اگرچه حضور مستقیم و نظامی انگلستان به عنوان بزرگترین دولت استعماری در ایران همیشه به صورت آشکار و تمام‌عیار نبود، اما نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی‌اش در طول قرون متمادی، زخم‌های عمیقی بر ایران وارد آورده است

گروه سیاسی/ سردبیر: امروز، در تقویم ملی ما ایرانیان، روزی ویژه برای یادآوری فصلی از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین است؛ روز بزرگداشت مبارزه با استعمار انگلستان. این نه صرفاً یک تاریخ در برگ‌های سالنامه، بلکه فراخوانی است برای تأمل، یادگیری و تجدید پیمان با ارزش‌هایی که آزادی و استقلال این مرز و بوم را رقم زده‌اند. بزرگداشت این روز، تنها بازگویی خاطرات گذشته نیست؛ بلکه چراغی است که مسیر امروز و فردای ما را روشن می‌سازد.

استعمار، واژه‌ای است که در خود قرن‌ها رنج، غارت، تحقیر و سلب هویت را جای داده است. انگلستان، به عنوان یکی از بزرگترین قدرت‌های استعماری تاریخ، ردپای عمیقی در بسیاری از نقاط جهان، از جمله سرزمین ما، بر جای گذاشت. اگرچه حضور مستقیم و نظامی آن‌ها در ایران همیشه به صورت آشکار و تمام‌عیار نبود، اما نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بریتانیا در طول قرون متمادی، زخم‌های عمیقی بر پیکر این کشور وارد آورد. از قراردادهای ننگین و امتیازات اقتصادی که منابع ملی ما را به تاراج می‌بردند، تا دخالت‌های آشکار و پنهان در امور داخلی که استقلال سیاسی را هدف قرار می‌داد، سایه شوم استعمار همواره بر این سرزمین سنگینی می‌کرد.

مبارزه با این نفوذ و استیلا، داستانی طولانی و پر از ایثار است. این مبارزه، محدود به یک دوره خاص یا یک گروه مشخص نبود. از نهضت تنباکو که با فتوای مرجعیت و قیام مردمی، نقشه‌های بریتانیا را نقش بر آب کرد، تا جنبش‌های مشروطه و ملی‌گرایانه پس از آن که هر یک به نوعی در پی رهایی از یوغ سلطه خارجی بودند، قهرمانان و مردان و زنان بزرگی در برابر استعمار ایستادند. آن‌ها با دست خالی، اما با اراده‌ای پولادین و ایمانی راسخ به استقلال و عزت میهن، در برابر امپراتوری ایستادند که خورشید در قلمروهایش غروب نمی‌کرد.

اما چرا امروز باید این روز را بزرگ بداریم؟

نخست اینکه، فراموشی تاریخ، تکرار فجایع آن است. نسل‌های امروز باید بدانند که استقلال و آزادی‌ای که از آن بهره‌مند هستند، رایگان به دست نیامده، بلکه ثمره مبارزات و خون‌هایی است که برای حفظ این سرزمین ریخته شده است. شناخت دشمنان دیروز و روش‌های آن‌ها، به ما کمک می‌کند تا چهره‌های جدید استعمار را در پوشش‌های مدرن‌تر، از نفوذ اقتصادی پنهان تا تهاجم فرهنگی نرم، بهتر بشناسیم و در برابر آن‌ها هوشیار باشیم.

دوم اینکه، این روز یادآور عزت نفس ملی است. استعمار تلاش می‌کند تا ملتی را تحقیر و اراده آن را در هم بشکند. بزرگداشت این مبارزات، به ما یادآوری می‌کند که این ملت هرگز زیر بار ظلم و ستم نرفته و همواره برای حفظ کرامت و هویت خود مقاومت کرده است. این، منبع الهام‌بخشی برای مقابله با چالش‌های امروز و فردای ماست.

سوم اینکه، درس‌هایی برای آینده دارد. درسی که مبارزه با استعمار به ما می‌دهد، این است که اتحاد و یکپارچگی ملی، رمز عبور از بحران‌هاس

گروه سیاسی/ سردبیر: امروز، در تقویم ملی ما ایرانیان، روزی ویژه برای یادآوری فصلی از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین است؛ روز بزرگداشت مبارزه با استعمار انگلستان. این نه صرفاً یک تاریخ در برگ‌های سالنامه، بلکه فراخوانی است برای تأمل، یادگیری و تجدید پیمان با ارزش‌هایی که آزادی و استقلال این مرز و بوم را رقم زده‌اند. بزرگداشت این روز، تنها بازگویی خاطرات گذشته نیست؛ بلکه چراغی است که مسیر امروز و فردای ما را روشن می‌سازد.

استعمار، واژه‌ای است که در خود قرن‌ها رنج، غارت، تحقیر و سلب هویت را جای داده است. انگلستان، به عنوان یکی از بزرگترین قدرت‌های استعماری تاریخ، ردپای عمیقی در بسیاری از نقاط جهان، از جمله سرزمین ما، بر جای گذاشت. اگرچه حضور مستقیم و نظامی آن‌ها در ایران همیشه به صورت آشکار و تمام‌عیار نبود، اما نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بریتانیا در طول قرون متمادی، زخم‌های عمیقی بر پیکر این کشور وارد آورد. از قراردادهای ننگین و امتیازات اقتصادی که منابع ملی ما را به تاراج می‌بردند، تا دخالت‌های آشکار و پنهان در امور داخلی که استقلال سیاسی را هدف قرار می‌داد، سایه شوم استعمار همواره بر این سرزمین سنگینی می‌کرد.

مبارزه با این نفوذ و استیلا، داستانی طولانی و پر از ایثار است. این مبارزه، محدود به یک دوره خاص یا یک گروه مشخص نبود. از نهضت تنباکو که با فتوای مرجعیت و قیام مردمی، نقشه‌های بریتانیا را نقش بر آب کرد، تا جنبش‌های مشروطه و ملی‌گرایانه پس از آن که هر یک به نوعی در پی رهایی از یوغ سلطه خارجی بودند، قهرمانان و مردان و زنان بزرگی در برابر استعمار ایستادند. آن‌ها با دست خالی، اما با اراده‌ای پولادین و ایمانی راسخ به استقلال و عزت میهن، در برابر امپراتوری ایستادند که خورشید در قلمروهایش غروب نمی‌کرد.

اما چرا امروز باید این روز را بزرگ بداریم؟

نخست اینکه، فراموشی تاریخ، تکرار فجایع آن است. نسل‌های امروز باید بدانند که استقلال و آزادی‌ای که از آن بهره‌مند هستند، رایگان به دست نیامده، بلکه ثمره مبارزات و خون‌هایی است که برای حفظ این سرزمین ریخته شده است. شناخت دشمنان دیروز و روش‌های آن‌ها، به ما کمک می‌کند تا چهره‌های جدید استعمار را در پوشش‌های مدرن‌تر، از نفوذ اقتصادی پنهان تا تهاجم فرهنگی نرم، بهتر بشناسیم و در برابر آن‌ها هوشیار باشیم.

دوم اینکه، این روز یادآور عزت نفس ملی است. استعمار تلاش می‌کند تا ملتی را تحقیر و اراده آن را در هم بشکند. بزرگداشت این مبارزات، به ما یادآوری می‌کند که این ملت هرگز زیر بار ظلم و ستم نرفته و همواره برای حفظ کرامت و هویت خود مقاومت کرده است. این، منبع الهام‌بخشی برای مقابله با چالش‌های امروز و فردای ماست.

سوم اینکه، درس‌هایی برای آینده دارد. درسی که مبارزه با استعمار به ما می‌دهد، این است که اتحاد و یکپارچگی ملی، رمز عبور از بحران‌هاست. زمانی که مردم، نخبگان و رهبران با هم یکصدا و همدل باشند، هیچ قدرتی قادر به سلب اراده و استقلال یک ملت نخواهد بود. همچنین، اهمیت خودباوری و تکیه بر توانمندی‌های داخلی، درسی است که از تاریخ پرتلخ‌وشیرین استعمارزدگی می‌آموزیم.

امروز، در حالی که پرچم استقلال این مرز و بوم همچنان برافراشته است، وظیفه ماست که این امانت گرانبها را با هوشیاری، کار و تلاش بی‌وقفه حفظ کنیم. روز بزرگداشت مبارزه با استعمار انگلستان، فقط به معنای نگاه به گذشته نیست؛ بلکه فرصتی است برای تقویت عزم ملی، بصیرت سیاسی و همبستگی اجتماعی، تا ایران سربلند، همواره مستقل و قدرتمند باقی بماند و دیگر هیچ نیروی خارجی را یارای دخالت در سرنوشت خود نبخشد. باشد که این روز، همواره یادآور آن باشد که «چه شد که شد» و «چگونه باید ماند»!!

ت. زمانی که مردم، نخبگان و رهبران با هم یکصدا و همدل باشند، هیچ قدرتی قادر به سلب اراده و استقلال یک ملت نخواهد بود. همچنین، اهمیت خودباوری و تکیه بر توانمندی‌های داخلی، درسی است که از تاریخ پرتلخ‌وشیرین استعمارزدگی می‌آموزیم.

امروز، در حالی که پرچم استقلال این مرز و بوم همچنان برافراشته است، وظیفه ماست که این امانت گرانبها را با هوشیاری، کار و تلاش بی‌وقفه حفظ کنیم. روز بزرگداشت مبارزه با استعمار انگلستان، فقط به معنای نگاه به گذشته نیست؛ بلکه فرصتی است برای تقویت عزم ملی، بصیرت سیاسی و همبستگی اجتماعی، تا ایران سربلند، همواره مستقل و قدرتمند باقی بماند و دیگر هیچ نیروی خارجی را یارای دخالت در سرنوشت خود نبخشد. باشد که این روز، همواره یادآور آن باشد که «چه شد که شد» و «چگونه باید ماند»!!

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه