گروه تاریخ/ سردبیر: نام هر شهر، مانند روحی است که در طول قرنها شکل میگیرد و به لایههای فرهنگ، جغرافیا و اسطوره تبدیل میشود. در میان نامهایی که تاریخ ایران را به پیش از میلاد و به عصر پادشاهان آشوری و ماد پیوند میدهند، تبریز جایگاهی استثنایی دارد. این نام تنها هویت یک شهر نیست، بلکه نشانهای از پیوستگی تمدنی در قلب آذربایجان است، جایی که از هزاران سال پیش تا امروز، مرکز دادوستد، اندیشه و پایداری ایرانی بوده است.
اما تبریز همیشه «تبریز» نامیده نمیشد. در کهنترین متون بینالنهرینی، از جمله کتیبهی سارگن دوم، پادشاه آشور (قرن هشتم پیش از میلاد)، نامی به چشم میخورد که شبیه واژهی امروزی آن است: «تارویی – تارماکیس». در نگاه نخست، این ترکیب عجیب به نظر میرسد، اما پژوهشهای زبانشناسی و باستانشناسی نشان میدهد که همین واژه، نخستین اشارهی تاریخی به تبریز کنونی است؛ شهری که در محل فعلی یا اندکی آنسوتر قرار داشته و بعدها در متون یونانی، فارسی، عربی و لهجههای محلی به اشکال مختلفی چون تاورژ، داورژ، تربیز، تبریز و تبریز آمده است.
تحول زبانی و تاریخی نام تبریز، نمونهای درخشان از چگونگی تغییر واژگان در عبور از زبانهای مختلف تمدنهاست. در دورهی آشوری، واژهی «تارویی» با معناهای نمادین و مهندسی همراه بود.
پژوهشگران برجستهای چون ایگور دیاکونوف و ع. فاضلی، در مطالعات زبان آشوری قدیم واژهی «تارماکیس» را به معنی «قلعهی دو لایه» دانستهاند؛ مفهومی که با توپوگرافی تبریز سازگار به نظر میرسد، زیرا شهر در میان ارتفاعات حفاظتشده قرار دارد و در دوران باستان احتمالاً ساختار دفاعی دوحصاری داشته است.
از سوی دیگر، زبانشناسانی همچون خ. هیوبرگ و ای. گرانتوفسکی، این واژه را از منظر اوستایی و اسطورهای بررسی کردهاند. آنان «تائوری» را «دیو الهی» یا نیرویی مقدس تفسیر کردهاند که در طبیعت تجلی داشته است؛ نشانهای از پیوند میان مفهوم کوه و نیروهای مقدس در فرهنگ ایرانی.
اما در یک نگاه جغرافیایی دقیقتر، آنچه این نظریهها را به هم پیوند میدهد، اشارهی مستقیم به کوه سرخاب است؛ کوهی سرخفام در شرق تبریز که چهرهی شهر را از گذشته تا امروز مشخص کرده و به باور برخی محققان، منشأ نامی است که بعدها به شکل «تبریز» درآمد.
شهری در میان کوهها؛ روایت سیاحان و مورخان
«کلاویخو»، سفیر اسپانیا در دربار تیموریان، در سفرنامهی خود به قرن پانزدهم میلادی، تبریز را دشتی در میان دو کوه وصف میکند؛ کوههایی که از سمت چپ تا دامنههای شهر گستردهاند و در شمال نیز رشتهکوههای دیگر ادامه دارند.
مشاهدات او دقیقاً با تصویری که امروز از موقعیت جغرافیایی تبریز داریم یکی است: شهری محصور میان سهند و سرخاب، و این احاطهی کوهستانی همان دلیل طبیعی است که نظریهی ارتباط نام تبریز با کوه را منطقی میسازد.
سیاح دیگری به نام کنتارینی، که در قرن هفدهم میلادی از تبریز دیدن کرده، مینویسد: «در نزدیکی این شهر چند کوه سرخفام مشاهده میشود. میگویند که کوههای توری نامیده میشوند.»
در این جملهی کوتاه، واژهی «توری» همان نام باستانی است که بعدها در شکل «تارویی» و «تاوری» در متون کهن شناخته شد.
او بیآنکه بداند، در واقع به منشأ واژهای اشاره میکرد که هزاران سال پیش در کتیبهی سارگن آمده و هنوز در زبان محلی آذربایجان، با گونههایی چون «تربیز» و «توریز» زنده است.
توماس هربرت و آدام اولئاریوس، دو جهانگرد نامدار اروپایی، نیز همین ارتباط را تأیید کردهاند. اولئاریوس اشاره میکند که «تبریز در دامنهی کوهی به نام توروس واقع شده است». توروس یا تاوروز، همان کوههای سرخ اطراف تبریز است که از نظر رنگ و شکل، یادآور سنگهای سرخاب میباشد. بدینسان، در مجموعهی گزارشهای تاریخی، بارها تأکید شده که ریشهی نام تبریز از کوه آمده است، نه از دشت و دره.
با گردآوری این شواهد، بسیاری از محققان پیشنهاد کردهاند که واژهی آشوری «تارویی» در اصل از نام کوهی گرفته شده که بعدها در زبانهای گوناگون به گونههای «تائوری»، «توری» و «تاوری» درآمده است.
این دگرگونی زبانی، برآمده از تطور طبیعی واژگان در گذر از فرهنگهای آشوری، ماد، یونانی و فارسی است. در این روند، تنها تغییر کوچک یعنی افزودن حرف «ز» در پایان واژه، به پیدایش شکلهای جدید انجامیده است:
تارویی ↠ تاوری ↠ تائوری ↠ تاورژ ↠ توریز ↠ تبریز.
همانگونه که در زبانهای ایرانی و اوستایی، افزودن پسوندها برای اشاره به مکان و جهت امری رایج بوده، این تطور نیز در مسیر تحول واژه، معنا یافته است. در نتیجه، میتوان گفت که تبریز هم از نظر ریشهشناسی و هم از نظر جغرافیایی، فرزند همان کوه مقدس سرخاب است؛ کوهی که در گذشته رنگش نماد آتش و نیروهای آسمانی دانسته میشد.
کلانشهر تبریز؛ از قلعهی دو لایه تا قلب آذربایجان
اگر تعبیر دیاکونوف را دربارهی «قلعهی دو لایه» بپذیریم، تبریز از همان آغاز پیدایش خود، شهری با ساختار دفاعی پیچیده بوده است. سنگچینیهای قدیمی اطراف سرخاب و محوطههای شمالی شهر، شاید نشانههایی از همین ساختار باشند. در روزگار مادها و سپس ساسانیان، تبریز بهدلیل موقعیت مرکزی خود میان دشت و کوه، به نقطهی استراتژیک تبدیل شد؛ جایی برای گذر کاروانها و در عین حال، قلعهای طبیعی برای حفاظت در برابر تهاجمها.
از این منظر، مفهوم «دو لایه» تنها ناظر بر حصار فیزیکی نیست، بلکه میتواند اشاره به لایهی فرهنگی و جغرافیایی شهر نیز باشد: شهری برآمده از زمین و کوه، همزمان سخت و نرم، دفاعی و باز، ایرانی و جهانگیر.
اما با ورود اسلام و گسترش زبان عربی در منطقه، نام تبریز در منابع مختلف به صورتهای تَبریز و تِبریز ثبت شد. بعدها در متون فارسی، همان تلفظ تثبیت و به شکل امروزی در اسناد رسمی و تاریخی به کار رفت.
در ادبیات فارسی، تبریز بهعنوان نماد دانش، تجارت و فرهنگ شناخته شد؛ شهری که روزی پایتخت ایلخانان بود، دوباره در دورهی صفویه جایگاه مرکزی داشت، و امروز نیز در حافظهی فرهنگی ایران، نماد مقاومت و روشنگری است.
اما در همهی این دورانها، صدای واژه در لهجهی مردم محلی آذربایجان همچنان به شکل «تربیز» حفظ شد؛ نشانهای از پیوند عمیق زبان مردم با ریشهی باستانی آن، که شاید از زمان «تارویی» تا امروز تنها صورتش تغییر کرده، نه جوهرش.
همهی فرضیههای زبانی و تاریخی دربارهی منشأ نام تبریز، با شواهدی همراستا اما نه قطعی پشتیبانی میشوند. همانطور که در جمعبندی پژوهش آمده است، هنوز باید گفت: «بیتردید این مطلب در حد یک احتمال است، و پژوهشهای آینده تکلیف قطعی آن را روشن خواهد کرد.»
باستانشناسی در محدودهی شرقی تبریز، بهویژه در دامنهی کوه سرخاب، شاید بتواند سرنخهایی از معماری و کتیبههای محلی را آشکار کند که تطبیق آنها با واژهی «تارویی» را ممکن میسازد.
اگر چنین شواهدی کشف شود، آنگاه ماندهی یک راز دیرینه روشن خواهد شد: اینکه نام تبریز نه صرفاً واژهای گذرا، بلکه یادگار تمدنی است که میان کوه و دشت، میان اسطوره و تاریخ، در قلب آذربایجان ساخته شد.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Tuesday, 27 January , 2026