گروه جامعه/ سردبیر: فراتر از یک دقیقه، فراتر از یک مرز در تاریخ تمدن بشری، کمتر آیینی را میتوان یافت که همچون «شب چله»، توانسته باشد تعادلی شگرف میان پدیدههای کیهانی، باورهای اساطیری و ساختارهای اجتماعی برقرار کند. چله (یلدا) در نگاه نخست، شاید تنها جشنی برای گذر از بلندترین شب سال و استقبال از بازگشت خورشید به نظر برسد، اما در لایههای عمیقتر، این آیین کهن حکم «نخ تسبیح» را در تسبیح هزاردانه فرهنگهای منطقه ایفا میکند. امروز، چله (یلدا) نه تنها مرزهای جغرافیایی ایران مدرن را در نوردیده، بلکه در پهنه وسیعی که آن را «ایران فرهنگی» مینامیم، از کرانههای جیحون و سیحون تا کوهپایههای آناتولی و از قفقاز سرسبز تا بیابانهای گرم جنوب، به عنوان نماد یکپارچگی هویتی شناخته میشود.
یلدا و تکثرِ به وحدت رسیده در ایران
ایران، سرزمینی است با رنگینکمانی از اقوام، زبانها و مذاهب. آنچه این قطعات پراکنده را در طول سدهها به یکدیگر پیوند داده و از گزند حوادث تاریخی مصون داشته، «فرهنگ مشترک» است. چله (یلدا) در این میان، نقطه عطف وفاق ملی است.
در شمال ایران، گیلکها و تالشیها با خوراکیهای بومی چون «آوکونوس» و هندوانههایی که از تابستان ذخیره کردهاند، به استقبال شب چله میروند. در آذربایجان، «چله گجهسی» با موسیقی عاشیقها و قصههای پهلوانی گره خورده است. در کردستان، خوانِ یلدا با نانهای محلی و گردو تزیین میشود و در جنوب، بوشهریها و هرمزگانیها با خیامخوانی و شروند، سیاهی شب را به سپیدی صبح پیوند میزنند.
اما نکته شگفتانگیز اینجاست که علیرغم تنوع در فرم و محتوای سفرهها یا گویشها، «جوهر چله» در همه جای ایران یکی است. و آن چیزی نیست جز احترام به خانواده، تکریم بزرگان و امید به روشنایی. این یکسانی در معنا، نشاندهنده یک روح جمعی واحد است که در کالبد ملت ایران جریان دارد. چله (یلدا) به ما ثابت میکند که تفاوتهای قومی نه تنها عاملی برای تفرقه نیستند، بلکه داراییهای فرهنگی هستند که ذیل یک هویت کلان به نام «ایرانی بودن» معنا پیدا میکنند.
جغرافیای ایرانِ فرهنگی؛ از قفقاز تا آسیای میانه
مفهوم «ایران فرهنگی» بسیار گستردهتر از مرزهای سیاسی کنونی است. این قلمرو، شامل کشورهایی است که اگرچه امروز دارای حاکمیتهای مستقل هستند، اما ریشه در یک بستر تمدنی واحد دارند. چله (یلدا) در این جغرافیا، همانند نوری است که از یک منبع میتابد و خانههای بسیاری را روشن میکند..
آسیای میانه و فرارود: در تاجیکستان، یلدا یا «شب چله» با شکوه خاصی گرامی داشته میشود. برای تاجیکها، چله (یلدا) یادآور پیوند ناگسستنی با زبان فارسی و اشعار رودکی و حافظ است. در ازبکستان و بهویژه در شهرهای سمرقند و بخارا، چله (یلدا) همچنان در لایههای زیرین فرهنگ مردم زنده است. در این مناطق، شبنشینیهای یلدا بهانهای است برای بازخوانی هویت اصیلی که دههها تحت فشار ایدئولوژیهای غیربومی سعی در پاک کردن آن داشتند.
افغانستان؛ قلب تپنده سنتهای کهن: افغانستان شاید نزدیکترین قرابت را در برگزاری شب چله با ایران داشته باشد. در کابل، هرات و مزارشریف، سفرههای شب چله با انار قندهار و آجیلهای محلی چیده میشود. در این کشور، چله (یلدا) نه تنها یک جشن، بلکه نمادی از مقاومت فرهنگی در برابر تندروی و صلحطلبی است. ثبت مشترک یلدا توسط ایران و افغانستان در فهرست یونسکو، مهر تأییدی بر این پیوند ناگسستنی بود.
قفقاز و آذربایجان: در جمهوری آذربایجان و ارمنستان، نفوذ سنتهای یلدایی را میتوان در باورهای عامیانه و قصههای فولکلور مشاهده کرد. انار به عنوان نماد باروری و خورشید، در هنر و صنایع دستی این مناطق حضور چشمگیری دارد که ریشه در اساطیر مشترک حوزه تمدنی ایران دارد.
آناتولی و ترکیه: اگرچه در ترکیه مدرن، نفوذ فرهنگ غربی و جشنهای سال نو میلادی پررنگ شده است، اما در شرق این کشور و در میان جوامع محلی، آیینهای مشابه چله (یلدا) (تحت عناوینی چون نارودگان) همچنان به چشم میخورد. این نشان میدهد که فرهنگ ایرانی نفوذی مویرگی در اعماق تاریخ و جغرافیای منطقه داشته است.
چله (یلدا) به مثابه «قدرت نرم» و دیپلماسی فرهنگی
در دنیای مدرن که قدرتها با سلاح و اقتصاد سنجیده میشوند، «قدرت نرم» یا توانایی تأثیرگذاری از طریق جاذبههای فرهنگی، اهمیتی دوچندان یافته است. چله (یلدا) برای ایران، یک دارایی استراتژیک در حوزه دیپلماسی فرهنگی است.
زمانی که مردمان چندین کشور در یک شب واحد، آیین مشابهی را اجرا میکنند و اشعار یک شاعر واحد (حافظ) را میخوانند، یک «اتحاد نامرئی» شکل میگیرد. این اتحاد میتواند زیربنای همکاریهای سیاسی و اقتصادی پایدار باشد. چله (یلدا) به کشورهای منطقه یادآوری میکند که ما پیش از آنکه رقیب باشیم، اعضای یک خانواده تمدنی هستیم. انار یلدا میتواند نمادی از همافزایی و صلح میان ملتهایی باشد که قرنهاست در کنار هم زیستهاند.
آسیبشناسی و ضرورت بازگشت به ریشهها
با وجود شکوه و عظمت چله (یلدا)، این آیین در سالهای اخیر با تهدیداتی جدی مواجه شده است. «تجملگرایی افراطی» و «مصرفزدگی»، اصالت این شب را نشانه گرفتهاند. وقتی چله (یلدا) از یک محفل صمیمی برای شنیدن پندهای پیران، به صحنهای برای نمایش ثروت و تفاخر در فضای مجازی بدل میشود، کارکرد اصلی خود را که همان «وحدت و همدلی» است، از دست میدهد.
برای حفظ این میراث به عنوان عنصر وحدتبخش، باید به سادهزیستی و جنبههای معنوی آن بازگشت. چله (یلدا) نباید عاملی برای احساس محرومیت در طبقات کمدرآمد جامعه باشد. اگر چله (یلدا) به شکاف طبقاتی دامن بزند، دیگر نمیتواند نقش «نخ تسبیح وحدت» را ایفا کند. وظیفه رسانهها و نهادهای آموزشی در سراسر ایرانِ فرهنگی این است که به جای تبلیغ زرقوبرقهای کاذب، بر مفاهیمی چون «صله رحم»، «قناعت» و «خردورزی» تأکید کنند.
نگاه ما به چله (یلدا) نباید صرفاً نگاهی به گذشته و میراث باستان باشد. چله (یلدا) باید برای «انسان معاصر» پیام داشته باشد. در عصری که تکنولوژی و شبکههای اجتماعی انسانها را در سلولهای انفرادی دیجیتال زندانی کردهاند، چله (یلدا) فرصتی است برای «بازگشت به چهره». نشستن دور یک سفره و چشم در چشم شدن با عزیزان، همان چیزی است که انسان امروز برای سلامت روان و حفظ پیوندهای اجتماعی به آن نیاز دارد.
همچنین، تقویت یلدا در میان نسلهای نو حیاتی است. اگر بتوانیم چله (یلدا) را با زبان هنر نو، موسیقی مدرن و رسانههای نوین به نسل جدید معرفی کنیم، تضمین کردهایم که این زنجیره وحدت ملی در دهههای آتی نیز گسسته نخواهد شد.
در پایان باید بگویم که چله (یلدا)، فراتر از یک سنت، یک «فلسفه زیستن» است؛ فلسفهای که میگوید پایان هر تاریکی، نور است و هیچ شبی، هرچقدر هم طولانی، جاودانه نیست. این آیین، شناسنامه معتبر ملت ایران و میراث گرانبهای ایرانِ فرهنگی است. در پهنهای از جهان که دهههاست با جنگ، نابرابری و تفرقه دستوپنجه نرم میکند، چله (یلدا) همچون لنگرگاهی برای آرامش و همبستگی عمل میکند.
ما باید چله (یلدا) را نه به عنوان یک مراسم تشریفاتی، بلکه به عنوان یک «ضرورت ملی و منطقهای» پاس بداریم. هر دانه اناری که در این شب در سفرهای در تبریز، اصفهان، کابل، خجند یا باکو قرار میگیرد، پیامی از یک ریشه واحد دارد. چله (یلدا) به ما میآموزد که وحدت ملی ما نه با بخشنامههای دولتی، بلکه با ضربآهنگ قلبهایی تأمین میشود که در بلندترین شب سال، به عشق یک هویت مشترک میتپند. پاسداشت چله (یلدا)، پاسداشت «امید»، «اصالت» و «یکپارچگی» مردمان این مرز و بوم است.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Tuesday, 27 January , 2026