گروه سیاسی/ سردبیر: روابط ترکیهی اردوغان و نتانیاهو در ماههای اخیر وارد وخیمترین فاز خود در دهههای اخیر شده است. آنچه با بحرانهای دیپلماتیک مرتبط با جنگ غزه آغاز شد، حالا به رقابتی راهبردی تبدیل شده که هر دو طرف آشکارا از احتمال تقابل نظامی سخن میگویند. در این نگارشِ کوتاهِ تحلیلی، دلایل تنش، محورهای تقابل، پیامدهای بالقوه و راههای کاهش خطر بررسی میشود.
اتحاد استراتژیک، تنش ایدئولوژیک
روابط ترکیه و رژیم اسرائیل در چند دههی گذشته همواره ترکیبی پیچیده از همکاری استراتژیک و تنش ایدئولوژیک بوده است؛ به طوری که در طول دهههای گذشته فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرده است:
دوره همکاری نزدیک: پس از به رسمیت شناختن رژیم غاصب اسرائیل توسط ترکیه در سال ۱۹۴۹، این دو کشور در دوران جنگ سرد به متحدانی استراتژیک تبدیل شدند. همکاریهای گسترده نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی، به ویژه در دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، نقطه اوج این رابطه بود.
دوره تنش و سردی: با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه و نخستوزیری اردوغان، موضع ترکیه در قبال اسرائیل در دورههایی تهاجمیتر شد. حوادثی مانند حمله به ناوگان غزه (ماوی مرمره) در سال ۲۰۱۰ و جنگهای متعدد در غزه، باعث تشدید تنشها و برخوردها در سطح روابط دیپلماتیک شد.
دوره عادیسازی: با وجود اختلافات، به ویژه در مسئله فلسطین و حمایت آنکارا از حماس، منافع اقتصادی و امنیتی مشترک، دو کشور را مجبور به حفظ کانالهای ارتباطی کرده است. در سالهای اخیر، دو کشور با مبادله سفرا، بار دیگر گامهایی به سوی عادیسازی روابط برداشته بودند. آنکارا به ظاهر از حقوق فلسطینیان حمایت میکند، اما در عمل، منافع ملی خود را در تعامل، حتی با دشمن، نیز جستجو میکند. به باور بیشتر کارشناسان این نوع تنشهای ساختگی جهت فریب افکار عمومی در جامعهی مسلمان ترکیه صورت میگیرد و در همین سالهای به اصطلاح تنش، روابط تجاری و اقتصادی دو رژیم عمیقتر و به شدت افزایش پیدا کرده است.
اما تنشهای اخیر با عملیاتها و سیاستهای رژیم اسرائیل در نوار غزه و سوریه، و واکنشهای سیاسی-شعاری آنکارا شدت گرفته است. ساختارهای تصمیمگیری در هر دو کشور، از جمله کمیتههای استراتژیکِ اسرائیل که ترکیه را «تهدید استراتژیک» خواندهاند و سخنان رؤسای حکومت در آنکارا، سطح هشدار را بالا برده است.
محورهای تقابل میان آنکارا و تلآویو
سوریه: پس از خروج نیروهای مستشاری ایران و نیروهای نظامی روسیه از سوریه و سرنگونی رژیم اسد، این کشور نگون بخت به صحنهی رقابت برای نفوذ تبدیل شده است. ترکیه که یکی از حامیان اصلی جبهه النصره در سرنگونی دولت قانونی اسد در سوریه بود، خواهان منطقهی نفوذ و جلوگیری از حضور گروههای کردی مسلح در مرزهایش است؛ رژیم اسرائیل اما منافع امنیتی خود را در مقابله با نفوذ ایران و گروههای نیابتی آن در سوریه دنبال میکند. تقاطع منافع در مناطقی که هر دو طرف به دنبال اثرگذاری نظامی و سیاسیاند، خطر تصادم نظامی یا برخوردهای موشکی و هوایی را افزایش داده است. به خصوص بعد از حملات هوایی اسرائیل به دوحه در قطر، و سخنان مقامات رژیم صهیونیستی در احتمال حملهی مشابه به ترکیه برای ترور رهبران حماس، تنش میان دو متحد اقتصادی به شدت فزاینده شده است.
مدیترانه: منابع انرژی و مسیرهای صادرات گاز و روابط با کشورهای حوزه مدیترانه نیز بعد دیگری از رقابت میان دو رژیم را شکل دادهاند که تداوم این روند میتواند به بحرانهای دیپلماتیک و اقتصادی بینجامد.
همچنین ترکیه در سالهای اخیر به سمت یک سیاست منطقهای فعال و گاه تقابلی رفته و رابطهاش با بازیگران مختلف (ایران، قطر، گروههای فلسطینی) را که تضاد با منافع اسرائیل دارند را افزایش داده است. اسرائیل نیز با تلاش برای مهار نفوذ ایران و توسعه همکاریهای نظامی و اطلاعاتی با کشورهای منطقه، منافع ترکیه را هدف قرار میدهد.
پیامدهای بالقوهی این روند
کارشناسان سیاسی و نظامی تداوم این روند را این گونه ارزیابی میکنند:
– برخوردها میتواند در قالب درگیریهای محدود هوایی، عملیاتهای سایبری، حملات نیابتی یا حتی درگیری دریایی بروز کند. خطاهای محاسباتی یا حوادث مرزی میتواند منجر به تشدید سریع شود.
– هرگونه تقابل بین دو قدرت در منطقه میتواند بحران سوریه را پیچیدهتر کند و مانع راهحلهای سیاسی برای پایان جنگ و بازسازی شود.
– درگیری میتواند زنجیرهای از واکنشها در روابط با روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای عربی به دنبال داشته باشد و بازارهای انرژی و مسیرهای دریایی را نیز متاثر سازد.
– افزایش عملیات نظامی و واکنشهای متقابل میتواند صورتهای انسانی بحران (آوارگی، تلفات غیرنظامیان) را تشدید کند.
در پایان باید متذکر شد که؛ تنش امروز میان ترکیه و رژیم اسرائیل حاصل تقاطع منافع راهبردی و عصبانیتهای سیاسیِ معاصر است. سوریه میدان کلیدی برخورد شده و احتمال گسترش درگیریها فراتر از مرزها را بالا برده است. با وجودی که ملاحظات نظامی و استراتژیک هر طرفی را به آمادگی و بازدارندگی سوق میدهد، مسیر عقلانی منطقه نیازمند خویشتنداری، دیپلماسی فعال و مشارکت بازیگران ثالث برای مدیریت بحران است. بدون این عناصر، خطر یک رویارویی ناخواسته و پیامدهای گسترده برای منطقه جدی خواهد ماند.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Saturday, 31 January , 2026