در بیست‌وششم آبان ماه ۱۳۲۴ دولت وقت ایران به صراحت نسبت به رفتار ارتش شوروی در استانِ آذربایجان اعتراض کرد و این اعتراض را به عنوان اقدامی رسمی در سطح بین‌المللی ثبت نمود.

گروه سیاسی/ سردبیر: در تاریخ معاصر ایران، روزهایی وجود دارند که شاید در ظاهر تنها حامل یک یادداشت رسمی یا مکاتبه دیپلماتیک باشند، اما در عمق خود نشانه‌ای از ایستادگی ملی و دفاع از حاکمیت کشور را بازتاب می‌دهند. یکی از این روزها، بیست‌وششم آبان ماه ۱۳۲۴ است؛ روزی که دولت وقت ایران به صراحت نسبت به رفتار ارتش شوروی در استانِ آذربایجان اعتراض کرد و این اعتراض را به عنوان اقدامی رسمی در سطح بین‌المللی ثبت نمود.

 

ایران و اشغال سال‌های جنگ

برای درک اهمیت آن اعتراض، باید به چند سال پیش‌تر بازگردیم. در اوت ۱۹۴۱ / شهریور ۱۳۲۰، ایران که اعلام بی‌طرفی کرده بود، ناگهان با حمله هم‌زمان نیروهای انگلستان و اتحاد جماهیر شوروی مواجه شد. این حمله با بهانه‌ی تضمین «راه تدارکاتی متفقین به شوروی در برابر آلمان نازی» انجام شد، اما نتیجه‌اش چیزی جز نقض آشکار معاهده‌های بین‌المللی و اشغال بخش‌هایی از خاک ایران نبود. ارتش انگلستان جنوب و غرب کشور را در کنترل خود گرفت، و نیروهای ارتش سرخ شوروی شمال و شمال‌غرب ایران، از جمله آذربایجان، گیلان و مازندران را اشغال کردند.

پس از اشغال، در توافقی میان دولت ایران و متفقین، قرار بر آن شد که این نیروها حداکثر شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم از خاک ایران خارج شوند. با شکست آلمان نازی در اردیبهشت ۱۳۲۴ (مه ۱۹۴۵)، انتظار طبیعی آن بود که دوران اشغال پایان یابد و ایران دوباره استقلال کامل خود را بازیابد. اما برخلاف این تعهد صریح، اتحاد شوروی به‌جای خروج، سیاستی تازه را آغاز کرد؛ سیاستی که بعدها در تاریخ با عنوان «بحران آذربایجان» شناخته شد.

ماه‌ها پس از پایان جنگ، گزارش‌ها از شمال‌غرب ایران حاکی از آن بود که نیروهای شوروی نه‌تنها قصد ترک منطقه را ندارند، بلکه به‌صورت مستقیم مانع اجرای وظایف مأموران دولت ایران شده‌اند. مأموران انتظامی و اداری کشور هنگام ورود به تبریز و شهرهای اطراف با مقاومت نظامیان شوروی روبه‌رو می‌شدند. بسیاری از راه‌ها مسدود بود و نیروهای روسی اجازه‌ی انجام مأموریت‌های قانونی را نمی‌دادند. این وضعیت عملاً نوعی نقض حاکمیت ملی ایران به‌شمار می‌رفت.

در همان دوره، نشانه‌های شکل‌گیری تشکل‌هایی تحت حمایت شوروی در آذربایجان نیز پدیدار شد؛ از جمله فعالیت‌های فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه‌وری که چند ماه بعد به اعلام جدایی سیاسی-اداری از دولت مرکزی انجامید.

به‌عبارتی، حضور مداوم ارتش سرخ در شمال‌غرب کشور نه‌تنها مانع از اعمال اقتدار دولت مرکزی شد، بلکه زمینه‌ساز تلاش‌هایی برای تغییر نظم سیاسی منطقه گردید.

در چنین فضایی، دولت ایران در ۲۶ آبان ۱۳۲۴ دست به اقدامی شجاعانه زد. وزارت امور خارجه طی یادداشتی رسمی به سفارت اتحاد شوروی در تهران اعلام کرد که ادامه‌ی حضور نیروهای شوروی در آذربایجان و جلوگیری از انجام وظایف قانونی مأموران انتظامی، تخلف آشکار از تعهدات بین‌المللی و مغایر با اصل استقلال ملی ایران است. این یادداشت در واقع اعلام موضعی صریح بود که نشان می‌داد دولت ایران دیگر حاضر نیست وضعیت اشغال را تحمل کند.

در آن زمان، محمد ساعد مراغه‌ای هنوز در رأس کابینه قرار داشت. قوام بعدتر در بهمن همان سال (۱۳۲۴) برای حل بحران، نخست‌وزیر شد و با سیاستی پیچیده میان مسکو و واشنگتن به دنبال خروج نیروهای شوروی از ایران رفت. اما اقدام وزارت خارجه در آبان‌ماه، نخستین گام رسمی برای بازگرداندن مسئله‌ی استقلال ایران به عرصه‌ی دیپلماتیک جهان بود.

 

فضای بین‌المللی و سردی روابط تهرانمسکو

نکته‌ای مهم در تحلیل این رویداد آن است که در سال ۱۳۲۴، جهان تازه وارد دوران پساجنگ شده بود. اتحاد شوروی، که به‌تازگی از جنگ بیرون آمده و یکی از فاتحان نهایی محسوب می‌شد، در حال گسترش نفوذ خویش در اروپای شرقی و خاورمیانه بود. ایران نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود – دروازه‌ی نفت خاورمیانه و پل ارتباطی آسیای مرکزی – اهمیتی خاص برای مسکو داشت. از همین رو، خروج نیروهای ارتش سرخ از ایران نه فقط مسئله‌ای نظامی، بلکه آزمونی برای مرزهای قدرت شوروی و استقلال دولت‌های کوچک در دوران آغاز جنگ سرد بود.

اعتراض ایران در چنین فضایی، اقدامی جسورانه تلقی می‌شد؛ زیرا تهران در برابر یکی از قدرت‌های پیروز جنگ و یکی از ستون‌های نظام جدید جهانی ایستاده بود.

 

واکنش شوروی و مسیر پرتنش بعدی

دولت شوروی در ابتدا اعتراض ایران را بی‌پاسخ گذاشت و مسئولان آن با استناد به «ناامنی داخلی و ضرورت حفظ ثبات منطقه» از خروج نیروهای خود امتناع کردند. اما این استدلال در واقع پوششی بود برای پروژه‌ای سیاسی. ارتش سرخ حضور خود را تا اواخر سال ادامه داد و هم‌زمان از فرقه دموکرات در تبریز حمایت مالی و نظامی کرد. مسئله به‌سرعت از سطح اختلاف مرزی یا نظامی، به بحران سیاسی داخلی ایران بدل شد.

در واکنش، دولت ایران تصمیم گرفت موضوع را به سطح بین‌المللی ببرد و در زمستان همان سال، شکایت رسمی خود را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کرد. این اقدام نخستین باری بود که ایران یک اختلاف خارجی را از طریق سازمان ملل پیگیری می‌کرد و در واقع سرآغاز حضور دیپلماتیک فعال ایران در نهادهای جهانی بود.

 

میراث ۲۶ آبان: بازنمایی استقلال ملی

اگرچه بحران آذربایجان تا سال بعد ادامه یافت و تنها پس از مذاکرات سخت و فشارهای سیاسی بین‌المللی، نیروهای شوروی در اردیبهشت ۱۳۲۵ خاک ایران را ترک کردند، اما اقدام ۲۶ آبان را می‌توان نقطه‌ی آغاز رسمی بازگشت سیاست استقلال‌طلبانه ایران دانست. این اقدام، تنها یک یادداشت دیپلماتیک نبود؛ بلکه سندی بود از اراده‌ی ملی و عزم دولتی که پس از سال‌ها اشغال، به‌دنبال بازگرداندن اقتدار خود بر سراسر خاک کشور بود.

در نگاه تاریخی، این روز یادآور لحظه‌ای است که ایران دوباره به زبان دیپلماسی قدرت بازگشت و نشان داد حتی در برابر قدرت‌های بزرگ می‌تواند از حقوق خود دفاع کند. اگرچه تبعات آن بحران پیچیده بود و در مناطق شمالی کشور تا مدت‌ها اثر گذاشت، اما روحی که پشت آن اعتراض نهفته بود، تا دهه‌ها در حافظه سیاسی ملت باقی ماند: این سرزمین، اجازه نمی‌دهد حاکمیتش بازیچه‌ی قدرت‌های خارجی شود.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه