بخشی از هواداران منتسب به تراکتور، موضعی تند نسبت به کریم باقری اتخاذ کرده‌اند؛ امری که متاسفانه مدیران تراکتور هم بجای میانجیگری و ایجاد حس همدلی، تلاش دارند تا از این وضعیت گل‌آلود ماهی بگیرند! در واقع چنین به نظر می‌رسد که "کریم باقری" قربانی اختلافات تراکتور با پرسپولیس می‌شود!

گروه جامعه/ سردبیر: در تاریخ فوتبال ایران، کمتر چهره‌ای را می‌توان یافت که به اندازه کریم باقری مورد احترام جمعی باشد. مردی که صلابت بازی‌اش در میانه میدان با آرامش و وقار اخلاقی‌اش در بیرون از زمین گره خورده است. با این حال، در سال‌های اخیر، بخشی از هواداران منتسب به باشگاه تراکتور تبریز، موضعی متفاوت و گاه تند نسبت به همشهری پرآوازه خود اتخاذ کرده‌اند؛ امری که متاسفانه مدیران فعلی تراکتور هم بجای میانجیگری و ایجاد حس همدلی در میان هواداران منتسب به خود با اسطوره تبریزی تیم ملی، تلاش دارند تا از این وضعیت گل‌آلود ماهی بگیرند! در واقع چنین به نظر می‌رسد که “کریم باقری” قربانی اختلافات تراکتور با پرسپولیس شده است!

این تضاد، پرسشی اساسی را پیش می‌کشد و آن این که چرا پسری که از زمین‌های خاکی تبریز قد کشید و به قله فوتبال آسیا رسیده و برای تبریز و ایران افتخارآفرینی کرده، در زادگاهش و در میان برخی افراد منتسب به جریان قومی با چنین چالش‌های عاطفی و هویتی روبروست؟ و شاید سوالی که بیشتر ذهن مخاطب را درگیر می‌کند این است که چرا اسطوره ای چون علی دایی که او هم چون کریم باقری دنیای حرفه‌ای فوتبال را فدای قوم‌گرایی نکرده، هنوز در اردبیل مورد توجه است؟ اینجا حق با کیست؟ اسطوره‌ای که راه حرفه‌ای‌گری را پیموده یا هوادارانی که انتظار «تعصب قومی» از او دارند؟ و مهمتر این که چرا مدیریت فعلی تراکتور به جای ایجاد حس همدلی، به دنبال عمیق‌تر کردن شکاف میان این دو است؟ آیا کریم باقری تاوان اختلافات “مرکز – پیرامون” (پرسپولیس نماد تیم متول و مورد توجه پایتخت و تراکتور تیم مظلوم شهرستانی) را می‌کشد؟

 

از باغ‌شمال تا بوندسلیگا

کریم باقری متولد اول اسفند ۱۳۵۲ در تبریز است. او فوتبال خود را در تراکتورسازی آغاز کرد و در همان دو سال حضور اولیه (۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳)، چنان استعدادی از خود نشان داد که به سرعت راهی پایتخت و سپس اروپا شد. دوران حضور او در آرمینیا بیله‌فلد آلمان و چارلتون انگلیس، او را به یکی از پیشگامان لژیونر شدن فوتبال ایران تبدیل کرد.

اما نکته کلیدی اینجاست که باقری پس از بازگشت از اروپا، پرسپولیس تهران را به عنوان خانه نهایی خود انتخاب کرد. او نه تنها به عنوان بازیکن، بلکه بعدها به عنوان مربی، به نماد ثبات و اقتدار در این باشگاه تهرانی تبدیل شد. همین استمرار در سرخ‌پوشان پایتخت، اولین جرقه‌های دلخوری را در میان بخشی از هواداران  تبریزی روشن کرد.

برای درک موضع این گروه از هواداران، باید به تغییر اتمسفر فوتبال ایران در دهه‌ی اخیر نگاه کرد. با بازگشت تراکتور به سطح اول فوتبال ایران در اواخر دهه ۸۰، این تیم فراتر از یک باشگاه ورزشی، به نمادی از مطالبات قومی توسط برخی هوادارانی تبدیل شد که به دنبال فوتبال نبودند! و در این فضای جدید و مسموم، انتظار این عده از ستارگان آذربایجانی تغییر کرد. آنها معتقدند اسطوره‌هایی که فوتبال خود را مدیون این خاک هستند، باید در دوران پختگی یا حداقل در سال‌های پایانی فوتبالشان به تبریز بازمی‌گشتند تا به تیم ریشه‌دار شهرشان ادای دین کنند؛ اتفاقی که برای بزرگانی چون علی دایی و کریم باقری هرگز رخ نداد.

در نگاه این افراد، حضور همیشگی باقری در بدنه فنی پرسپولیس، کمک به حفظ هژمونی تیمی است که آن‌ها آن را رقیب اصلی و نماد تمرکزگرایی ورزشی در تهران می‌دانند. آن‌ها می‌پرسند که «چرا دانش و اعتبار کریم باقری نباید صرف آذربایجان شود؟»

 

منطق حرفه‌ای‌گری یا عرق ملی؟

در جبهه مقابل، مدافعان کریم باقری و حتی خود او، به اصول فوتبال حرفه‌ای استناد می‌کنند. باقری همواره نشان داده که مردی به دور از حاشیه و شعارهای پوپولیستی است.

یک فوتبالیست حرفه‌ای بر اساس امنیت شغلی، امکانات رفاهی و اهداف ورزشی خود تصمیم می‌گیرد. باقری در پرسپولیس به ثباتی دست یافت که شاید در تغییرات مداوم مدیریتی تراکتور در آن سال‌ها میسر نبود.

و این که کریم باقری در تمام دوران حضورش در پرسپولیس، هرگز علیه تیم شهرش مصاحبه نکرد و در رویارویی‌های مستقیم نیز همواره حرمت هواداران تبریزی را حفظ کرد. او خود را یک «ایرانیِ آذری» می‌داند که اعتبارش متعلق به تمام جغرافیای ایران است. احترامی که استقلالی‌ها، سپاهانی‌ها و دیگر رقبای پرسپولیس برای او قائلند، ناشی از «سیلی‌هایی» است که او به بازیکنان خودی در جهت کنترل حاشیه، زده است، نه لزوماً گل‌های راه دوری که به ثمر رسانده!

 

وقتی احساس بر منطق غلبه می‌کند

حق در این میان تقسیم شده است. اگر از عینک عاطفه و نوستالژی نگاه کنیم، حق با هواداری است که آرزو داشت کاپیتان باقری را با پیراهن قرمز تراکتور در ورزشگاه یادگار امام ببیند. تماشای اسطوره‌ای در لباس رقیب مستقیم، همیشه تلخ است.

اما اگر از عینک حرفه‌ای‌گری و عدالت بنگریم، نمی‌توان یک انسان را به خاطر انتخاب مسیر شغلی‌اش سرزنش کرد. کریم باقری با ماندن در پرسپولیس، به وزنه‌ای برای آرامش فوتبال ایران تبدیل شد. او در بزنگاه‌های سخت، پلی میان بازیکنان و داوران، و میان هواداران و باشگاه بود.

نکته تامل‌برانگیز در این میان این است که برخورد تند برخی هواداران منتسب به تراکتور با باقری، بیش از آنکه متوجه شخص او باشد، واکنشی به ساختار فوتبال ایران است که ستارگان را به سمت قطب‌های پایتخت جذب می‌کند. باقری در اینجا، ناخواسته به «سیبل» این اعتراضات تبدیل شده است.

اما واقعیت این است که کریم باقری در تبریز متولد شد، در تهران به اوج رسید و در قلب ایران جای گرفت. او محصول دوران گذار فوتبال ایران از آماتوریسم به حرفه‌ای‌گری است. هوادارانی که به او خرده می‌گیرند، شاید روزی به این نتیجه برسند که افتخارآفرینی یک همشهری در هر جامه و لباسی، در نهایت به اعتبار زادگاه او می‌افزاید.

باقری با سکوت همیشگی‌اش در برابر این انتقادات، نشان داده که هنوز همان «کریمِ محجوب» سال‌های دور است. او ترجیح می‌دهد به جای پاسخ‌گویی به فریادها در ورزشگاه، با عملکردش به فوتبال ایران خدمت کند.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه