گروه فرهنگ و ادب/ سردبیر: تاریخ تمدنهای اسلامی در منطقه غرب آسیا و آناتولی، با پیوندی ناگسستنی میان دو هویت فرهنگی بزرگ گره خورده است: هویت ایرانی و هویت ترکی. از سدههای میانه به این سو، زبان پارسی نه تنها به عنوان زبان یک قوم، بلکه به عنوان «زبان کلاسیک فرهنگ، هنر و دیپلماسی» در پهنهای وسیع از هند تا بالکان قد برافراشت.
در این میان، دولت عثمانی جایگاهی ویژه دارد. سلاطین عثمانی که خود را وارثان تمدنهای بزرگ اسلامی میدانستند، از همان آغاز شکلگیری قدرت خود در آناتولی، مسحور غنای ادبی و ظرافتهای زبانی پارسی شدند. زبان فارسی در دربار عثمانی، حکمی فراتر از یک زبان بیگانه داشت؛ این زبان، معیار فرهیختگی و سواد محسوب میشد. تا جایی که نامههای رسمی میان سلاطین عثمانی و پادشاهان دیگر (حتی حکام اروپایی در دورههایی) به زبان فارسی نگاشته میشد.
عشق سلاطین عثمانی به ادبیات پارسی تا حدی بود که بسیاری از آنان خود به فارسی شعر میسرودند. سلطان سلیم اول، با وجود اختلافات سیاسی و نظامی با صفویان، دیوان شعری کامل به زبان فارسی دارد که نشاندهنده تسلط حیرتانگیز او بر صنایع ادبی پارسی است. همچنین سلطان سلیمان قانونی (با تخلص محبی) و سلطان محمد فاتح، اشعار نغزی به فارسی دارند که نشاندهنده رسوخ مفاهیم عرفانی و عاشقانه ایرانی در اندیشه آنان است. در واقع، دربار استانبول برای سدهها، کانون تپنده ادب پارسی در غرب جهان اسلام بود.
اما چرا زبان فارسی به آناتولی رسوخ کرد؟
نفوذ زبان فارسی در آناتولی پیش از ظهور عثمانیها و در دوران سلجوقیان روم آغاز شد. پس از حمله مغول به ایران، سیل عظیمی از دانشمندان، شاعران و عارفان ایرانی به سمت غرب و پناهگاه آناتولی روانه شدند. حضور شخصیتهای بیبدیلی چون مولانا جلالالدین بلخی در قونیه، این شهر را به قطب زبان و عرفان ایرانی تبدیل کرد.
این بستر فرهنگی آماده، به دولت عثمانی ارث رسید. عثمانیها که در ابتدا ساختار دیوانی و اداری منسجمی نداشتند، الگوهای اداری و سیاسی خود را از نظام دیوانسالاری ایرانی اقتباس کردند. کلماتی مانند «پادشاه»، «وزیر»، «دیوان»، «دفتر» و «سپاه» که شالوده نظام سیاسی عثمانی را میساختند، همگی ریشه در زبان و فرهنگ پارسی داشتند.
زبان ترکی عثمانی؛ آمیزهای از هنر پارسی و دستور ترکی
زبان «ترکی عثمانی» که زبان رسمی، ادبی و اداری امپراتوری بود، در واقع یک زبان ترکیبی است. ساختار این زبان اگرچه بر پایه دستور زبان ترکی بنا شده بود، اما در حوزه واژگان، اصطلاحات و حتی ساختارهای توصیفی، به شدت تحت تأثیر فارسی و عربی قرار داشت.
به طوری که تخمین زده میشود که در دوران اوج ادبیات عثمانی، بیش از ۸۰ درصد واژگان متون ادبی و دیوانی را کلمات فارسی و عربی تشکیل میدادند. و در این میان کلماتی که مفاهیم انتزاعی، زیباییشناختی و علمی را منتقل میکردند، عمدتاً پارسی بودند.
همچنین یکی از بارزترین تأثیرات، ورود ساختار «اضافه» پارسی (مانند: کتابِ گل) به زبان عثمانی بود. شاعران عثمانی به جای استفاده از پسوندهای ترکی، از کسره اضافه فارسی برای خلق ترکیبات وصفی و اضافی استفاده میکردند. و نیز گفتنی است که پسوندهای فارسی مانند «-زار» (گلزار)، «-ستان» (گلستان)، «-دان» (شمعدان) و پیشوندهایی مثل «بی-» (بیچاره) به طور کامل در زبان عثمانی هضم و بومیسازی شدند.
به طور کلی ادبیات کلاسیک عثمانی که به «ادبیات دیوانی» مشهور است، در واقع شعبهای از درخت تناور ادبیات پارسی است. شاعران عثمانی نه تنها زبان، بلکه تمام نظام زیباییشناختی و تخیل شاعرانه ایرانی را وام گرفتند.
قالبهایی چون غزل، قصیده، مثنوی و رباعی مستقیماً از ادبیات فارسی به ترکی منتقل شدند. شاعران بزرگی چون فضولی، باقی و ندیم، غزلهای خود را دقیقاً بر اساس موازین عروضی پارسی میسرودند.
و مفاهیمی چون «شمع و پروانه»، «گل و بلبل»، «می و میخانه»، و «پیر مغان» که بنمایههای اصلی شعر پارسی هستند، در شعر عثمانی نیز تکرار شدند. ادبیات عثمانی بدون شناخت از شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی و غزلیات حافظ عملاً غیرقابل درک است.
و این که سنت «نظیرهنویسی» (پاسخ به شعر شاعری دیگر در همان وزن و قافیه) در عثمانی بسیار رایج بود. بسیاری از شاعران ترک به آثار حافظ و سعدی نظیره نوشتهاند که نشاندهنده تسلط و ارادت آنان به این بزرگان است.
باید گفت که طریقتهای صوفیه، به ویژه مولویه و بکتاشیه، نقش مهمی در ترویج زبان فارسی در میان تودههای مردم و نخبگان عثمانی داشتند. در تکیهها و خانقاههای عثمانی، خواندن «مثنوی معنوی» و «دیوان شمس» به زبان اصلی (فارسی) بخشی از آداب سلوک بود. این امر باعث شد که حتی کسانی که در دربار نبودند، با موسیقی و واژگان فارسی آشنا شوند. نفوذ کلمات فارسی در دعاها، اصطلاحات عرفانی و مناجاتهای ترکی عثمانی از همین مسیر تقویت شد.
اصلاحات زبانی و میراث پارسی در ترکی استانبولی مدرن
با فروپاشی امپراتوری عثمانی و تأسیس جمهوری ترکیه توسط مصطفی کمال آتاتورک در سال ۱۹۲۳، جنبش «پاکسازی زبان» آغاز شد. هدف این بود که واژگان بیگانه (عمدتاً عربی و فارسی) با معادلهای ترکی جایگزین شوند و خط از عربی به لاتین تغییر یابد.
با وجود این تلاشهای گسترده برای جدایی از میراث عثمانی، زبان فارسی چنان در تار و پود زبان ترکی تنیده شده بود که حذف کامل آن غیرممکن بود. امروزه در زبان «ترکی استانبولی مدرن»، هزاران واژه فارسی همچنان زنده و پرکاربرد هستند. کلماتی که در زندگی روزمره مردم ترکیه شنیده میشوند، گواهی بر این پیوند عمیق هستند. مانند:
پنجره (Pencere)
تخته (Tahta)
سیاه (Siyah)
چای (Çay)
دوست (Dost)
آرزو (Arzu)
علاوه بر این واژگان، بسیاری از ضربالمثلها و مفاهیم اخلاقی در جامعه ترکیه مدرن همچنان ریشههای ایرانی خود را حفظ کردهاند.
شاهنامه؛ منبع الهام هویت نظامی و حماسی
شاهنامه فردوسی در دربار عثمانی تنها یک کتاب شعر نبود، بلکه راهنمای شهریاری و منبع هویتبخشی به طبقه نظامی (سپاهیان) محسوب میشد. «شاهنامهخوانی» در دربار عثمانی سنتی رایج بود و حتی شغلی دولتی به نام «شاهنامهگو» وجود داشت که وظیفه داشت فتوحات سلاطین عثمانی را به سبک و وزن شاهنامه (بحر متقارب) به نگارش درآورد. کتابهایی مانند «سلیمنامه» یا «سلیماننامه» که به زبان ترکی یا فارسی در دربار عثمانی نوشته شدند، همگی تحت تأثیر مستقیم ساختار حماسی فردوسی بودند.
در پایان باید گفت که تأثیر زبان و ادبیات پارسی بر زبان ترکی (عثمانی و استانبولی) فراتر از یک وامگیری ساده زبانی است؛ این یک «همزیستی فرهنگی» سدهای است. فارسی برای عثمانیها، نه زبان یک کشور همسایه یا رقیب، بلکه زبان «خرد، زیبایی و معنا» بود.
اگرچه تغییر خط و اصلاحات زبانی در قرن بیستم دیواری میان نسلهای جدید ترکیه و متون کهن عثمانی ایجاد کرد، اما روح زبان فارسی همچنان در ادبیات معاصر، موسیقی و حتی زبان کوچه و بازار ترکیه زنده است. درک عمیق هویت ترکیه و تاریخ آناتولی بدون در نظر گرفتن نقش محوری زبان پارسی، ناقص و ناممکن خواهد بود. این میراث مشترک، پلی استوار میان دو ملت بزرگ ایران و ترکیه است که ریشه در قرنها احترام متقابل فرهنگی دارد.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Tuesday, 27 January , 2026