گروه سیاسی/ سردبیر: در روزهای اخیر، اظهارات نسنجیده یک طنزپرداز در فضای مجازی، موجی از حیرت و اندوه را در میان دوستداران فرهنگ و ادب ایران برانگیخته است. این سخنان، که متأسفانه با بیاحترامی به ساحت مقدس حکیم ابوالقاسم فردوسی، بزرگترین حماسهسرای ایران و جهان، همراه بود، نه تنها خشم و اعتراض عمومی را در پی داشت، بلکه بار دیگر اهمیت پرداختن به جایگاه بیبدیل فردوسی و شاهنامه در هویت ملی ایرانیان را یادآور شد. توهین به چنین شخصیتی، صرفاً نقد ادبی یا طنز نیست؛ بلکه تعرض به ستونهای اصلی هویت و غرور ملی ماست.
فردوسی، حافظ زبان و هویت ایرانی
پس از حمله اعراب و فتوحات اسلامی، زبان فارسی با خطر جدی فراموشی و انحلال در زبان عربی مواجه بود. بسیاری از گویشها و زبانهای محلی کمکم به حاشیه رفتند و زبان جدید، به سرعت در حال تسلط بود. در این برهه حساس تاریخی، حکیم ابوالقاسم فردوسی با نبوغی کمنظیر و تلاشی خستگیناپذیر، سی سال از عمر گرانبهای خود را وقف نگارش “شاهنامه” کرد. او با خلق این اثر سترگ، نه تنها زبان فارسی را از گزند فراموشی نجات داد، بلکه آن را به اوج فصاحت و بلاغت رساند و به عنوان زبان هویتبخش ایرانیان تثبیت کرد.
شاهنامه، تنها یک کتاب شعر نیست؛ گنجینهای است از اسطورهها، حماسهها، تاریخ و فرهنگ ایران پیش از اسلام. فردوسی با زندهکردن داستانهای پهلوانان و پادشاهان باستانی، حس تعلق به گذشتهای باشکوه را در دل ایرانیان زنده نگه داشت. او با واژهواژه شاهنامه، هویت ملی ایرانیان را که در معرض هجمه و فراموشی بود، بازتعریف و تقویت کرد. او به ما آموخت که ریشههای ما در کجاست و از چه میراث عظیمی برخورداریم. از این رو، فردوسی را میتوان “پدر زبان فارسی” و “نگهبان هویت ملی ایرانیان” نامید.
حکیمی که مرزها را درنوردید
نگاه مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) به حکیم ابوالقاسم فردوسی، همواره نگاهی عمیق و ستایشآمیز بوده است. ایشان بارها در سخنان خود، بر جایگاه رفیع فردوسی به عنوان یک “حکیم” تأکید کردهاند. این توصیف، فراتر از یک شاعر یا نویسنده است؛ حکیم کسی است که با اندیشه و کلام خود، به بینش و خرد جامعه کمک میکند.
رهبر انقلاب، فردوسی را نه تنها به دلیل حفظ زبان فارسی و ارائه تاریخ ایران باستان میستایند، بلکه بر بُعد “حکمی” و “تعلیمدهنده” شاهنامه نیز تأکید دارند. ایشان شاهنامه را متنی میدانند که درسهای اخلاقی، مدیریتی، عدالتخواهی و میهندوستی را به زیباترین و مؤثرترین شکل ارائه میکند. فردوسی در شاهنامه، مفاهیم عمیقی چون ستمستیزی، آزادگی، فداکاری برای میهن و اهمیت خردورزی را به تصویر میکشد و اینها همگی نشان از حکمت نهفته در کلام اوست. از دیدگاه ایشان، شاهنامه “یک ذخیره تمامنشدنی و یک سرچشمه پایانناپذیر برای ملت ایران” است و فردوسی به دلیل همین حکمت و ژرفنگری، جایگاه ویژهای در قلب و ذهن ما ایرانیان دارد.
مرز میان طنز و حرمتشکنی
طنز، ابزاری قدرتمند برای نقد اجتماعی، اصلاح و تلنگر زدن به معضلات است. طنزپردازان با دیدگاههای متفاوت، میتوانند با زبان شوخی و کنایه، به مسائل حساس بپردازند و تأثیرگذاری عمیقی داشته باشند. اما طنز نیز مانند هر ابزار دیگری، حدود و مرزهایی دارد. این مرز، جایی است که طنز از نقد سازنده فاصله گرفته و به سمت توهین، حرمتشکنی و تخریب حرکت میکند.
وقتی پای شخصیتهایی چون حکیم فردوسی به میان میآید، باید با نهایت احترام و ظرافت عمل کرد. این شخصیتها، نه تنها صرفاً یک هنرمند یا شاعر نیستند، بلکه نمادهای ملی و هویتبخش یک ملت به شمار میروند. اهانت به فردوسی، تنها اهانت به یک فرد نیست؛ اهانت به ریشههای فرهنگی، زبان مادری و تاریخ پر افتخار ماست. چنین عملی، میتواند منجر به ایجاد گسستهای فرهنگی و تضعیف سرمایههای اجتماعی شود.
طنزپردازان، به واسطه نفوذ کلام و جایگاهی که در افکار عمومی دارند، مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. انتظار میرود که آنها با درک عمیق از این مسئولیت، در انتخاب سوژهها و بیان مطالب خود، نهایت دقت را به کار گیرند و از خطوط قرمز اخلاقی و فرهنگی عبور نکنند. حرمتشکنی نسبت به مفاخر ملی، نه تنها به تقویت طنز کمک نمیکند، بلکه اعتبار آن را نیز زیر سؤال میبرد.
در نهایت، از همه فعالان فرهنگی، هنرمندان و عموم مردم انتظار میرود که با هوشیاری و آگاهی، از میراث گرانبهای فردوسی و دیگر مفاخر ملی پاسداری کنند. احترام به بزرگان فرهنگ و ادب، احترام به خویشتن و حفظ هویت ملی ماست. بگذارید طنز، ابزاری برای آگاهیبخشی و اصلاح باشد، نه وسیلهای برای تخریب و هتک حرمت.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Saturday, 31 January , 2026