پرسش کلیدی درباره‌ی روایت "اصلی و کرم" که همواره مطرح بوده، ماهیت تاریخی شخصیت‌های این روایت است؛ آیا اصلی و کرم صرفاً شخصیت‌های ساختگی در یک قصه هستند یا بر اساس شخصیت‌های تاریخی واقعی شکل گرفته‌اند؟

گروه فرهنگ و ادب/ سردبیر: روایت “اصلی و کرم” یکی از قصه‌های عاشقانه‌ی فلکولوریک در پهنه‌ی فرهنگی قفقاز و برخی مناطق آناتولی است. این داستان که نمادی از عشق نافرجام و وفاداری مطلق است، نسل‌هاست که سینه‌به‌سینه نقل شده و بخشی از ادبیات عاشقی و فولکلور منطقه محسوب می‌شود. با این حال، پرسش کلیدی که همواره در پژوهش‌های جدی فولکلور و تاریخ مطرح بوده، ماهیت تاریخی شخصیت‌های این روایت است. آیا اصلی و کرم صرفاً شخصیت‌های ساختگی در یک قصه هستند یا بر اساس شخصیت‌های تاریخی واقعی شکل گرفته‌اند؟

پژوهش‌های گسترده فولکلور، نسخه‌شناسی، و تاریخ شفاهی نشان می‌دهد که “اصلی و کرم” در وهله اول یک افسانه است و شواهد تاریخی قطعی برای اثبات وجود شخصیت‌های اصلی و کرم در دوران تاریخی مشخص، وجود ندارد. این سند به بررسی دلایل این نتیجه‌گیری و تحلیل شواهد موجود می‌پردازد.

 

بررسی منابع معتبر و نبود شواهد تاریخی

بررسی منابع معتبر آذربایجانی، قفقازی، ارمنی و گرجی که به ادبیات شفاهی و کتبی این منطقه پرداخته‌اند، نشان‌دهنده خلأ جدی در مستندسازی تاریخی این شخصیت‌ها است.

 

الف) در منابع علمی و دانشنامه‌ای معتبر منطقه‌ای، اشاره‌ای به وجود تاریخی شخصیت‌هایی با نام‌های “اصلی” و “کرم” که منشأ این داستان باشند، نشده است. در دایرهالمعارف اسلام ترکیه، که یکی از جامع‌ترین منابع در زمینه فرهنگ و تاریخ منطقه است، در مدخل‌های مربوط به ادبیات عاشقی و قصص عامیانه، “اصلی و کرم” را به عنوان یک “حکایت” یا “روایت شفاهی” معرفی می‌کند. در این منابع، هیچ اشاره‌ای به مکان‌های دفن یا شواهد تاریخی تأیید شده‌ای برای این دو عاشق وجود ندارد. این سکوت منابع معتبر، نشان‌دهنده آن است که این داستان بیشتر کارکرد اسطوره‌ای و اخلاقی داشته تا تاریخی.

 

ب) ادبیات عاشیقی آذربایجان مملو از داستان‌های عاشقانه است که اغلب با شخصیت‌های تاریخی یا نیمه‌تاریخی (مانند کوراوغلو) پیوند داده شده‌اند. با این حال، در بررسی‌های تخصصی ادبیات عاشیقی آذربایجان، داستان “اصلی و کرم” همواره در دسته‌بندی قصه‌های عاشقانه محض (مانند لیلی و مجنون یا خسرو و شیرین) قرار گرفته و شواهد تاریخی برای آن ارائه نشده است.

 

ج) قصه اصلی و کرم، مانند بسیاری از قصه‌های مرزی قفقاز، در فرهنگ‌های همسایه نیز بازتاب یافته است. نسخه‌های ارمنی (با نام‌های مشابه) و گرجی این داستان، که اغلب به صورت شفاهی یا در مجموعه‌های فولکلوریک جمع‌آوری شده‌اند، نیز هیچ‌گاه به یک مکان یا زمان تاریخی مشخص برای وقوع این واقعه اشاره نکرده‌اند. این پراکندگی جغرافیایی و فرهنگی داستان، بیشتر نشان‌دهنده قدرت جذب روایت در میان فرهنگ‌های مختلف است تا ریشه داشتن آن در یک واقعه تاریخی واحد.

 

د) نقطه عطف در بحث اثبات یا رد تاریخی بودن یک شخصیت، وجود شواهد فیزیکی مانند مقبره یا آثار مادی است. در مورد “اصلی” (که گاهی نامش مریم ذکر می‌شود) و “کرم” (که نام اصلی‌اش محمود ذکر شده)، هیچ مقبره‌ی تأیید شده‌ای در هیچ‌یک از منابع معتبر محلی یا بین‌المللی معرفی نشده است.

 

مکان‌های “نسبت‌داده‌شده” و ماهیت نمادین آن‌ها

در مناطقی که روایت “اصلی و کرم” رواج دارد، مکان‌هایی به صورت پراکنده به این دو عاشق نسبت داده شده‌اند؛ اما این انتساب‌ها فاقد اعتبار تاریخی هستند و اغلب کارکرد نمادین یا زیارتی (در معنای فولکلوریک) دارند.

مورد در ساکاریا (ترکیه): در منطقه آناتولی، ممکن است آرامگاه‌ها یا مکان‌هایی با نام‌هایی نظیر مقبره کرم‌علی در مناطقی مانند ساکاریا (استان‌هایی در غرب ترکیه) مشاهده شود. اما پژوهش‌های محلی و تاریخی نشان داده‌اند که این مکان‌ها عموماً به شخصیت‌های صوفی، دراویش یا قدیسین محلی نسبت داده می‌شوند که نامشان با نام‌های شخصیت‌های داستان تلاقی داشته است. این مکان‌ها ارتباط مستقیمی با داستان عاشقانه “اصلی و کرم” ندارند و صرفاً یک هم‌نامی یا “نسبت‌دهی متأخر” در فضای زیارتی منطقه است.

 

تحلیل تاریخ شفاهی در تبریز (منطقه‌ی قراملک و مایان): یکی از مهم‌ترین شواهد دال بر ماهیت متأخر نسبت‌دهی این مسئله به محلاتی در تبریز، گزارش‌های تاریخ شفاهی در مناطق نزدیک به این شهر (مانند قراملک و مایان) است. تا حدود دو دهه پیش، اهالی این مناطق به قبوری که در روایت‌های مدرن به عنوان آرامگاه اصلی و کرم معرفی می‌شوند، نام‌هایی کاملاً متفاوت می‌دادند. این قبور اغلب با نام‌هایی مانند “پیرحسن” یا “باجی قارداش قبرلری”  (قبر خواهر و برادر) شناخته می‌شدند. هیچ منبع محلی قدیمی، اسناد وقفی، یا روایت‌های شفاهی نسل‌های پیشین، این قبور را به شخصیت‌های “اصلی” (مریم) و “کرم” (محمود) نسبت نمی‌دادند. این مشاهده نشان می‌دهد که نسبت دادن این قبور به عاشقان افسانه‌ای، پدیده‌ای نسبتاً مدرن است که احتمالاً در دهه‌های اخیر و در پی افزایش جریان قوم‌گرایی از یک سو و محبوبیت داستان در قالب‌های نوین (مانند تئاتر، موسیقی عامیانه مدرن، یا رسانه‌های جمعی) شکل گرفته است.

 

تحلیل مقایسه‌ای پدیده‌ای متأخر و هویت‌ساز

تحلیل مقایسه‌ای بین مستندات تاریخی سنتی و روایات مدرن نشان می‌دهد که نسبت‌دادن مکان‌های خاص به “اصلی و کرم” فاقد سند تاریخی است و ریشه در نیازهای فرهنگی و هویتی دوران معاصر دارد. در دوران مدرن، بسیاری از جوامع به دنبال ریشه‌های تاریخی برای قصه‌ها و اساطیر خود می‌گردند. این امر در مورد “اصلی و کرم” نیز صادق است. هنگامی که یک روایت عاشقانه به عنوان نماد هویت یک قوم معرفی می‌شود، تمایل به “زمینه‌دار کردن” آن در جغرافیای شناخته‌شده افزایش می‌یابد. این پدیده به شرح زیر قابل تحلیل است:

نیاز به مکان: افسانه‌ها برای ماندگاری بیشتر در ذهن جمعی نیاز به مکان دارند. نسبت دادن مکان (حتی اگر نادرست باشد) به داستان، به آن جنبه‌ای ملموس و قابل زیارت می‌بخشد.

تأثیر ادبیات متأخر: برخی از نسخه‌های متأخر ادبی داستان، ممکن است در تلاشی برای ایجاد یک ساختار روایی منسجم‌تر، به طور اختیاری مکان‌هایی را در منطقه جغرافیایی خود برای شخصیت‌ها تعیین کرده باشند که این امر سند تاریخی محسوب نمی‌شود.

داستان “اصلی و کرم” از جهاتی شباهت ساختاری به قصه‌هایی چون “علی و نینو” (که اغلب به صورت دو عاشق مسلمان و مسیحی روایت می‌شود) دارد. این قصه‌ها در بستر چندقومیتی و چندمذهبی قفقاز شکل گرفته‌اند، جایی که تعاملات فرهنگی عمیق بوده است. نکته مهم این است که “علی و نینو”، علی‌رغم ریشه داشتن در فرهنگ مشترک قفقاز، نیز آرامگاه تاریخی واقعی برای شخصیت‌های اصلی خود ندارد. این شباهت نشان می‌دهد که قصه‌های عاشقانه بزرگ منطقه، بیشتر بیانگر آرمان‌های فرهنگی و ارزش‌های اجتماعی هستند تا شرح وقایع تاریخی ثبت‌شده.

 

داستان یک افسانه است، نه تاریخ

در پایان باید گفت که بر اساس بررسی منابع معتبر فولکلوریک، فقدان شواهد تاریخی قطعی، عدم وجود مقبره‌های تأیید شده و تحلیل تاریخ شفاهی محلی در مناطقی مانند تبریز، می‌توان نتیجه گرفت که روایت “اصلی و کرم” در اصل یک قصه عاشقانه فولکلوریک است که ریشه در تجارب مشترک فرهنگی قفقاز و آناتولی دارد، اما شخصیت‌های اصلی آن فاقد شواهد تاریخی برای اثبات وجود فیزیکی در دوران مشخص هستند.

نسبت‌دادن مکان‌هایی به این شخصیت‌ها، پدیده‌ای متأخر و نمادین است که بیشتر برآمده از بازخوانی‌های مدرن برای ایجاد یک هویت ملموس برای داستان است تا انعکاس یک واقعیت تاریخی ثبت‌شده. “اصلی و کرم” در مقام یک افسانه، به عنوان نماد عشق جاودان باقی خواهد ماند، نه به عنوان گزارشی از واقعیت‌های تاریخی منطقه.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه