درک راهبرد کلان ایالات متحده آمریکا در عرصه جهانی مستلزم شناخت الگویی است که این کشور برای طبقه‌بندی بازیگران بین‌المللی به کار می‌گیرد. بر این اساس، کشورها نه بر مبنای ایدئولوژی یا نوع حکومت، بلکه عمدتاً بر پایه معیارهای «قدرت»، «تطابق» و «منفعت» دسته‌بندی می‌شوند.

گروه سیاسی/ سردبیر:  تحلیلگران سیاست خارجی معتقدند واشنگتن کشورهای جهان را بر اساس معیارهای ژئوپلیتیک، منابع طبیعی و میزان همسویی با منافع خود به چهار دسته تقسیم‌بندی می‌کند. این گزارش به بررسی این دسته‌بندی و تحلیل جایگاه ایران در این چارچوب می‌پردازد.

درک راهبرد کلان ایالات متحده آمریکا در عرصه جهانی مستلزم شناخت الگویی است که این کشور برای طبقه‌بندی بازیگران بین‌المللی به کار می‌گیرد. بر این اساس، کشورها نه بر مبنای ایدئولوژی یا نوع حکومت، بلکه عمدتاً بر پایه معیارهای «قدرت»، «تطابق» و «منفعت» دسته‌بندی می‌شوند.

 

تحلیل چهارگانه روابط آمریکا با جهان

۱- کشورهای کم‌اهمیت راهبردی: این گروه شامل کشورهایی می‌شود که فاقد موقعیت ژئوپلیتیک خاص یا منابع طبیعی قابل توجه هستند. نمونه بارز آن رواندا است. این کشورها به دلیل نداشتن اهرم فشار یا جذابیت اقتصادی، معمولاً در حاشیه سیاست خارجی آمریکا قرار می‌گیرند.

۲- قدرت‌های رقیب هسته‌ای: این دسته شامل کشورهایی می‌شود که از موقعیت ژئوپلیتیک برخوردارند، منابع طبیعی سرشاری دارند و مهم‌تر از همه، دارای زرادخانه هسته‌ای هستند. روسیه و چین در این گروه جای می‌گیرند. واشنگتن با این کشورها اگرچه رقابت و تنش دارد، اما سطح روابط را به گونه‌ای تنظیم می‌کند که از بروز درگیری مستقیم نظامی و خطر جنگ اتمی اجتناب شود.

۳- دمتحدین: کشورهای این گروه، نظیر آلمان، فرانسه، انگلیس و ژاپن، از بازارهای بزرگ، منابع اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیک برخوردارند و منافع خود را با واشنگتن همسو کرده‌اند. این کشورها در چارچوب پیمان‌هایی مانند ناتو، امنیت خود را در گرو رهبری آمریکا می‌بینند و در ازای آن، به نوعی «اجاره امنیت» می‌پردازند.

۴-کشورهای دشمن: این گروه شامل کشورهایی می‌شود که از نظر واشنگتن، منافع راهبردی آمریکا را به چالش می‌کشند. ایران، ونزوئلا و کوبا نمونه‌های شاخص این دسته هستند. ویژگی مشترک این کشورها، داشتن منابع غنی، موقعیت ژئوپلیتیک حساس و البته عدم همسویی با سیاست‌های هژمونیک آمریکا است. آمریکا این کشورها را نه بر اساس ایدئولوژی، بلکه به دلیل استقلال‌طلبی و عدم تمکین به نظم مورد نظر خود، «دشمن» معرفی می‌کند.

 

جایگاه ایران در معادلات آمریکا

بر اساس این چارچوب، ایران به دلایل متعددی در گروه چهارم قرار گرفته است. از جمله؛ دارا بودن یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، موقعیت بی‌نظیر ژئوپلیتیک و حاکمیت بر تنگه راهبردی هرمز، استقلال عمل و عدم تمایل به همسویی کامل با بلوک غرب.

نکته حائز اهمیت این است که به گفته تحلیلگران، ایران در طول چهار دهه گذشته تلاش‌های متعددی برای خروج از این دسته‌بندی و کاهش تنش انجام داده است؛ از دعوت از شرکت‌های نفتی آمریکایی در دوران مرحوم هاشمی رفسنجانی گرفته تا کمک‌های اطلاعاتی به آمریکا در جنگ با طالبان در سال ۲۰۰۱ و پیشبرد مذاکرات برجام در دولت روحانی. با این حال، به نظر می‌رسد یک اصل راهبردی در سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا مانع از این تغییر شده است: «هیچ کشوری در منطقه نباید به قدرتی مستقل و مسلط تبدیل شود.» از این منظر، ایران نه به خاطر «چه بودن» که به دلیل «چه می‌خواهد بودن»اش (یعنی بازیگری مستقل و اثرگذار) در لیست دشمنان جای گرفته است.

در نهایت باید بگویم که  به نظر می‌رسد دسته‌بندی کشورها توسط آمریکا بیش از آنکه بر مبنای ارزش‌هایی چون دموکراسی یا حقوق بشر باشد، بر اساس «میزان تطابق با منافع ملی آمریکا» و «قدرت چانه‌زنی» آنها تعیین می‌شود. تا زمانی که یک کشور منابع و موقعیتی ارزشمند دارد اما نخواهد یا نتواند مطیع نظم مورد نظر واشنگتن باشد، احتمال خروج آن از گروه «دشمنان» بسیار کم خواهد بود. این قاعده‌ای است که ایران به طور خاص با آن مواجه است.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه