لزوم بهره‌گیری همزمان از دو بازوی قدرت ملی یعنی نظامی و دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. کشورهایی که در معادلات پیچیده بین‌المللی زنده و موثر باقی مانده‌اند، که توانسته‌اند قدرت سخت و نرم خود را در کنار هم، به‌کار بگیرند

گروه سیاسی/ سردبیر: در شرایطی که خاورمیانه روی مرز ناآرامی قدم برمی‌دارد و ایران با آتش‌بس شکننده‌ای در برابر جبهه متشکل از آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای غربی مواجه است، لزوم بهره‌گیری همزمان از دو بازوی قدرت ملی یعنی نظامی و دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. کشورهایی که در معادلات پیچیده بین‌المللی زنده و موثر باقی مانده‌اند، آن‌هایی بوده‌اند که توانسته‌اند قدرت سخت و نرم خود را در کنار هم، با درایت، به‌کار بگیرند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی، در بیانی روشن و صریح، به همین واقعیت راهبردی اشاره کرده و فرمودند: «دستگاه‌های نظامی و دیپلماسی کار خود را با قوت ادامه دهند و اعتراض باید همراه با اطلاع و لحن مناسب باشد»

این جمله، در ظاهر ساده اما در عمق خود حامل یک نقشه راه حکمرانی در شرایط بحران و جنگ ترکیبی است. این بیان نشان می‌دهد که کشور، نه‌تنها به قدرت نظامی خود تکیه دارد، بلکه میدان دیپلماسی را نیز خالی نمی‌گذارد؛ اما با این شرط اساسی که این دیپلماسی، از جنس واقع‌بینی، عزت و اصول انقلاب باشد، نه وادادگی در برابر وعده‌های توخالی دشمن.

 

دیپلماسی در خدمت عزت، نه بهانه عقب‌نشینی

سال‌ها تجربه تلخ تعامل با غرب، به‌ویژه آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، نشان داده است که لبخندهای سیاسی آن‌ها، اغلب پوششی برای فشار و فریب است. در این میان، آنچه رهبر انقلاب به آن اشاره می‌کنند، تبیین مرز میان دیپلماسی انقلابی و دیپلماسی واداده است؛ دیپلماسی انقلابی، گفت‌وگو را ابزار پیشبرد اهداف ملی می‌داند، اما از خطوط قرمز عبور نمی‌کند و به لبخند دشمن اعتماد ندارد.

در مقابل، دیپلماسی واداده، مذاکره را صرفاً برای نفس مذاکره می‌خواهد، نه برای تأمین منافع کشور. تجربه برجام، خروج یک‌طرفه آمریکا و سکوت اروپا، نمونه‌ای روشن از نتیجه تکیه یک‌جانبه بر وعده‌های غرب بود.

 

دیپلماسی و میدان؛ هر دو با هم کارآمدند

اشتباه برخی تحلیل‌گران، نگاه صفر و صدی به این دو حوزه است. گویی یا باید صرفاً به توپ و تانک تکیه کرد، یا صرفاً به میز مذاکره. اما واقعیت پیچیده سیاست امروز، نیازمند هر دو ابزار است، در کنار هم. توان موشکی، بازدارندگی ایجاد می‌کند؛ دیپلماسی مقتدر، این بازدارندگی را تثبیت می‌کند.

از این رو، نه نیروهای مسلح باید چشم انتظار دیپلمات‌ها بمانند، و نه دستگاه سیاست خارجی باید بی‌نیاز از اقتدار نظامی باشد. این دو، مکمل یکدیگرند؛ مشروط بر آن‌که هر دو در مسیر درست، هم‌جهت با اهداف ملی و تحت راهبری کلان عمل کنند.

 

انتقاد آگاهانه، نه تضعیف جبهه داخلی

در چنین شرایطی، فضای داخلی کشور نیز نباید دچار آشفتگی شود. رهبری به‌روشنی می‌فرمایند: «اعتراض باید همراه با اطلاع و لحن مناسب باشد.» این سخن، نه نفی نقد است و نه دعوت به سکوت، بلکه تأکید بر شناخت جبهه‌ها در جنگ رسانه‌ای و روانی دشمن است. در سنگر، اختلاف معنا ندارد؛ اگر کسی نظری دارد، باید با زبان مسئولانه، درون‌گفتمانی، و مبتنی بر اطلاعات دقیق سخن بگوید. همصدایی با دشمن، ولو ناخواسته، امروز خطرناک‌ترین نوع نقد است.

 

عقلانیت انقلابی، نسخه امروز ایران

جنگ‌های امروز، دیگر صرفاً در میدان نبرد رخ نمی‌دهند؛ بلکه در میدان رسانه، اقتصاد، افکار عمومی و دیپلماسی نیز ادامه دارند. در این شرایط، ایران برای حفظ امنیت و منافع خود، نیازمند ترکیب دقیق و هوشمندانه‌ای از قدرت نظامی و دیپلماسی است. تجربه نشان داده است که هرگاه این دو بازو به‌صورت همزمان و با جهت‌گیری مشترک عمل کرده‌اند، کشور سربلندتر و قوی‌تر از بحران عبور کرده است. امروز نیز راهبرد عقلانی همانی است که رهبری فرمودند: «ادامه‌ی همزمان و قوی کار دستگاه‌های نظامی و دیپلماسی، اما با حفظ عزت، آگاهی و انسجام داخلی.»

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه