کریدور خلیج فارس– دریای سیاه طرحی است که در سطحی بسیار فراتر از ترانزیت کالا تعریف می‌شود. این پروژه اتصال بندرعباس ایران را از طریق ارمنستان و گرجستان به بنادر دریای سیاه (و در نهایت اروپا) ممکن می‌سازد.

گروه گزارش/ سردبیر: آرمن گِوُرگیان، معاون پیشین روبرت کوچاریان (رئیس‌جمهور اسبق ارمنستان) و نماینده کنونی مجلس این کشور، پروژه‌ای را معرفی می‌کند که می‌تواند نقش ارمنستان را در نقشه ترانزیت منطقه‌ای متحول کند. این کریدور، صرفاً یک مسیر حمل‌ونقل نیست؛ بلکه بنیان هویتی تازه برای منطقه است. گِوُرگیان تأکید می‌کند که این پروژه نشان‌دهنده سطحی تازه از مشارکت استراتژیک ارمنستان در زنجیره تأمین جهانی است. با توجه به سرمایه‌گذاری‌های گسترده کشورهای خلیج فارس در گرجستان، کریدور خلیج فارس–دریای سیاه نه تنها از نظر تئوری، بلکه به شکل عملی نیز اجتناب‌ناپذیر است؛ و ارمنستان می‌تواند با ارائه زیرساخت، امنیت و قابلیت پیش‌بینی، به حلقه اصلی این مسیر تبدیل شود.

 

مفهوم کریدور؛ از مسیر فیزیکی تا محور سیاست منطقه‌ای

کریدور خلیج فارس– دریای سیاه طرحی است که در سطحی بسیار فراتر از ترانزیت کالا تعریف می‌شود. این پروژه اتصال بندرعباس ایران را از طریق ارمنستان و گرجستان به بنادر دریای سیاه (و در نهایت اروپا) ممکن می‌سازد.

در دنیای رقابت‌محور امروز، مسیرهای ترانزیتی دیگر فقط جاده یا ریل نیستند؛ آن‌ها ابزار قدرت و ابزار مشروعیت ژئو‌اکونومیک به شمار می‌روند. و ایران به دلیل موقعیت بی‌بدیلش در محور جنوب – شمال و شرق – غرب، می‌تواند از این مسیر نه‌تنها به عنوان گذرگاه، بلکه به عنوان صحنه‌ای برای بازتعریف جایگاه منطقه‌ای خود بهره گیرد.

در این میان ارمنستان که در ظاهر کشوری محصور در خشکی است، اما در معادلات جدید جغرافیای سیاسی، همین موقعیت باعث شده نقش پل میان ایران و دریای سیاه را بیابد. گزارش‌های اخیر وزارت اقتصاد ارمنستان نشان می‌دهد که ایروان آماده سرمایه‌گذاری در نوسازی جاده‌ها و پایانه‌های گمرکی است تا بتواند بخش میانی این کریدور را فعال کند. با این اقدام، ارمنستان از حاشیه ترانزیت قفقاز (که عمدتاً در کنترل جمهوری آذربایجان و گرجستان است) خارج می‌شود و در عمل به شریک استراتژیک تهران تبدیل خواهد شد.

از سوی دیگر، این همکاری می‌تواند به کاهش وابستگی ارمنستان به مسیرهای شمالی از طریق روسیه بینجامد؛ مسیری که به‌ویژه پس از جنگ اوکراین با محدودیت‌ها و نااطمینانی‌های سیاسی مواجه شده است.

برای ایران نیز کریدور خلیج فارس – دریای سیاه نه تنها مسیر صادرات کالا، بلکه ابزار دیپلماسی اقتصادی و افزایش حضور در قفقاز جنوبی است. ایران می‌تواند با تقویت مسیر بندرعباس – نوردوز و اتصال آن به شبکه جاده‌ای ارمنستان، در کنار مسیرهای فعلی نظیر کریدور شمال – جنوب (به روسیه) یا شرق – غرب (به چین و ترکیه)، محور تازه‌ای از تعامل اقتصادی با اروپا و حوزه بالکان ایجاد کند.

از نظر سیاسی، این همکاری به ایران امکان می‌دهد روابط خود با ارمنستان را در برابر نفوذ فزاینده ترکیه و جمهوری آذربایجان متوازن سازد. به تعبیر دیگر، تهران از طریق ارمنستان می‌تواند نقش فعالی در تنظیم ثبات منطقه و جلوگیری از شکل‌گیری مسیرهای تک‌قطبی در قفقاز داشته باشد.

 

منافع دو‌سویه برای تهران و ایروان

منفعت ارمنستان از این کریدور در افزایش درآمد ترانزیتی، اشتغال و تثبیت جایگاه بین‌المللی نهفته است؛ و منفعت ایران در تقویت شبکه لجستیکی و کاهش فشار تحریم‌ها از طریق تنوع مسیرهای صادراتی. با اجرای این طرح، تهران می‌تواند بخش مهمی از صادرات غیرنفتی خود را بدون وابستگی به مسیرهای دریایی طولانی یا پرریسک هدایت کند.

افزون بر آن، کریدور خلیج فارس– دریای سیاه یک میدان همکاری امنیتی جدید نیز پدید می‌آورد: حضور مشترک ایران و ارمنستان در تأمین امنیت مسیر، فضا را برای گفت‌وگوی سازنده و کاهش تنش‌های مرزی در محدوده قفقاز جنوبی فراهم می‌کند. این امر می‌تواند به ایجاد توازن قدرت و امنیت پایدار در منطقه کمک کند.

 

چالش‌ها و ضرورت نگاه واقع‌گرایانه

البته تحقق این پروژه بدون موانع نیست. اختلافات مرزی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان، تحریم‌های غرب علیه ایران، و رقابت روسیه و ترکیه در حوزه نفوذ منطقه، و این اواخر تلاش آمریکا برای حضور فعال در قفقاز جنوبی با طرح “جاده‌ی ترامپ” همگی عواملی‌اند که می‌توانند توسعه کریدور را کند کنند. اما نکته این است که هم تهران و هم ایروان می‌دانند در جهانی که تأمین انرژی و امنیت مسیرها به یک مسئله جهانی تبدیل شده، پروژه‌هایی از این دست دیگر انتخاب نیستند؛ ضرورت‌اند.

این دو کشور باید بدانند که کریدور خلیج فارس– دریای سیاه، در صورت تحقق، نه تنها کوتاه‌ترین مسیر زمینی میان خلیج فارس و اروپا خواهد بود، بلکه نماد تولد نظم تازه‌ای در همکاری منطقه‌ای محسوب می‌شود. نظمی که در آن ایران و ارمنستان با تکیه بر عقلانیت اقتصادی و هم‌گرایی سیاسی، می‌توانند ائتلافی جدید در محور جنوب– شمال بسازند.

در نهایت، پیوستن دو کشور به این پروژه صرفاً به معنای حمل‌ونقل کالا نیست؛ این مسیر خط اتصال دو فرهنگ، دو تاریخ و دو نقش مهم در آینده منطقه است. راهی که اگر به‌درستی پیموده شود، می‌تواند از دل کوه‌های قفقاز تا سواحل خلیج فارس، پیامی روشن برای جهان داشته باشد؛ «در روزگاری که رقابت بر جدایی استوار است، هنوز می‌توان با راه ساختن، به هم نزدیک شد.»

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه