با رخداد انقلاب اکتبر، فضای فکری جدیدی در میان برخی روشنفکران ایرانی پدید آمد. این تغییرات در گیلان، زمینه را برای ورود فعالانی با دیدگاه‌های متفاوت فراهم ساخت. سیدجعفر پیشه‌وری یکی از این افراد بود.

گروه سیاسی/ سردبیر: قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان جنگلی، در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول در واکنش به آشفتگی سیاسی، نفوذ خارجی و بی‌عدالتی اجتماعی در ایران آغاز شد. این جنبش در پی ایجاد حکومتی بود که بتواند از حقوق مردم دفاع کند و با قدرت‌های استعماری مقابله نماید. در آن دوره، ایران درگیر رقابت‌های قدرت‌های بزرگ (به ویژه بریتانیا و روسیه تزاری سابق) بود. قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله، که به نوعی استعمار اقتصادی و سیاسی ایران را تثبیت می‌کرد، خشم عمومی را برانگیخت. جنبش جنگل به عنوان یک واکنش، بر پایه‌های مذهبی و میهن‌پرستانه استوار بود، اما با گذشت زمان و تأثیرپذیری از تحولات جهانی، به‌ویژه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، اندیشه‌های نوینی نیز به آن راه یافت. با رخداد انقلاب اکتبر و روی کار آمدن حکومت شوروی، فضای فکری جدیدی در میان برخی روشنفکران ایرانی پدید آمد که به گسترش اندیشه‌های عدالت‌خواهانه و برابری اجتماعی کمک کرد. این تغییرات در گیلان، که همواره دروازه‌ای به سوی تحولات فکری بود، زمینه را برای ورود فعالانی با دیدگاه‌های متفاوت فراهم ساخت. سیدجعفر پیشه‌وری یکی از این افراد بود که با کوله‌باری از تجارب روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های سیاسی در قفقاز، به این صحنه وارد شد.

 

بستر تاریخی و زمینه‌های فکری

جنبش جنگل از ابتدا یک جنبش یکپارچه با یک ایدئولوژی واحد نبود، بلکه ائتلافی از نیروهای مختلف بود: دهقانان ناراضی، روشنفکران ضدامپریالیست، روحانیون اصلاح‌طلب، و نیروهای قزاق ناراضی. در حالی که هسته اصلی جنبش بر محوریت میرزا کوچک‌خان، یک شخصیت مذهبی و ملی‌گرا، شکل گرفته بود، نیاز به پشتیبانی فکری و سازمان‌دهی مدرن، ورود روشنفکرانی مانند پیشه‌وری را هموار ساخت.

انقلاب اکتبر تأثیر عمیقی بر بخشی از طبقه روشنفکر ایران گذاشت. بسیاری از ایرانیان مقیم قفقاز و آسیای مرکزی، که با اندیشه‌های مارکسیستی و عدالت اجتماعی از طریق حزب عدالت آشنا شده بودند، پس از فروپاشی روسیه تزاری، به ایران بازگشتند. این بازگشت، نه تنها نیروی انسانی، بلکه یک چارچوب نظری جدید برای مبارزه با استثمار داخلی و خارجی به ارمغان آورد.

 

پیشه‌وری و پیوند با جنبش جنگل

سیدجعفر پیشه‌وری از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران برجسته دوران مشروطه بود. او دانش‌آموخته حوزه علمیه بود اما به سرعت جذب جریان‌های فکری جدید شد. پیش از پیوستن به جنبش جنگل، او تجارب ارزشمندی در زمینه‌های زیر کسب کرده بود.

۱. فعالیت‌های روزنامه‌نگاری و مشروطه‌خواهی

پیشه‌وری در تبریز و تهران در فعالیت‌های مشروطه‌خواهی شرکت داشت. او با روزنامه‌هایی چون اتفاق و عالم همکاری می‌کرد و توانایی خود را در نگارش مقالات تند و آتشین علیه استبداد و استعمار اثبات کرده بود. این تجربه، به او ابزاری قوی برای بسیج افکار عمومی می‌داد.

۲. تأثیرپذیری از سوسیالیسم و حزب عدالت

مهم‌ترین نقطه عطف در زندگی فکری پیشه‌وری، دوران تبعید یا فعالیت او در قفقاز و آسیای مرکزی بود. او تحت تأثیر جریان‌های مارکسیستی و به‌طور خاص، حزب عدالت (که بعدها تبدیل به حزب کمونیست ایران شد) قرار گرفت. این آشنایی عمیق با تئوری‌های سوسیالیستی، دیدگاه او را به سوی تحلیل طبقاتی جامعه و ضرورت مبارزه با مالکیت زمین و سرمایه سوق داد. او عدالت اجتماعی را نه صرفاً یک آرمان دینی، بلکه یک ضرورت تاریخی و اقتصادی می‌دید.

۳. نقش در سازمان‌دهی جمهوری شوروی گیلان

پس از موفقیت‌های اولیه میرزا کوچک‌خان و آغاز مذاکرات با شوروی، نیروهای کمونیست و سوسیالیست ایرانی که عمدتاً از طریق حزب عدالت سازمان یافته بودند، نقش پررنگی در تثبیت و اداره امور شهری ایفا کردند. پیشه‌وری، به همراه افرادی چون حیدر عمو اوغلی و تقی‌زاده (که بعداً از میرزا فاصله گرفت)، یکی از رهبران فکری این جریان در گیلان بود.

هدف او دفاع از آرمان‌های محرومان و ایجاد جامعه‌ای برابرتر بود که با آرمان اسلامی–میهنی میرزا کوچک‌خان در نقاطی هم‌پوشانی داشت؛ نفی سلطه خارجی، برقراری نظم و عدالت، و مبارزه با حکام فاسد. در جمهوری گیلان، پیشه‌وری عملاً به عنوان یکی از رهبران فکری جناح چپ عمل می‌کرد و تلاش داشت تا اصول سوسیالیستی در ساختار حکومتی جدید پیاده شود. او در این دوره بر ضرورت “انقلاب اجتماعی” علاوه بر “انقلاب ملی” تأکید می‌ورزید.

 

اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی

هم‌سویی اولیه میان میرزا کوچک‌خان و پیشه‌وری بر سر دو محور اصلی استوار بود: ملی‌گرایی ضدبیگانه و ضدیت با نظم موجود (استبداد داخلی و نفوذ خارجی). با این حال، تفاوت‌های بنیادین در مبانی نظری، به سرعت شکاف‌هایی را آشکار ساخت.

محور اصلی حکومت میرزا کوچک خان، استقلال ملی ایران با تکیه بر مبانی اسلامی و محلی بود. او یک ملی‌گرا بود که به حفظ هویت ایرانی و مقابله با هر نوع دخالت خارجی (چه روس و چه انگلیس) اعتقاد داشت. از دیدگاه میرزا، اتحاد با شوروی ابزاری موقت برای دفع خطر انگلیس بود، نه یک هدف ایدئولوژیک دائمی. اما سیدجعفر پیشه‌وری عمیقاً تحت تأثیر سوسیالیسم بین‌المللی بود. او معتقد بود که استقلال واقعی تنها با برچیدن ساختارهای طبقاتی و ایجاد یک حکومت کارگری–دهقانی به دست می‌آید. او بر ضرورت پیوند با شوروی به عنوان تنها نیروی ضدسرمایه‌داری جهان تأکید می‌کرد. این امر به معنای پذیرش الگوهای شوروی در سازماندهی سیاسی و اقتصادی بود.

بزرگ‌ترین تضاد عملی در جمهوری گیلان، حول محور اصلاحات ارضی بود. میرزا کوچک‌خان، با وجود حمایت دهقانان، به دلیل حفظ پایگاه اجتماعی خود در میان برخی مالکین محلی و همچنین احتیاط در برابر تغییرات بنیادی اجتماعی، در اجرای اصلاحات رادیکال ارضی مردد بود.

اما پیشه‌وری و یارانش از مؤلفه‌های کمونیستی پشتیبانی می‌کردند و خواستار ملی‌سازی منابع و توزیع مجدد زمین‌ها بر اساس اصول سوسیالیستی بودند. این اختلاف بر سر چگونگی اداره زمین‌ها، به درگیری‌های داخلی دامن زد. به عنوان مثال، تلاش‌های پیشه‌وری برای اجرای سیاست‌هایی شبیه به سیاست‌های بلشویک‌ها، با مقاومت عناصر سنتی‌تر جنبش که حول محور میرزا بودند، روبرو می‌شد.

میرزا کوچک‌خان به عنوان رهبر “حزب اتحاد اسلام” همواره تلاش می‌کرد تا جنبش را با هویت مذهبی منطقه هماهنگ سازد تا از حمایت روحانیت و مردم سنتی بهره‌مند شود. در مقابل، پیشه‌وری و گروه سوسیالیست همراهش، هرچند ممکن بود در ظاهر احترام به مذهب را حفظ کنند، اما در عمل، بر سکولاریسم سیاسی و تقدم مبارزه طبقاتی بر دغدغه‌های دینی تأکید داشتند. این تضاد به تدریج در جهت‌گیری سیاسی جمهوری شوروی گیلان بازتاب یافت، جایی که تضاد میان ملی‌گرایی مذهبی و سوسیالیسم بین‌المللی به یک دوگانگی تبدیل شد.

 

تأثیرات تاریخی و سیاسی

نقش پیشه‌وری در قیام جنگل فراتر از یک مشاور ساده بود؛ او نماینده ایدئولوژی مدرنی بود که برای اولین بار در ایران، به‌طور جدی با جریان غالب ملی‌گرایی مذهبی به رقابت پرداخت.

تجربه همکاری پیشه‌وری با میرزا و سپس فعالیت‌های او در جمهوری شوروی گیلان، اهمیت سازمان‌دهی سیاسی مدرن را برای فعالان ایرانی به اثبات رساند. اگرچه جمهوری شوروی گیلان شکست خورد، اما هسته اصلی کادرهای سوسیالیست که تحت هدایت افرادی چون پیشه‌وری آموزش دیدند، در دهه بعد زمینه‌ساز شکل‌گیری جریان‌های چپ در ایران شدند. این افراد پس از عقب‌نشینی شوروی و فروپاشی جمهوری، پراکنده شدند، اما تجاربشان در قالب اتحاد و انشعاباتی مانند حزب کمونیست ایران (توده) و سازمان‌های روشنفکری دیگر ادامه یافت.

پیشه‌وری در تلاش بود تا یک تلفیق ایرانی از سوسیالیسم ارائه دهد. او معتقد بود که عدالت اجتماعی باید با استقلال ملی گره بخورد. هرچند این تلاش در دوران جنگل موفقیت‌آمیز نبود، اما الگوی فکری او در مبارزات سیاسی بعدی ایران تکرار شد؛ تلاش برای یگانه‌سازی ایده‌آل‌های عدالت‌خواهانه جهانی با واقعیت‌های ملی و فرهنگی ایران.

شاید بزرگ‌ترین نمود سیاسی میراث پیشه‌وری، نقش او در تأسیس و رهبری فرقه دموکرات آذربایجان در دهه ۱۳۲۰ شمسی (دهه ۱۹۴۰ میلادی) بود. بسیاری از اعضای اصلی این فرقه، پیش‌تر در جنبش جنگل یا در تبعید با پیشه‌وری همکاری کرده بودند.

فرقه دموکرات آذربایجان، که در ظاهر یک حزب محلی بود، خواهان خودمختاری منطقه‌ای با گرایش‌های سوسیالیستی و ضدفئودالی بود. این حرکت تجلی مجدد تلاش پیشه‌وری برای پیاده‌سازی اصلاحات رادیکال اجتماعی بود که نتوانست آن را در گیلان به سرانجام برساند. در این دوره، پیشه‌وری آشکارا از آرمان‌های استقلال‌خواهانه میرزا کوچک‌خان فاصله گرفت و بر تئوری‌های سوسیالیستی خود اصرار ورزید.

 

منابع

۱- آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه کاظم فیروزمند.

۲- ناطق، هما. ایران در راهیابی فرهنگی.

۳- جهانگیری، محسن. جمهوری شوروی گیلان.

۴- مکی، حسین. تاریخ بیست ساله ایران.

۵- سروشیان، بهمن. تاریخ احزاب سیاسی ایران.

 

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه