گروه گزارش/ شیوا آذرنشان: رودخانههای دجله و فرات، شاهرگهای حیاتی تمدن میانرودان، امروز به کانون یک بحران تشدیدشونده هیدروپلیتیک تبدیل شدهاند. کنترل جریان آب توسط ترکیه و کاهش منابع آبی در کشورهای پاییندست، نه تنها امنیت غذایی و محیطزیست عراق و سوریه را تهدید میکند، بلکه پیامدهای زیستمحیطی و امنیتی آن برای ایران نیز روبهافزایش است. کارشناسان هشدار میدهند که در صورت فقدان همکاری منطقهای و مدیریت پایدار منابع آب، خاورمیانه طی ۲۵ سال آینده با بحرانی عمیق در حوزه آب و ژئوپلیتیک روبهرو خواهد شد.
شاهرگ تمدن میانرودان
رودخانههای دجله و فرات هزاران سال است که بنیانگذار جوامع اولیه در غرب آسیا بودهاند. این رودخانهها نهتنها منابع اصلی آب آشامیدنی و کشاورزی، بلکه زیربنای توسعه انرژی و صنعت در کشورهای پاییندست، بهویژه عراق و سوریه، محسوب میشوند. در مقابل، کشورهای بالادست بهویژه ترکیه با اجرای پروژههای گسترده آبی، کنترل جریان این رودخانهها را در دست گرفته و معادلهای پیچیده و حساس در هیدروپلیتیک منطقه ایجاد کرده است.
پروژه جنوب شرقی آناتولی گپ و اثرات هیدروپلیتیک ترکیه
طی سه دهه گذشته، ترکیه پروژه عظیم جنوب شرقی آناتولی (GAP) را اجرایی کرده که شامل ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه برقآبی است. بر اساس مطالعات علمی، هدف این پروژه، آبیاری حدود ۱ میلیون هکتار زمین کشاورزی و تولید سالانه حدود ۲۷ میلیارد کیلوواتساعت انرژی برق است (Yüksel, 2006).
تا پایان سال ۲۰۲۳، پروژه عظیم جنوب شرقی آناتولی (GAP) توانسته است بخش قابل توجهی از اهداف آبیاری خود را محقق کند. طبق طرح جامع، قرار است ۱.۸ میلیون هکتار از اراضی منطقه تحت آبیاری قرار گیرد و بر اساس برنامه عملیاتی GAP، ۱.۰۵۷.۸۰۳ هکتار برای آبیاری پیشبینی شده است. تا کنون، ۶۶۳.۹۱۹ هکتار از اراضی حوضههای دجله و فرات بهطور عملیاتی تحت آبیاری قرار گرفته، در حالی که در ۹۴.۷۰۱ هکتار شبکه آبیاری در حال ساخت است و ۲۹۹.۱۹۳ هکتار نیز در مرحله برنامهریزی قرار دارد. با این روند، ۶۲.۸درصد از پروژههای آبیاری عملیاتی شدهاند و بیش از ۱.۴۹۶ کیلومتر از کانالهای اصلی آبیاری ساخته شده است، که نشاندهنده پیشرفت ملموس این پروژه بزرگ و چندبخشی در توسعه کشاورزی منطقه است.(GAP Regional Development Administration, 2023)
سد ایلیسو، بخشی از پروژه بزرگ جنوبشرقی آناتولی در ترکیه، بزرگترین سد روی رودخانه دجله در این کشور است و حدود ۶۵ کیلومتر بالادست مرز سوریه و عراق قرار دارد. این سد در همان حوزه آبریز سد موصل در عراق واقع شده و بر اساس مطالعات علمی، بهرهبرداری بدون ملاحظات زیستمحیطی و هیدرولوژیک میتواند تا ۷۸درصد جریان آب ورودی به سد موصل را کاهش دهد این کاهش شدید جریان، تهدید جدی برای منابع آب سد موصل محسوب میشود و میتواند بر ذخیره آب، تولید برق و کشاورزی مناطق پاییندست تأثیر منفی بگذارد. (Al‑Madhhachi و همکاران، ۲۰۲۰)
تحلیل هیدرولوژیکی نشان میدهد که بازسازی جریان طبیعی رودخانه دجله و ارزیابی شاخص خشکسالی جریان اصلاحشده ،کاهش شدید جریان پاییندست را بهویژه در مناطق سیزره و موصل پیشبینی میکند. در ۳۷.۵ تا ۸۷.۵درصد سالها، این مناطق با شرایط بحرانی مواجه خواهند شد و جریان ورودی به مخزن سد موصل بین ۱۳۵ تا ۳۲۶ متر مکعب بر ثانیه کاهش مییابد. این کاهش شدید نه تنها بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید برقآبی و ذخیره مخزن سد موصل را بلااستفاده میکند، بلکه منجر به غالب شدن خشکسالی هیدرولوژیکی در بالادست سد سامرا میشود. بنابراین، توسعه منابع آبی ترکیه بدون برنامهریزی هماهنگ با عراق، تهدیدی جدی برای امنیت آب و عملکرد انرژی پاییندست ایجاد میکند. (Torabi Haghighi و همکاران، ۲۰۲۳).
پیامدهای این تغییرات فراتر از آب هستند: کاهش جریان رودخانه تأثیر مستقیم بر کشاورزی، امنیت غذایی و معیشت مردم پاییندست دارد. کارشناسان تأکید میکنند که مدیریت منابع آب مشترک، نیازمند رویکردی علمی و دیپلماسی محور است تا منافع تولید انرژی، آبیاری و تأمین منابع پاییندست به تعادل برسد.
پروژه گپ ترکیه و پیامدهای هیدروپلیتیکی آن بر ایران
پروژه گپ ترکیه که مجموعهای از سدها و طرحهای توسعهای بر سرشاخههای دجله و فرات است، برای ایران پیامدهای غیرمستقیم اما مهمی دارد. مهمترین اثر آن کاهش آورد رودخانههای ورودی به عراق و سپس ایجاد بیثباتی زیستمحیطی و اجتماعی در غرب ایران است؛ خشکسالی و کاهش جریان رودخانهها در عراق فشار مستقیم بر استانهای غربی ایران، از جمله خوزستان، ایلام و کرمانشاه وارد کرده و باعث کاهش کشاورزی، افت منابع آب شرب، افزایش ریزگردها و مهاجرتهای اجباری شده است.
در سطح ژئوپولیتیکی نیز گپ ، قدرت هیدروپلیتیکی ترکیه را در منطقه افزایش میدهد و توازن منطقهای را به نفع آنکارا تغییر میدهد، درحالیکه وابستگی عراق به مدیریت آب ترکیه، حلقههای امنیتی ایران را در غرب شکنندهتر میکند. بهطور کلی، گپ، اگرچه مستقیماً با ایران مرز آبی ندارد، اما از مسیر محیطزیست، امنیت، اقتصاد و معادلات سیاسی منطقه، اثرات قابلتوجه و بلندمدتی بر ایران گذاشته است.
پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی پاییندست در عراق و سوریه
کاهش جریان آب در رودخانههای دجله و فرات پیامدهای گستردهای در عراق و سوریه به همراه داشته است. تالاب حمار در جنوب عراق به شدت آسیب دیده، خاک شور شده و ریزگردها افزایش یافتهاند. امنیت غذایی و معیشت مردم به شدت تهدید شده و جمعیت قابل توجهی مجبور به ترک خانههای خود شدهاند. کاهش جریان آب همچنین مانع بازسازی تالابهای تاریخی و تخریب محیط زیست منطقه شده و زندگی جوامع محلی را تحت فشار قرار داده است. این شرایط باعث تشدید بیابانزایی، تهدید امنیت غذایی و افزایش آسیبپذیری مردم در برابر مشکلات اقتصادی و اجتماعی شده است. به طور کلی، پروژههای سدسازی بدون مشاوره و توافق با جوامع پاییندست، پیامدهای انسانی و زیستمحیطی جدی و پایدار بر زندگی و معیشت مردم ایجاد میکنند.(The New Humanitarian, 2006)
ترکیب فشارهای انسانی و تغییرات اقلیمی
بحران دجله و فرات تنها ناشی از فعالیتهای انسانی نیست. تغییرات اقلیمی باعث افزایش دما، کاهش بارش و رواناب، کاهش رطوبت خاک و بیابانزایی شده است. خشکسالیهای مکرر و کاهش رطوبت خاک امنیت غذایی و معیشت کشاورزان پاییندست را تهدید میکند. مطالعات شاخصمحور نشان میدهند که بیش از دو سوم مساحت حوضه تحت تنش آبی بالا یا بسیار بالا قرار دارد و تعامل بین عوامل انسانی و طبیعی فشار بر منابع آب را به سطوح بحرانی رسانده است.
سناریو ۲۰۵۰: چشمانداز بحران
پیشبینیها حاکی از آن است که در آینده نزدیک، جریان رودخانههای دجله و فرات به شدت کاهش خواهد یافت. در صورتی که مدیریت منابع آب در پاییندست ادامه یابد و فشارهای کشورهای بالادست، به ویژه ترکیه، همچنان پابرجا بماند، عراق و سوریه با کمبود جدی آب مواجه خواهند شد. این وضعیت، تولید محصولات کشاورزی را تحت تأثیر قرار داده و امنیت غذایی این کشورها را تهدید میکند. کاهش منابع آب همراه با افزایش تبخیر و خشکی خاک، شرایط کشاورزی و معیشت مردم را دشوار میسازد. در کنار این فشارها، حضور گروههای مسلح و ضعف مدیریت مشترک منابع آبی خطر تبدیل بحران آب به منازعه محلی را افزایش میدهد و منطقه را در معرض تنشهای ژئوپلیتیکی جدی قرار میدهد.
راهبرد ایران: از قربانی به بازیگر محوری
الف) دیپلماسی آبمحور: ایران میتواند با تبدیل تهدید به فرصت، جایگاه خود را از قربانی به بازیگر کلیدی مدیریت منابع آب منطقه ارتقا دهد. ایجاد اتحاد آبی بغداد–تهران برای تضمین حداقل جریان زیستمحیطی دجله میتواند به حفاظت تالابها، تأمین امنیت غذایی و کاهش مهاجرت اجباری کمک کند و نقش ایران در دیپلماسی آبمحور را تقویت کند.
ب) کارت انرژی به عنوان اهرم فشار: ایران میتواند از منابع گاز طبیعی بهعنوان یک ابزار مؤثر در مذاکرات دیپلماتیک بهره گیرد. بهویژه در حوزه مدیریت منابع آب فرامرزی، گاز میتواند بهعنوان اهرمی برای تبادل منافع با ترکیه مورد استفاده قرار گیرد. چنین رویکردی ضمن ایجاد فشار دیپلماتیک نرم، از تنشهای مستقیم جلوگیری کرده و ایران را به بازیگری فعال، منعطف و راهبردی در معادلات منطقهای تبدیل میکند.
با این حال، موفقیت این راهبرد به ظرفیت تولید گاز کشور و جایگاه رقابتی ایران در برابر رقبای منطقهای بستگی دارد. بنابراین، برای بازگشت موفق ایران به بازارهای انرژی منطقهای و تثبیت جایگاه بلندمدت، تدوین برنامهای جامع و ارائه پیشنهادهای جذاب و مبتنی بر منافع متقابل ضروری است. تنها در چنین شرایطی است که میتوان از گاز طبیعی نهفقط بهعنوان ابزار تبادل، بلکه بهعنوان رکن اصلی سیاستگذاری منطقهای ایران بهرهبرداری راهبردی کرد.
جنگ اطلاعاتی و حقوقی
ایجاد رصدخانه ماهوارهای برای پایش منابع آب مشترک برای افزایش قدرت دیپلماسی ایران در مدیریت منابع آب فرامرزی ضروری است. این دادهها تغییرات ذخایر کل آب در حوضه دجله و فرات را بهطور دقیق نشان میدهند و میتوانند به عنوان ابزار اطلاعاتی و حقوقی برای پیگیری خسارات ناشی از سدسازی ترکیه و حمایت از ادعاهای ایران در مجامع بینالمللی استفاده شوند. رصد مستمر منابع آبی فرامرزی ایران را از وضعیت قربانی غافلگیرشده به یک بازیگر فعال و تصمیمگیرنده در دیپلماسی آبمحور تبدیل میکند. انتشار منظم دادهها پایهگذار رژیم شفافیت آب بین کشورهای همسایه خواهد بود و امکان پایش منابع مشترک، پیشبینی بحران خشکسالی و هماهنگی بهتر منطقهای را فراهم میآورد.
راهکارها و همکاریهای نهادی
سازمان ملل، بانک جهانی ، با اجرای پروژههای تصفیه آب با انرژی خورشیدی و مدیریت رودخانهها از طریق سیستم اطلاعات جغرافیایی تلاش کردهاند بحران آب را در عراق کنترل کنند. پیوستن عراق به کنوانسیون UN Water نیز چارچوب قانونی همکاری منطقهای را فراهم کرده است. در کنار راهکارهای فنی مانند تکنولوژیهای صرفهجویی آب، بازسازی زیرساختها، بهبود کارایی آبیاری و بازیافت آب فاضلاب، تقویت نهادی، همکاری منطقهای، شفافسازی اطلاعات و مشارکت جوامع محلی نقش کلیدی در مدیریت پایدار منابع آب دارند.
