گروه سیاسی/ سردبیر: دریای کاسپین، خزر، مازندران، قزوین و… این پهنهی آبی عظیم و شگفتانگیز که میان فلات ایران، قفقاز و استپهای آسیای میانه گسترده است، از دیرباز نه فقط یک دریا، بلکه نمادی فرهنگی، تاریخی و هویتی برای ملتهای پیرامون خود بوده است. با وجود آنکه از منظر علمی، این دریای محصور در خشکی در حقیقت بزرگترین دریاچهی بستهی جهان است، اما عمق تاریخی و نقش سیاسی آن در حافظهی جمعی ایران و همسایگانش چنان پررنگ است که نامش فراتر از یک اصطلاح جغرافیایی، به یک نماد تمدنی تبدیل شده است. بحث دربارهی نام این دریا، از آنجا اهمیت مییابد که واژهها در این حوزه صرفاً برچسبهای مکانی نیستند، بلکه حامل بار تاریخی و نشانهی تقابل یا پیوند فرهنگی ملتها محسوب میشوند. از همین رو، بررسی نام «خزر» در کنار نامهای کهنتر مانند «کاسپین»، «دریای هیرکانی»، «دریای تبرستان» یا «دریای گیلان»، به نوعی بازخوانی تاریخ طولانی شکلگیری هویت در این منطقه است.
در منابع باستانی ایرانی، یونانی و رومی، پیش از آنکه طایفهی خزرها در سدههای میانهی میلادی در پیرامون این پهنه ظاهر شوند، این دریا با نامهایی چون «هیرکانی» یا «کاسپین» شناخته میشد. «هیرکانیا» نام منطقهای در شمالشرق ایران بود که در متون کلاسیک به معنای «سرزمین گرگان» آمده است. یونانیان و رومیان نیز آن را «کاسپیَن» مینامیدند، که واژهای برگرفته از قوم باستانی «کاسپی» ساکن جنوب دریا بود و امروزه در زبانهای غربی همچنان «Caspian Sea» رواج دارد. این نام، در حقیقت، میراث جغرافیایی ایران باستان است؛ زیرا قوم کاسپی و سرزمین هیرکانیا جزئی از قلمرو ایرانزمین محسوب میشدند. اما با گذشت زمان، و بهویژه پس از شکلگیری اتحادیهای از قبایل ترکتبار موسوم به «خزرها» که در قرون میانه بخشهای شمالی و شمالغربی سواحل این دریا را تحت سیطرهی خود درآوردند، نام تازهای در ادبیات تاریخی منطقه جایگزین شد: «دریای خزر».
خزرها مردمانی نیمهکوچنشین بودند که میان قرن هفتم تا دهم میلادی دولتی تشکیل دادند و تا مدتی به عنوان حلقهی اتصال میان دنیای اسلام، بیزانس و استپهای شمالی عمل کردند. از آن پس، این پهنهی آبی در اسناد جغرافیایی اسلامی و فارسی به سبب همجواری و نفوذ سیاسی آن قوم، «بحر خزر» و در دورههای بعد، «دریای خزر» خوانده شد.
اما این دگرگونی نام تنها یک انتقال زبانی نبود، بلکه بازتابی از تحولات سیاسی و فرهنگی وسیعتری بود که در مرزهای شمالی ایران رخ میداد. تا پیش از نفوذ روسیهی تزاری در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی، ایران در بخش جنوبی و ساحل غربی آن دریا قدرت مرکزی مسلط بود و بسیاری از اسناد فارسی رسمی همچنان از تعبیرهای ایرانیتر مانند «دریای مازندران» یا «دریای گیلان» استفاده میکردند. در دوران قاجار، با گسترش نفوذ روسها در شمال و بروز رقابتهای استعماری، اصطلاح «خزر» در مکاتبات رسمی و نقشههای بینالمللی تثبیت شد و به مرور در گفتار عمومی نیز رواج یافت. از اینرو بعضی از اندیشمندان ایرانی بر این باورند که رواج واژهی «خزر» در واقع محصول دوران استعمار و نفوذ سیاسی بیرونی است که نامهای کهن ایرانی را به حاشیه برد.
در دهههای اخیر، همزمان با افزایش حساسیتهای ژئوپلیتیکی پیرامون منابع انرژی و تقسیمات حقوقی این پهنه، موضوع نام خزر بار دیگر به یک مسألهی هویتی بازگشته است. برخی از صاحبنظران پیشنهاد کردهاند که ایران در اسناد رسمی و فرهنگی، دوباره از عنوان تاریخیتر «دریای کاسپین» یا «دریای مازندران» استفاده کند تا هویت ایرانی این منطقه در سطح بینالمللی پررنگتر جلوه کند؛ در حالی که دیگر کشورها، از جمله روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان، استفاده از واژهی بینالمللی Caspian Sea را ترجیح میدهند، که آن نیز ریشه در تاریخ کهن فلات ایران دارد. در واقع، از منظر علمی و نقشهنگاری، هیچ منبع معتبر بینالمللی دیگری جز همان Caspian Sea را به رسمیت نمیشناسد، و تنها در زبان فارسی نام «خزر» به باقیماندهی کاربرد عرفی خود ادامه داده است.
مسألهی نامگذاری دریای خزر در عمق خود یک منازعهی واژگانی نیست، بلکه نشانهای از چگونگی شکلگیری قدرت، تأثیر فرهنگ، و میزان حضور تاریخی ملتها در نواحی راهبردی است. واژهها در این حوزه حامل تاریخ و حافظهاند؛ نام خزر یادآور حضور یک قوم ناپایدار اما اثرگذار است، حالآنکه نامهای کهنتر مانند «کاسپین» و «هیرکانی» نشانهی ریشههای ایرانی و پیوستگی تمدنی این منطقه با سرزمین مادری ایران هستند. امروزه که بار دیگر رقابت بر سر منابع انرژی، مسیرهای انتقال نفت و گاز، و دسترسی به آبهای آزاد در شمال ایران شدت یافته است، بازخوانی تاریخ این نامها نه یک بحث آکادمیک صرف، بلکه بخشی از بازسازی هویت ملی و تاریخی به شمار میرود. در نهایت، خواه آن را خزر بنامیم یا کاسپین، این پهنهی آبی عظیم نه صرفاً یک دریاچهی استراتژیک، بلکه آیینهای از فراز و فرود تمدنهای پیرامون خود است؛ آینهای که در آن نقش ایران از دیرباز تا امروز، همچون موجی آرام اما پیوسته، در عمق آبها و در حافظهی تاریخ انعکاس یافته است.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Saturday, 31 January , 2026