تاریخ ایران، روایتی پیوسته از ایستادگی در برابر ناملایمات است و در این میان، تبریز و آذربایجان، نه تنها یک نقطه جغرافیایی، بلکه نمادِ «عزت ملی» و «خط مقدمِ صیانت» از این سرزمین بودهاند
طرح «فعالسازی گسل اقوام» با نگاهی به ترکیب جمعیتی ایران، استدلال میکند که تنها حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد جمعیت را فارس زبانهای شیعه تشکیل میدهند و این بدان معناست که بخش بزرگی از شهروندان ایران، شامل آذریها، کردها، عربهای خوزستان و بلوچها، در مناطق پیرامونی ساکناند.
سفر جی.دی. ونس به ارمنستان، در ظاهر با شعار «پشتیبانی از توسعهی پایدار و انرژی پاک در قفقاز جنوبی» انجام شد، اما در باطن جرقهای برای اجرای یکی از برنامههای راهبردی واشنگتن علیه محور ایران – روسیه – چین بود؛
آذربایجان نه تنها در شکلگیری هویت نوین ایرانی نقشی اساسی داشته، بلکه در صیانت و استمرار آن همواره پیشگام بوده است. در جهان معاصر نیز این خطهی علوی، بار دیگر به میدان نبرد هویتی بدل شده است؛ نبردی میان حقیقت و تحریف، میان عشق به ایران و ترفندهای تفرقهافکنان!
به درستی میتوان شهریار را یکی از آگاهترین میهندوستان ایرانی دانست. ایراندوستی شهریار، یک رویکرد صرفاً احساسی یا محلی نبود؛ بلکه ریشه در فهم عمیق تاریخی و اعتقاد راسخ به پیوستگی فرهنگی و هویتی ایران داشت
در طول تاریخ، نفوذ عمیق فرهنگ ایرانی، که زبان فارسی را به زبان دیوانسالاری، شعر و عرفان بدل کرده بود، بر ساختار اجتماعی، هنری و مذهبی منطقهی آناتولی، بهویژه در دوران امپراتوری عثمانی، سایهای ماندگار افکنده است.
در میان نامهای جغرافیایی ایران، کمتر واژهای به اندازهی «آذربایجان» موضوعِ مناقشه و گفتوگو بوده است. و پرسش محوری آن است که این واژه از کجا آمده و چه معنایی دارد؟ آیا ریشهی آن ایرانی است یا همانگونه که برخی مدعیاند، شکلی ترکی و متأخر از واژهی دیگر است؟
با خروج روسیه از صحنهی جنگ جهانی، نیروهای این کشور در شمال ایران و قفقاز دچار فروپاشی شد و در این شرایط، مردمان قفقاز ـ شامل گرجیها، ارامنه و مسلمانان ـ که دیگر سلطهی روس را بر فراز سر خود نمیدیدند، برای اعلام جدایی از امپراتوری روسیه، اقدام به تشکیل فدراسیونی مشترک کردند.
اصلاحیه مجلس جمهوری آذربایجان، که به بهانه ممنوعیت «اجبار کودکان به اعتقاد دینی» تصویب شده، در عمل به معنای ممنوعیت تربیت دینی کودکان بر اساس مبانی تشیع است و نشانهای آشکار از سیاست سیستماتیک شیعهستیزی در این کشور به شمار میرود.
یکی از این چهرههای پرجدل تاریخ شفاهی، شخصیت «کوراوغلو» است؛ فردی که در روایتهای مردمی آذربایجان، آناتولی و قفقاز، گاه قهرمان عدالتخواه و گاه راهزنی گستاخ و شورشی تصویر شده است...
«جمخانه»ها، نه تنها محل عبادت، بلکه مرکز آموزش اخلاق و پیوند اجتماعی علویان هستند و چنین جایگاهی، جمخانه را در ذهن علویان معادل مسجد یا کلیسا قرار میدهد. اما وزارت شهرسازی ترکیه مصوبهای منتشر کرد که جایگاه حقوقی جمخانهها را بهعنوان «مراکز فرهنگی» تعیین میکند!
Saturday, 17 October , 2026