آنچه امروز در سرزمین‌های اشغالی و نوار غزه جریان دارد، دیگر صرفاً یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه به نمادی از سردرگمی راهبردی، بن‌بست سیاسی و بحران انسانی توسط رژیم صهیونیستی تبدیل شده است

گروه سیاسی/ سردبیر: پس از نزدیک به دو سال از آغاز جنگ ویرانگر در غزه، همچنان نه نشانه‌ای از پایان این درگیری خونین دیده می‌شود و نه روزنه‌ای از امید برای صلح یا راه‌حلی پایدار. آنچه امروز در سرزمین‌های اشغالی و نوار غزه جریان دارد، دیگر صرفاً یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه به نمادی از سردرگمی راهبردی، بن‌بست سیاسی و بحران انسانی توسط رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
مجله فارین افرز اخیراً یادداشتی از آمی آیالون، فرمانده سابق نیروی دریایی و سرویس امنیت داخلی اسرائیل منتشر کرده که در آن با صراحتی بی‌سابقه می‌نویسد: «بعد از ۲۲ ماه جنگ برای نابودی حماس، اسرائیل هنوز هیچ پایان تعریف‌شده‌ای برای این جنگ ندارد. فقدان هرگونه چشم‌انداز برای اسرائیل، علاوه بر غزه و منطقه، خودش را نیز در یک وضعیت پرآشوب بلندمدت قرار داده است.»
این اعتراف از زبان یک مقام بلندپایه امنیتی اسرائیل نشان می‌دهد که مسئله صرفاً بر سر ناکامی در حذف یک گروه نظامی نیست، بلکه درک نادرست از واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی منطقه باعث شده اسرائیل در یک دور باطل از خشونت و بی‌نتیجگی گرفتار شود.
آیالون در ادامه یادداشت خود هشدار می‌دهد که: «وقتی جنگ‌ها اهداف سیاسی مشخصی نداشته باشند، نمی‌توان در آنها به پیروزی رسید. وضعیت ناعادلانه، غیراخلاقی و غیرسازنده امروز باعث شده که مسئولیت فاجعه انسانی در غزه از حماس به اسرائیل منتقل شود.»
واقعیت این است که رژیم صهیونیستی نه تنها نتوانسته حماس را از بین ببرد، بلکه با ادامه بمباران‌ها، محاصره‌ها و سیاست‌های تنبیهی جمعی، وجهه بین‌المللی خود را به شدت آسیب‌پذیر کرده است. توازن افکار عمومی جهانی، که تا پیش از این تا حدی با روایت‌های اسرائیلی همدلی داشت، اکنون بیش از هر زمان دیگری در برابر خشونت‌های بی‌وقفه این رژیم خونخوار موضع انتقادی گرفته است.
اما یکی از ریشه‌های راهبردی بحران کنونی به سال ۲۰۲۰ و «پیمان ابراهیم» بازمی‌گردد؛ توافقی که با میانجی‌گری آمریکا و با هدف عادی‌سازی روابط اسرائیل با چند کشور عربی امضا شد. این پیمان در آن زمان به عنوان یک پیروزی دیپلماتیک معرفی شد، اما به‌نظر می‌رسد که بیش از آن‌که به صلح پایدار کمک کرده باشد، بر یک توهم استراتژیک استوار بوده است.
آیالون در این زمینه می‌نویسد:
«پیمان مذکور بر این باور خطرناک و گمراه‌کننده استوار شده بود که مسئله فلسطین بی‌اهمیت شده و می‌توان آرمان فلسطین را دور زد. این توهم و اشتباه محاسباتی استراتژیک به حماس اجازه داد که خودش را به عنوان تنها مدافع حقوق فلسطینیان نشان دهد.»
نادیده‌گرفتن مسئله فلسطین از معادله امنیت و ثبات منطقه، به این معناست که روند صلح بدون پرداختن به ریشه‌های اصلی بحران – یعنی اشغال، تبعیض، و محرومیت مردم فلسطین – از ابتدا محکوم به شکست بوده است. پیمان ابراهیم نتوانست امیدی در دل مردم فلسطین ایجاد کند و همین خلأ، زمینه‌ساز قدرت‌گیری مجدد گروه‌هایی چون حماس شد.
اکنون پرسش کلیدی این است که آینده این جنگ بی‌پایان چه خواهد بود؟ بدون یک چشم‌انداز سیاسی مشخص و راهکاری جامع که بر اساس عدالت، احترام به حقوق بشر و بازگشت به اصول اولیه حل‌وفصل منازعات باشد، نه تنها صلحی در راه نخواهد بود، بلکه منطقه با تهدید گسترش بحران به سایر نقاط نیز روبه‌رو خواهد شد.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه