گروه سیاسی/ سردبیر: در سال ۱۲۸۷ خورشیدی، هنگامی که محمدعلیشاه قاجار با توپ بستن مجلس شورای ملی و بازگرداندن استبداد، فرزندان آزادیخواه ایران را سرکوب کرد، تنها شهری که در برابر ظلم قد برافراشت، تبریز بود. شهری که در تاریکی یأس و شکست، شعلهای از امید را بر افروخت و نام خود را برای همیشه در تاریخ معاصر ایران جاودانه ساخت.
در قلب این مقاومت، مردی برخاسته از مردم ایستاده بود؛ ستارخان، سردار ملی ایران و فرزند دلیر آذربایجان. او با سازماندهی مجاهدان در محله امیرخیز و همکاری نزدیک با باقرخان، سالار ملی، تبریز را به دژی تسخیرناپذیر در برابر قوای استبدادی تبدیل کرد. مقاومت یازدهماهه تبریز ـ با وجود قحطی، کمبود آذوقه و نبود تجهیزات ـ سرانجام نه در شکست نظامی، بلکه در پیروزی اخلاقی و ملی به ثمر نشست؛ پیروزیای که روحاک آزادیخواهی را در سراسر ایران زنده کرد.
تبریز، قلب تپنده مشروطه
شهر تبریز از دیرباز پیشگام جنبشهای نوگرای ایران بوده است؛ شهری در مرز اندیشه و داد و ستد، که از مسیرهای تاریخی و ارتباطی خود نهتنها کالا، بلکه اندیشه را نیز منتقل میکرد. در مشروطه، همین ویژگی تاریخی موجب شد تا تبریز به کانون بیداری و مقاومت ملی بدل شود.
ستارخان و یارانش، با تکیه بر نیروی مردمی و شور ایمان به آزادی، نشان دادند که اراده ملت میتواند بر سلاحهای حکومت چیره گردد. تاکتیکهای هوشمندانه او، از تشکیل دستههای مجاهد گرفته تا استفاده از کوچههای تنگ تبریز برای مقابله با حملات سواران قزاق، نمونهای بیبدیل از جنگ شهری مدرن در آن روزگار بود. هر محله دژی شد و هر خانه سنگری. این ایستادگی، روح تازهای در کالبد مشروطه دمید و نشان داد که مردم، بنیان واقعی قدرتاند.
گسترش شعله آزادی از تبریز تا تهران
پایداری مردم تبریز تنها نبردی محلی نبود؛ موجی ملی بود که از شمالغرب ایران برخاست و سراسر کشور را در برگرفت. هنگامی که قوای استبدادی در تبریز درگیر بودند، این مقاومت فرصتی طلایی برای بیداری دیگر نقاط ایران فراهم ساخت.
در اصفهان، مجاهدان بختیاری به رهبری سردار اسعد، و در رشت، نیروهای گیلانی تحت فرمان سپهدار اعظم، با الهام از پایداری تبریز، بذر قیامی فراگیر را کاشتند. اخبار مقاومت قهرمانانه تبریز، که از راه تلگراف و روزنامههای سری منتشر میشد، انگیزهای ملی پدید آورد. در تابستان ۱۲۸۸، با حرکت نیروهای مشروطهخواه از گیلان و بختیاری به سمت تهران، عملاً راه پیروزی نهایی هموار شد.
میتوان گفت که فتح تهران، فرزند مستقیم مقاومت تبریز بود؛ هشداری تاریخی که اگر در تبریز آذوقه تمام شد، در ایران ایمان هرگز به پایان نرسید.
مشروطه به مثابه آرمان ملی
مقاومت تبریز از مرز یک حرکت محلی فراتر رفت و مشروطهخواهی را از یک مطالبه نخبگانی به آرمانی ملی تبدیل کرد. اگر تهران در آتش استبداد میسوخت، تبریز با خون دل، آتش آزادی را فروزان نگه داشت.
در واقع، پایداری تبریز نشان داد که مشروطه تنها «قانون» نیست؛ بلکه «وجدان تاریخی ملت ایران» است. استبداد شاید ساختمان مجلس را تخریب کرد، اما نتوانست اندیشهای را که در جان مردم ریشه دوانده بود، بمیراند. این پیام، در سراسر ایران بازتاب یافت و ملت به این باور رسید که آزادی، به نیروی خود مردم زنده است، نه به اراده دربار.
چهرهای ملی فراتر از مرز قوم و طبقه
ستارخان از طبقهای ساده از تبریز برخاسته بود و از جایگاه طبقاتی هیچ امتیازی نداشت. اما همین سادگی، او را به چهرهای مردمی و فراگیر بدل کرد. او نه سرباز حکومت بود و نه درباری، ولی در آزمون تاریخ، نماد وحدت، شجاعت و وطندوستی شد. سخنان معروف او که میگفت: «من میخواهم مشروطه را از سر نیزه به نوک قلم بیاورم.»
بیانی از درک عمیق او از آزادی و قانون بود؛ او مشروطه را «ناموس ملت» میدانست. در نگاهش، آزادی و عدالت ثروتی مشترک برای همه ایرانیان بود، نه امتیاز گروهی خاص. همین نگرش ملیگرایانه او باعث شد تبریز به پلی میان اقوام و مناطق ایران تبدیل شود؛ از آذربایجان تا فارس و از اصفهان تا گیلان، همه در یک آرمان شریک شدند و آن چیزی نبود جز برپایی حکومت قانون.
داستان ستارخان تنها برگ زرینی از تاریخ نیست؛ پیامی زنده برای امروز ماست. در جهانی که گاه منافع محلی یا اختلافات قومی بر وحدت میچربد، یاد او یادآور این حقیقت است که پیشرفت و آزادی تنها در سایه وحدت ملی و اراده جمعی ممکن است.
ستارخان نماد مردی است که از دل مردم برخاست تا به نام مردم بجنگد. او نشان داد که مقاومت، یک انتخاب است، نه یک تقدیر. تبریز در آن سالها نه فقط جنگید، بلکه آینده ایران را نوشت؛ آیندهای که در آن هیچ قدرتی، حتی شاه مستبد، یارای ایستادگی در برابر اراده ملت را ندارد.
مقاومت تبریز و دلاوری ستارخان و یارانش، اساساً پیروزی ایمان بر اسلحه بود. اگر مشروطه امروز در حافظه تاریخی ما زنده است، بهسبب همان یازدهماه مقاومت در امیرخیز است. آنان ثابت کردند که آزادی هرگز با امضا بخشیده نمیشود، بلکه با ایثار نگهداشته میشود.
بر لوح زمان چنین نوشتهاند: تبریز ایستاد، تا ایران بایستد. و این همان معنای جاودانه مقاومت است.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Saturday, 31 January , 2026