صادرات فناوریهای بومی به عراق
ایران میتواند با بهرهگیری از فناوریهای بومی در حوزه آب و فاضلاب، نقش منطقهای خود را در تعامل با عراق تقویت کند. وضعیت فاضلاب در عراق نشاندهنده کمبود ظرفیت تکنولوژیک است: تعداد زیادی از تاسیسات تصفیهکننده هنوز بر پایه روشهای سنتی عمل میکنند و بهطور گسترده از فناوریهای پیشرفته مانند بیوراکتور غشایی استفاده نمیشود. تحلیلهای فنی نشان دادهاند که استفاده از بیوراکتور غشایی هزینهبر است و در برخی موارد، مانند تصفیهخانههای تیکریت، نسبت به سیستمهای لجن فعال از نظر اقتصادی چالش ایجاد میکند (Raheek,2017; DOAJ, 2021).
در عین حال، ظرفیت تصفیه فاضلاب در عراق محدود است: بخش قابل توجهی از پساب بهدرستی تصفیه نمیشود و برخی از شبکههای فاضلاب بیش از حد بارگذاری دارند. این امر سبب شده که اثرات زیستمحیطی و بهداشتی قابل توجهی در رودخانهها و تالابهای عراق مشاهده شود (Ewen C.D. Todd, 2024).
ایران میتواند پکیجهای آماده آبیاری زیرسطحی هوشمند و بیوراکتور غشایی را به عراق صادر کند و همراه با آن، آموزشهای عملیاتی و نگهداری این سیستمها را ارائه دهد. این اقدام نه تنها بهرهوری مصرف آب در عراق را افزایش میدهد و پساب شهری و صنعتی را بازیافت میکند، بلکه مزیت سیاسی و امنیتی نیز برای ایران ایجاد میکند، زیرا عراق با پذیرش فناوری ایران در مدیریت منابع آبی دجله، تا حدی وابسته به دانش فنی ایران میشود و زمینه همکاری و دیپلماسی منطقهای تقویت میگردد.
نتیجه گیری
حوضه دجله و فرات امروز به یکی از حساسترین کانونهای امنیت آبی، غذایی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه تبدیل شده است. ترکیه با تکیه بر شبکه گسترده سدها و کنترل هیدروپولیتیکی، موقعیت برتر را در اختیار دارد، در حالی که عراق و سوریه به دلیل فرسودگی ساختارهای مدیریت آب و کاهش منابع طبیعی، هر روز آسیبپذیرتر میشوند. پیامدهای این بحران تنها محدود به مرزهای عراق و سوریه نیست و ایران نیز بهواسطه وابستگی به منابع مشترک، با فشار فزاینده بر کشاورزی، منابع آب و محیط زیست مواجه است.
چنانچه روند کنونی ادامه یابد، در ۲۵ سال آینده این حوضه میتواند منبع یک موج بزرگ مهاجرت، فروپاشی اقتصادی بخش کشاورزی و شکلگیری رقابتهای ژئوپلیتیکی جدید باشد؛ روندی که حتی ممکن است نقشه سیاسی و امنیتی منطقه را بازتعریف کند. در چنین شرایطی، بیعملی نهتنها هزینههای انسانی و زیستمحیطی سنگینی بهبار میآورد، بلکه ثبات خاورمیانه را به شکلی جدی تهدید خواهد کرد.
راه برونرفت از این وضعیت، تنها در مدیریت پایدار، علمی و شفاف منابع آب و شکلدهی به همکاریهای واقعی منطقهای نهفته است. ایجاد سازوکار مشترک پایش دجله–فرات، تبادل دادههای هیدرولوژیک و پیوند دادن همکاری آبی با تجارت انرژی ، همچون برق و گاز ، میتواند مسیر تنشزدایی پایدار را فراهم کند. برای ایران نیز این بحران میتواند فرصتی راهبردی باشد: فرصتی برای بهرهگیری از دیپلماسی آب و انرژی و تبدیل شدن از بازیگری صرفاً متأثر، به تنظیمگر فعال روابط آبی و انرژی در منطقه.
چنین رویکردی، علاوه بر جلوگیری از یک بحران عمیق انسانی و محیطی، میتواند نقطه آغاز شکلگیری نظم جدیدی در خاورمیانه باشد که در آن امنیت آبی بهعنوان محور اصلی همکاری و ثبات منطقهای تعریف شود.
- نویسنده : شیوا آذرنشان
- منبع خبر : آذرپژوه























Saturday, 31 January , 2026