باکو و آلماتی، در حال تعمیق روابط خود با رژیم صهیونیستی هستند. این تحولات، که شامل سرمایه‌گذاری‌های کلان در حوزه انرژی و دسترسی به فناوری‌های پیشرفته نظامی و غیرنظامی می‌شود، نمایانگر یک تغییر ژئوپلیتیکی جدید در منطقه است

گروه سیاسی/ سردبیر: بر اساس گزارش‌های اخیر مرکز تحلیلی آمریکایی «هادسون»، دو کشور استراتژیک قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، یعنی جمهوری آذربایجان و قزاقستان، در حال تعمیق روابط خود با رژیم صهیونیستی هستند. این تحولات، که شامل سرمایه‌گذاری‌های کلان در حوزه انرژی و دسترسی به فناوری‌های پیشرفته نظامی و غیرنظامی می‌شود، نمایانگر یک تغییر ژئوپلیتیکی جدید در منطقه است که می‌تواند توازن قوا را تحت تأثیر قرار دهد. این یادداشت به بررسی ابعاد این همکاری‌ها، انگیزه‌های استراتژیک طرفین و پیامدهای منطقه‌ای آن، به ویژه بر روابط ایران، روسیه و چین، می‌پردازد.

 

باکو و یک گام تا مدیترانه از طریق رژیم اسرائیل

جمهوری آذربایجان، به عنوان یک قدرت انرژی منطقه‌ای و کشوری با روابط استراتژیک با غرب، همکاری‌های خود با تل‌آویو را وارد مرحله جدیدی کرده است. این همکاری‌ها تنها به حوزه نظامی یا امنیتی محدود نمی‌شود، بلکه به طور فزاینده‌ای در بخش‌های کلیدی اقتصادی و انرژی متمرکز شده است.

یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر، سرمایه‌گذاری شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) به همراه شرکت «یونیون انرژی» برای مالکیت ۱۰ درصد از میدان گازی «تامر» در اسرائیل است. این پروژه یک دستاورد استراتژیک برای باکو محسوب می‌شود و از چندین منظر قابل تحلیل است. یکم این که میدان گازی تامر، که یکی از ذخایر گازی بزرگ مدیترانه شرقی است، برای باکو اهمیت مضاعفی دارد. این سرمایه‌گذاری، اولین پروژه بزرگ انرژی این کشور در دریای مدیترانه است که دو هدف عمده را دنبال می‌کند؛ تقویت جایگاه انرژی اروپا و تنوع‌بخشی به پورتفولیوی انرژی.

اما روابط دولت باکو و رژیم صهیونیستی فراتر از بحث انرژی است و عمق آن در حوزه‌ی نظامی و امنیتی قابل مشاهده است. رژیم صهیونیستی یکی از تأمین‌کنندگان اصلی تجهیزات نظامی مدرن برای باکو بوده است، به ویژه در دوران جنگ قره‌باغ. و البته این همکاری‌ها، که برای موازنه قدرت در قفقاز شکل گرفته‌اند، یک عنصر مهم در محاسبات منطقه‌ای باکو نیز هستند. همچنین رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد پایگاه‌های نفوذ ژئوپلیتیکی در همسایگی ایران است.

 

قزاقستان؛ تنوع‌بخشی به مسیرهای استراتژیک

قزاقستان، به عنوان بزرگترین اقتصاد آسیای مرکزی و بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز در این منطقه، همواره نقش محوری در محاسبات ژئوپلیتیکی روسیه و چین ایفا کرده است. با این حال، آلماتی (مرکز تجاری قزاقستان) به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای استراتژیک خود است.

قزاقستان به دنبال کاهش وابستگی خود به ابتکار «یک کمربند، یک راه» چین است. اگرچه BRI مزایای زیرساختی قابل توجهی برای قزاقستان به همراه داشته است، اما افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی پکن در این کشور، نگرانی‌هایی را در میان نخبگان قزاق ایجاد کرده است. پیوستن قزاقستان به توافق‌نامه‌هایی که پیشتر با میانجیگری رژیم صهیونیستی امضا شده‌اند، نشان‌دهنده تلاشی برای ایجاد تعادل است. این حرکت قزاقستان دو پیامد کلیدی خواهد داشت؛ جایگزین‌سازی نفوذ چین و از طرفی جلب سرمایه‌گذاری‌های خارجی مانند امارات و غرب.

روابط قزاقستان با رژیم صهیونیستی در حوزه‌هایی مانند کشاورزی، امنیت سایبری و فناوری‌های نظامی در حال گسترش است. و به نظر می‌رسد همکاری با رژیم اسرائیل در این حوزه برای قزاقستان جذابیت دارد.

دسترسی به فناوری‌های رژیم صهیونیستی، به ویژه با تضمین‌های امنیتی آمریکا و سرمایه‌گذاری‌های امارات، به قزاقستان امکان می‌دهد تا از نوآوری‌های این کشور در بخش‌های مختلف بهره‌مند شود. این همکاری‌ها به قزاقستان کمک می‌کند تا همزمان با حفظ روابط سنتی با روسیه (به ویژه در حوزه امنیتی و نظامی سنتی)، از نظر اقتصادی و فناوری به غرب متمایل شود.

 

پیامدها برای موازنه منطقه‌ای

گسترش روابط باکو و آلماتی با تل‌آویو، نمایانگر یک تحول ژئوپلیتیکی مهم است. این تحولات نشان می‌دهد که بازیگران منطقه‌ای، برای حفظ استقلال استراتژیک خود در برابر بلوک‌های بزرگ‌تر (ایران، روسیه و چین)، به دنبال ایجاد یک “محور جایگزین” با حمایت غرب هستند.

اما برای روسیه، گسترش نفوذ اسرائیل در قفقاز (به ویژه آذربایجان) و آسیای مرکزی، نگران‌کننده است. مسکو همیشه این مناطق را به عنوان حوزه نفوذ سنتی خود تلقی کرده است. تعمیق روابط امنیتی و انرژی آذربایجان با اسرائیل، موازنه قدرت را در این منطقه به نفع غرب و در مقابل روسیه تغییر می‌دهد.

برای چین نیز گسترش روابط قزاقستان با اسرائیل یک عامل کاهنده اتکا به BRI است. این امر تلاش چین برای تثبیت رهبری اقتصادی خود در آسیای مرکزی را تضعیف می‌کند و به پکن نشان می‌دهد که شرکای استراتژیکش به دنبال تنوع‌بخشی هستند.

برای جمهوری اسلامی ایران هم گسترش روابط باکو و قزاقستان با رژیم صهیونیستی یک تهدید مستقیم محسوب می‌شود. این گسترش نفوذ، عملاً به معنای یک “محاصره ژئوپلیتیکی” از شمال، شرق و غرب است. ارتباطات امنیتی و انرژی دولت باکو با رژیم صهیونیستی، نگرانی‌های ایران در مورد امنیت مرزهای شمالی خود را تشدید می‌کند.

این گسترش نفوذ، نیازمند واکنش دقیق و هماهنگ از سوی تهران و مسکو خواهد بود تا از تضعیف موقعیت خود در این دو حوزه استراتژیک جلوگیری شود. همکاری سه‌جانبه ایران، روسیه و چین (در چارچوب‌های شانگهای یا منافع متقابل) باید بر مقابله با این نفوذ متمرکز شود، اما این امر مستلزم هماهنگی است که تاکنون در سایه تنش‌های موجود دشوار بوده است.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه