفت و انرژی است. کشوری که بر روی یکی از بزرگترین ذخایر هیدروکربوری جهان نشسته است، علیالقاعده باید صادرکننده بلامنازع فرآوردههای نفتی باشد. اما واقعیتِ امروزِ خیابانها و پالایشگاههای ایران، روایتی معکوس و نگرانکننده را بازگو میکند. خبرهای ماههای اخیر کوتاه اما تکاندهندهاند: «ناترازی بنزین به مرحله بحرانی رسید»، «ایران واردکننده بنزین شد» و «رکورد مصرف روزانه شکسته شد»
این مقاله تلاشی است برای کالبدشکافی دقیق یک بحران ملی. بحرانی که در آن روزانه میلیونها دلار ثروت ملی در موتورهای احتراق داخلی دود میشود و به هوا میرود. ما در این نوشتار به بررسی سه ضلع مثلث شوم بنزین در ایران میپردازیم: «مصرف افسارگسیخته و غیرمنطقی»، «سیاستگذاری قیمت و یارانه پنهان» و در نهایت پدیده ویرانگر «قاچاق سوخت» که همچون زخمی باز، خونِ اقتصادی کشور را میمکند.
جنون مصرف بنزین در ایران
برای درک عمق فاجعه، ابتدا باید به زبان اعداد سخن بگوییم. میانگین مصرف روزانه بنزین در ایران در سال جاری بارها از مرز ۱۲۰ و حتی ۱۳۰ میلیون لیتر عبور کرده است. برای اینکه بزرگی این عدد را درک کنیم، باید آن را در یک مقیاس مقایسهای قرار دهیم.
ایران با جمعیتی حدود ۸۵ میلیون نفر، روزانه معادل یا حتی بیشتر از برخی کشورهای صنعتی با جمعیتهای مشابه یا بیشتر مصرف میکند. ترکیه، همسایه غربی ایران با جمعیتی تقریباً برابر، مصرفی به مراتب کمتر (حدود یکچهارم تا یکسوم مصرف ایران در بخش بنزین، با در نظر گرفتن تفاوت سبد سوخت) دارد. این شکاف آماری تنها یک معنا دارد و آن این که شدت مصرف انرژی در ایران فاجعهبار است.
اما چرا به اینجا رسیدیم؟
۱. تکنولوژی منسوخ در صنعت خودرو: متهم ردیف اول در پرونده مصرف بالا، بدون شک صنعت خودروسازی است. در حالی که جهان به سمت تولید خودروهایی با مصرف کمتر از ۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر و توسعه خودروهای هیبریدی و برقی حرکت کرده است، جادههای ایران همچنان جولانگاه خودروهایی با پلتفرمهای قدیمی و پرمصرف است. خودروهای تولید داخل به طور میانگین بین ۱۰ تا ۱۲ لیتر (و در شرایط ترافیک شهری بیشتر) در هر ۱۰۰ کیلومتر بنزین میسوزانند. این یعنی ناوگان حملونقل ایران برای پیمایش مسافتی برابر با استاندارد جهانی، دو برابر سوخت میبلعد. عملاً نیمی از بنزین تولیدی پالایشگاههای کشور، نه صرف جابجایی، بلکه هزینه ناکارآمدی موتورهای احتراق داخلی میشود.
۲. ضعف ساختاری حملونقل عمومی: مصرفکننده ایرانی در بسیاری از موارد «انتخاب» دیگری جز استفاده از خودروی شخصی ندارد. در کلانشهرهایی مانند تهران، تبریز، مشهد و اصفهان، شبکه مترو و اتوبوسرانی اگرچه وجود دارد، اما تناسبی با حجم تقاضا ندارد. فرسودگی ناوگان اتوبوسرانی و ازدحام غیرانسانی در ساعات پیک مترو و اتوبوس شهروندان را به سمت استفاده از خودروهای شخصی تکسرنشین سوق میدهد. وقتی زیرساخت عمومی ضعیف باشد، بنزین ارزان به تنها مسکن برای جابجایی تبدیل میشود.
وقتی بنزین از آب ارزانتر است
شاید پیچیدهترین و جنجالیترین بخش این پرونده، مسئله «قیمت» باشد. در حال حاضر، قیمت بنزین سهمیهای ۱۵۰۰ تومان و آزاد با دو نرخ ۳۰۰۰ و 5000 تومان در ایران، ارزانترین نرخ بنزین در جهان (یا یکی از سه کشور اول ارزان) محسوب میشود. در این ارتباط ذکر چند نکته لازم است:
1- وقتی قیمت یک لیتر بنزین از قیمت یک بطری نیملیتری آب معدنی کمتر است، پیامی که سیستم اقتصادی به مصرفکننده مخابره میکند، خطرناک است: «این کالا فاقد ارزش ذاتی است». در علم اقتصاد، قیمت ابزاری برای کنترل تقاضا و بهینهسازی مصرف است. وقتی این ابزار از کار بیفتد، هیچ انگیزه شخصی برای صرفهجویی باقی نمیماند. چرا یک شهروند باید به فکر خرید خودروی کممصرف باشد یا مسیر خود را مدیریت کند، وقتی هزینه باک پر خودروی او کمتر از هزینه یک وعده ناهار ساده است؟
2- دولت ایران سالانه ده ها میلیارد دلار یارانه پنهان برای انرژی میپردازد. این یارانه، از جیب تمام مردم (از جمله روستاییانی که خودرو ندارند) پرداخت میشود تا قیمت سوخت پایین بماند. اما چه کسی بیشتر از این یارانه سود میبرد؟ دهکهای ثروتمند جامعه که دارای چندین خودروی لوکس و پرمصرف هستند و سفرهای بیشتری میروند، سهم بسیار بیشتری از این “کیک یارانه” را میبلعند. در واقع، ارزانی بنزین مکانیسمی است که ثروت را از جیب فقرا برمیدارد و به باک خودروهای اغنیا میریزد. این پارادوکس عدالت اجتماعی، یکی از تلخترین نتایج سرکوب قیمتی است.
۳- اختلاف قیمت تمام شده بنزین (شامل هزینه استخراج نفت، پالایش، و توزیع) با قیمت فروش، شکافی عظیم در بودجه ایجاد کرده است. اکنون که مصرف از تولید پیشی گرفته، دولت مجبور است بنزین را با قیمتهای جهانی (حدود ۶۰ تا ۷۰ سنت دلار) وارد کند و با قیمتی کمتر از ۵ سنت به مردم بفروشد. این یعنی دولت منابع ارزی کمیاب خود را که باید صرف دارو، تکنولوژی و زیرساخت شود، صرف واردات بنزینی میکند که قرار است در ترافیک بسوزد.
حفره سیاه مرزها؛ قاچاق سازمانیافته
اگر مصرف بالا و قیمت پایین را دو ضلع بحران بدانیم، ضلع سوم که نتیجه مستقیم شکاف قیمتی است، پدیده شوم «قاچاق» است. در این ارتباط هم ذکر 3 نکته ضروری به نظر میرسد:
۱- قانون ظروف مرتبط در فیزیک، در اقتصاد نیز صادق است. وقتی قیمت بنزین در ایران لیتری 5۰۰۰ تومان است و در کشورهای همسایه مانند ترکیه، پاکستان، افغانستان و ارمنستان قیمتها بین ۱ تا ۱.۵ دلار (حدود ۵۰ تا ۸۰ هزار تومان) در نوسان است، با یک اختلاف قیمت ۲۰۰۰ درصدی مواجه هستیم! هیچ کسبوکار قانونی در جهان سودی با این حاشیه تضمین شده ندارد. این اختلاف پتانسیل، نیروی محرکهای عظیم برای خروج سرمایه ایجاد میکند.
۲- قاچاق سوخت دیگر محدود به چند دبه ۲۰ لیتری توسط کولبران نیست. ما امروز با “مافیای سوخت” طرف هستیم. هزاران خودروی سواری که صندلیهای عقب را برداشته و مشکهای پلاستیکی سوخت را جایگزین کردهاند، جادههای جنوب و شرق کشور را به میدان جنگ تبدیل کردهاند. این خودروها با سرعتهای جنونآمیز حرکت میکنند و سالانه عامل مرگ صدها نفر در جادهها میشوند. همچنین در برخی مناطق ساحلی جنوب، گزارشهای متعددی از کشف کیلومترها لولهکشی مخفی از ساحل به سمت دریا وجود دارد که سوخت را مستقیم به لنجهای قاچاقچیان منتقل میکند. پدیده دیگری که شکل گرفته، جمعآوری کارتهای سوخت از مناطق مرکزی کشور و انتقال آنها به مناطق مرزی برای سوختگیری و قاچاق است.
۳- برآوردهای مختلف حاکی از آن است که روزانه بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون لیتر سوخت (شامل بنزین و گازوئیل) از کشور قاچاق میشود. اگر میانگین قیمت جهانی را ۵۰ سنت در نظر بگیریم، روزانه حدود ۵ تا ۱۰ میلیون دلار ارز از کشور خارج میشود. این رقم در سال به چندین میلیارد دلار میرسد؛ مبلغی که میتواند چهره مدارس، بیمارستانها و جادههای مناطق محروم مرزی را دگرگون کند، اما اکنون تنها باعث فربه شدن باندهای قاچاق و ناامنی مناطق مرزی شده است.
پیامدهای زیستمحیطی؛ تنفس سم
نمیتوان از مصرف بیرویه بنزین نوشت و از هوایی که تنفس میکنیم سخن نگفت. رابطه مستقیمی بین میزان مصرف بنزین و شاخص آلودگی هوا (AQI) در کلانشهرها وجود دارد. بنزینهای مصرفی، حتی اگر استاندارد باشند (که در مورد توزیع سراسری بنزین یورو ۴ و ۵ تردیدهایی وجود دارد)، وقتی در حجم ۱۲۰ میلیون لیتر در روز میسوزند، حجم عظیمی از آلایندهها، ذرات معلق، اکسیدهای نیتروژن و کربن نسوخته را وارد اتمسفر میکنند. افزایش بیماریهای تنفسی، قلبی و مرگومیرهای زودرس، هزینه پنهان دیگری است که جامعه بابت این مصرف بیرویه میپردازد. در واقع، ما بنزین ارزان میخریم، اما مابهالتفاوت واقعی قیمت آن را با “سلامتی” و “عمر” خود و فرزندانمان به بیمارستانها پرداخت میکنیم.
چه باید کرد؟
وضعیت فعلی بنزین در ایران ناپایدار است و ادامه آن به فروپاشی سیستم توزیع انرژی منجر خواهد شد. اما راهحل چیست؟ سیاستگذاران و کارشناسان بر سر چند راهکار کلیدی اتفاق نظر دارند، هرچند اجرای آنها نیازمند شجاعت سیاسی و همراهی اجتماعی است:
۱- اصلاح تدریجی و هوشمند قیمتها: افزایش ناگهانی قیمت (مانند شوک آبان ۹۸) تبعات اجتماعی سنگینی دارد. اما ثبات قیمت در کشوری با تورم ۴۰ درصدی نیز غیرممکن است. راهکار میانه، حرکت به سمت مدلهای قیمتگذاری شناور یا “سهمیه به ازای هر فرد” (طرح وان) است. در این طرح، یارانه بنزین نه به خودرو، بلکه به کد ملی افراد تعلق میگیرد. بدین ترتیب کسی که خودرو ندارد میتواند سهمیه خود را بفروشد و از یارانه بهرهمند شود. این کار عدالت را برقرار کرده و انگیزه مصرف را کاهش میدهد.
۲- تنوعبخشی به سبد سوخت: ایران دارنده دومین ذخایر بزرگ گاز جهان است. سرمایهگذاری بر روی خودروهای گازسوز که سوختی پاکتر و در دسترستر است، میتواند فشار را از روی بنزین بردارد. متاسفانه در سالهای اخیر این صنعت مورد بیمهری قرار گرفته است..
۳- انقلاب در صنعت خودرو: دولت باید انحصار خودروسازان داخلی را بشکند یا آنها را مجبور به تغییر خطوط تولید کند. اجازه واردات خودروهای هیبریدی و برقی با تعرفه صفر و اسقاط خودروهای فرسوده پرمصرف، میتواند در کوتاه مدت مصرف را تا حد زیادی کاهش دهد.
۴-کنترل مرزها و شفافیت در توزیع: مبارزه با قاچاق تنها با پلیس و تفنگ ممکن نیست. باید سامانه هوشمند سوخت ارتقا یابد تا مسیر حرکت تانکرهای سوخت و میزان سوختگیری در جایگاههای مرزی به دقت رصد شود. با این حال، تا زمانی که اختلاف قیمت وجود دارد، قاچاق هرگز به صفر نخواهد رسید و تنها هزینههای ریسک آن بالا میرود..
۵- توسعه واقعی حملونقل عمومی: نمیتوان از مردم خواست خودروی شخصی سوار نشوند، وقتی اتوبوس و مترو کافی نیست. هر دلاری که از محل اصلاح قیمت سوخت حاصل میشود، باید مستقیماً و به صورت شفاف (در یک حساب خزانه مشخص) صرف توسعه خطوط مترو و خرید اتوبوس شود تا مردم اثر مثبت گرانی سوخت را در زندگی روزمره خود ببینند.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه

















Friday, 16 October , 2026