سفر رجب طیب اردوغان به تهران در برهه کنونی، تنها یک دیدار دیپلماتیک روتین نیست؛ بلکه واکنشی معنادار به ائتلاف‌های نوظهوری است که موازنه قوا را در مرزهای آبی و خاکی ترکیه تهدید می‌کنند.

گروه سیاسی/ سردبیر: تحولات اخیر در شرق مدیترانه و قفقاز، بار دیگر شطرنج سیاسی منطقه را به سمتی سوق داده است که رقبای دیرینه را در نقاط اشتراک راهبردی به هم نزدیک می‌کند. سفر رجب طیب اردوغان به تهران در برهه کنونی، تنها یک دیدار دیپلماتیک روتین نیست؛ بلکه واکنشی معنادار به ائتلاف‌های نوظهوری است که موازنه قوا را در مرزهای آبی و خاکی ترکیه تهدید می‌کنند.

این روزها شرق مدیترانه به میدان مین دیپلماسی تبدیل شده است. انعقاد قراردادهای نظامی و امنیتی میان اسرائیل، یونان و قبرس که با حمایت ضمنی برخی قدرت‌های اروپایی همراه است، پیامی آشکار برای آنکارا دارد. در حالی که آتن و نیکوزیا با حمایت تل‌آویو به دنبال تثبیت قلمرو دریایی و منابع انرژی خود هستند، ترکیه خود را در محاصره‌ای می‌بیند که هدف آن تحدید نفوذ این کشور در “وطن آبی” است. در این میان، تحلیلگران سیاسی از خود می‌پرسند که آیا سفر رجب طیب اردوغان به تهران را باید تلاشی برای یافتن “متحدان استراتژیک در روزهای سخت” دانست؟!

 

ائتلاف مثلثی (اسرائیل-یونان-قبرس)؛ استراتژی مهار ترکیه

قراردادهای اخیر نظامی که شامل مانورهای مشترک، خرید سامانه‌های پدافندی و همکاری‌های اطلاعاتی میان اسرائیل و بلوک هلنیک (یونان و قبرس) است، فراتر از یک همکاری تجاری-نظامی ساده ارزیابی می‌شود. تل‌آویو با تقویت نظامی یونان، عملاً جبهه دومی را علیه بلندپروازی‌های ترکیه گشوده است. این اقدام نه تنها مسیرهای انتقال انرژی ترکیه را تهدید می‌کند، بلکه برتری هوایی و دریایی آنکارا در مدیترانه را با چالش جدی مواجه می‌سازد. همچنین همکاری در پروژه خط لوله “ایست‌مد” که هدف آن انتقال گاز به اروپا با دور زدن ترکیه است، عمق اقتصادی این محاصره را نشان می‌دهد.

اما چرا دولت ترکیه در مقابله با این مثلث، به تهران سفر خواهد کرد؟ سفر اردوغان به ایران در این مقطع حساس، نشان‌دهنده هوشمندی سیاسی آنکارا در بهره‌برداری از تضادهای منطقه‌ای است. ایران و ترکیه علیرغم اختلافات در پرونده‌هایی نظیر سوریه یا قفقاز، در دو نقطه به هم پیوند می‌خورند:

الف) مقابله با نفوذ اسرائیل: ایران بزرگترین مخالف حضور و نفوذ اسرائیل در مرزهای خود و مناطق پیرامونی است. پیمان‌های نظامی اسرائیل با یونان و قبرس، از دید تهران به معنای گسترش شبکه امنیتی تل‌آویو در غرب آسیا و مدیترانه است. لذا، تقویت جبهه تهران-آنکارا می‌تواند پاسخی بازدارنده به تحرکات اسرائیل باشد.

ب) توازن قوا در قفقاز و شمال عراق: هر دو کشور نسبت به تغییر مرزهای بین‌المللی و حضور نیروهای فرامنطقه‌ای حساس هستند. هماهنگی در مورد گروه‌های شبه‌نظامی و ثبات در قفقاز جنوبی، از دیگر محورهایی است که اردوغان را ناگزیر به رایزنی با مقامات ارشد ایران می‌کند.

اردوغان نشان داده است که استاد بازی در زمین‌های متفاوت است. او در حالی به تهران سفر می‌کند که از یک سو به دنبال کاهش تنش‌های مقطعی با تل‌آویو برای منافع اقتصادی است. و از سوی دیگر، با دیدن جدیت اسرائیل در تسلیح رقبای سنتی ترکیه (یونان)، به سمت ایران متمایل می‌شود تا به غرب و اسرائیل بفهماند که آنکارا گزینه‌های راهبردی دیگری نیز در اختیار دارد.

اما این سفر اگرچه می‌تواند به امضای تفاهم‌نامه‌های امنیتی و اقتصادی منجر شود، اما سایه‌ی سنگین رقابت‌های تاریخی همچنان وجود دارد. ایران نسبت به نفوذ ترکیه در قفقاز و دالان‌های ترانزیتی مشکوک است و ترکیه نیز نگران نفوذ منطقه‌ای ایران. با این حال، “تهدید اسرائیل” به عنوان یک متغیر مستقل، پتانسیل این را دارد که این دو قدرت منطقه‌ای را به سمت یک “اتحاد تاکتیکی” سوق دهد.

 

پیامی برای تل‌آویو و واشینگتن

در پایان باید گفت که سفر رجب طیب اردوغان به تهران، واکنشی مستقیم به تلاش‌ها برای انزوای ترکیه در مدیترانه است. این دیدار به قدرت‌های غربی و اسرائیل یادآوری می‌کند که فشار بر یکی از قطب‌های قدرت در غرب آسیا (ترکیه)، لزوماً منجر به تسلیم آن نمی‌شود، بلکه می‌تواند به تشکیل ائتلاف‌های غیرمنتظره میان قدرت‌های بزرگ منطقه بیانجامد. در دنیای جدید، مرزهای دوستی و دشمنی نه بر اساس ایدئولوژی، بلکه بر پایه “بقای ژئوپلیتیک” ترسیم می‌شوند.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه