گروه سیاسی/ سردبیر: سیاست خارجی ترکیه در قبال بحران سوریه، طی یک دهه گذشته، از یکی از تهاجمیترین دورانهای خود به وضعیتی رسیده است که میتوان آن را «بنبست استراتژیک» نامید. سفرهای دیپلماتیک مقامات بلندپایه آنکارا به تهران در سالهای اخیر، فراتر از پروتکلهای معمول همسایگی، حامل پیامهای عمیقی از تغییر موازنه قدرت در منطقه است. تحلیل روندها نشان میدهد که این تحرکات نه از روی اقتدار، بلکه ناشی از یک اضطرار تاریخی برای حفظ بقای ساختار سیاسی و امنیتی ترکیه است. در ادامه، ابعاد این دگردیسی سیاسی و خروج ترکیه از نقشهای دیکتهشده غربی را واکاوی میکنیم.
پایان مأموریت نیابتی ترکیه در سوریه؟!
در ابتدای بحران سوریه، ترکیه نقشی را بر عهده گرفت که به نظر میرسید در اتاقهای فکر غربی و با چراغ سبزهای منطقهای طراحی شده بود. در آن مقطع، آنکارا به عنوان «مدیر میدانی» پروژه سرنگونی نظام سوریه وارد عمل شد.
آنکارا با باز کردن مرزهای خود، حمایت لجستیکی از گروههای مسلح و ایجاد پایگاههای عملیاتی، عملاً به کانون اصلی فشار علیه دمشق تبدیل شد. هدف، فروریختن ساختار سیاسی سوریه و جایگزینی آن با جریانی همسو با تفکرات نوعثمانیگری بود. اما با تثبیت نظام فعلی سوریه و تغییر معادلات، قدرتهای غربی که روزی ترکیه را به جلو میراندند، تغییر استراتژی دادند. اکنون ترکیه دریافته است که در نقشه جدید منطقه، دیگر جایگاهی به عنوان لیدر ندارد و تداوم آن مسیر، تنها به فرسایش بیشتر منابعش منجر میشود.
بزرگترین هراس امروز آنکارا، نه در دمشق، بلکه در مرزهای خودش نهفته است. دخالت در سوریه که با هدف گسترش نفوذ آغاز شده بود، اکنون به تهدیدی برای تمامیت ارضی ترکیه تبدیل شده است.
خلأ قدرت در شمال سوریه منجر به تقویت نیروهای شبهنظامی کردی شده که از حمایت مستقیم آمریکا برخوردارند. ترکیه اکنون خود را میان دو لبه قیچی میبیند؛ از یک سو متحد اصلی ناتو (آمریکا) از دشمنان خونی آنکارا حمایت میکند و از سوی دیگر، سوریه و متحدانش بر بازپسگیری تمام خاک خود تأکید دارند. سالها تنش با همسایگان و بازی در زمین قدرتهای فرامنطقهای، ترکیه را در وضعیتی قرار داده که اعتماد بازیگران محلی به نیتهای آن به شدت خدشهدار شده است.
در این میان چرخش ترکیه به سمت ایران و محور مقاومت را نباید یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک «فرار به جلو» برای حفظ بقا دانست. وقتی ترکیه حس کرد که توسط متحدان غربیاش در باتلاق سوریه تنها گذاشته شده، راهی جز بازگشت به سمت قدرتهای اصیل منطقه نداشت.
ایران به عنوان بازیگری که از ابتدا بر راهکار سیاسی و حفظ تمامیت ارضی سوریه تأکید داشت، اکنون به تنها «خروجی آبرومندانه» برای ترکیه تبدیل شده است. آنکارا پذیرفته است که برای مهار تهدیدات امنیتی در شمال سوریه و جلوگیری از فروپاشی درونی، باید با تهران و دمشق به تفاهم برسد.
همچنین نمیتوان سیاست خارجی جدید ترکیه را بدون در نظر گرفتن وضعیت وخیم داخلی آن تحلیل کرد. بحران ارزی، تورم افسارگسیخته و ناترازیهای مالی، دولت ترکیه را در موضع ضعف قرار داده است. جنگطلبی هزینههای گزافی دارد که اقتصاد لرزان ترکیه دیگر قادر به تأمین آن نیست.
از سوی دیگر ایران به عنوان یک شریک اقتصادی پایدار، میتواند در عبور ترکیه از بحرانهای مالی نقش کلیدی ایفا کند. امنیت انرژی و مسیرهای تجاری که از ایران میگذرد، برای دولتی که به دنبال جلب رضایت رایدهندگان ناراضی است، حیاتی است.
چرا غرب پشت ترکیه را خالی کرد؟
استراتژی کلان آمریکا در منطقه از «تغییر رژیمهای بزرگ» به «توزیع آشوب» تغییر یافته است. در این استراتژی، یک ترکیه مقتدر که بتواند مستقل از منافع واشینگتن عمل کند، مطلوب نیست. حمایت آمریکا از پروژههای تجزیهطلبانه در شمال سوریه، پیامی روشن به آنکارا دارد و آن این که «تاریخ مصرف شما در نقش قبلی به پایان رسیده است.» و ترکیه با درک این موضوع، دریافته که تنها راه حفظ امنیت ملیاش، همکاری با قطببندیهای جدید قدرت در شرق است.
در این میان ایران با صبر راهبردی و حضور موثر در میدان، توانسته از مرحله تقابل با سیاستهای مداخلهجویانه ترکیه عبور کرده و به مرحله «میانجیگری» برسد. اکنون تهران نه تنها یک رقیب، بلکه وزنهای است که میتواند مانع از سقوط کامل نفوذ ترکیه در منطقه شود. پذیرش فرمتهای مذاکراتی مانند روند آستانه، اعتراف غیررسمی آنکارا به شکست پروژههایی است که با غرور آغاز کرده بود.
به طور کلی تحولات اخیر نشان میدهد که دوران فانتزیهای سیاسی برای احیای نفوذ عثمانیوار به پایان رسیده است. ترکیه امروز در موقعیتی است که باید بین «ماجراجویی در زمین غرب» و «ثبات در کنار همسایگان» یکی را انتخاب کند.
سفر مقامات ترکیه به ایران، نشانهای از پیروزی منطقِ «منطقه قدرتمند» بر منطقِ «دخالت خارجی» است. ترکیه برای جلوگیری از سرایت بحرانهای امنیتی به داخل مرزهایش و حفظ بقای نظام خود، چارهای جز هماهنگی با محور مقاومت ندارد. این تغییر رویکرد، اگرچه از سر ناچاری است، اما میتواند نویدبخش دوران جدیدی از همکاریهای منطقهای باشد که در آن امنیت، نه از طریق واشینگتن، بلکه در اتاقهای گفتگوی تهران، آنکارا و دمشق تأمین میشود.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Tuesday, 27 January , 2026