کتاب «دیوانه بوده!» افق‌های تازه‌ای از بُن‌مایه‌های فرهنگی و زبانی آذربایجان را پیش روی خواننده می‌گشاید. نویسنده‌ در قالب گفت‌وگویی گسترده و پرکشش میان دو شخصیت، تاریخ، سیاست و فرهنگ منطقه را با نگاهی انتقادی و درعین‌حال ادبی بازتاب می‌دهد.

گروه فرهنگ و ادب / سردبیر: کتاب «دیوانه بوده!» اثری است تاریخی ـ پژوهشی که افق‌های تازه‌ای از بُن‌مایه‌های فرهنگی و زبانی آذربایجان را پیش روی خواننده می‌گشاید. نویسنده‌ی کتاب در قالب گفت‌وگویی گسترده و پرکشش میان دو شخصیت، تاریخ، سیاست و فرهنگ منطقه را با نگاهی انتقادی و درعین‌حال ادبی بازتاب می‌دهد.

در یک‌سوی این گفت‌وگو، محمد بی‌ریا (محمد باقرزاده، مشهور به محمد حاج‌غلام‌اوغلو) قرار دارد؛ شاعر، فعال فرهنگی و وزیر فرهنگ دولت کوتاه‌عمر پیشه‌وری که از اعضای بلندپایه‌ی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان بود. او پس از فروپاشی آن دولتِ خودخوانده در سال ۱۳۲۵ خورشیدی به اتحاد جماهیر شوروی گریخت، اما پاداش همراهی با سیاست‌های مسکو برایش جز سال‌ها تبعید و اسارت در اردوگاه‌های کار اجباری سیبری نبود.

در سوی دیگر گفت‌وگو، نویسنده شخصیتی نمادین و پندارین را می‌نشاند: «مادر ایران»، زنی دانا و آرام که همچون وجدان تاریخی یک ملت، با بی‌ریا به گفت‌وگو می‌نشیند. گفت‌وگویی که در اصل، گفت‌وگوی میان فردی گمشده در تندباد سیاست و سرزمینی است که از زبان فرزندانش در جست‌وجوی هویت تاریخی خود سخن می‌گوید.

داستان کتاب با روایت زندگی بی‌ریا آغاز می‌شود، اما به‌تدریج به سفری عمیق در تاریخ و زبان آذربایجان بدل می‌گردد. نویسنده با نگاهی تحلیلی و فشرده، تاریخ این سرزمین را از روزگار پیش از مادها تا سده‌ی معاصر مرور می‌کند. در این گذر تاریخی، رویدادهایی چون پناه آوردن هزاران شورشی جلالی و کوچندگان آناتولی از قلمرو عثمانی به ایران در عهد شاه‌عباس صفوی، و نیز پدید آمدن نخستین گویش‌های ترکی در گوشه‌هایی از آذربایجان برای نخستین بار با جزئیاتی مستند بررسی می‌شوند.

بخش قابل‌توجهی از کتاب، به نقش سیاست روسیه تزاری در دوره قاجار در ترویج زبان ترکی در آذربایجان اختصاص یافته است؛ سیاستی برنامه‌ریزی‌شده که به باور نویسنده، با هدف تضعیف پیوندهای فرهنگی و زبانی مردم آذربایجان با ایران طراحی شد.

در خلال روایت، نویسنده نمونه‌هایی از یادداشت‌ها و سفرنامه‌های جهانگردان و مأموران سیاسی اروپایی را می‌آورد؛ سندهایی زنده و شگفت‌انگیز که نشان می‌دهد زبان فارسی تا چه اندازه در میان مردم آذربایجان ریشه‌دار و زنده بوده است. این اسناد برای نخستین‌بار به شکلی داستانی و خواندنی در بستری ادبی بازآفرینی شده‌اند.

در فصل‌های میانی، نویسنده به بررسی تاریخ آران، شروان و جایگاه قوم تات‌ها و زبان تاتی می‌پردازد. سپس با استناد به شواهد زبانی، وجود واژه‌های کهن فارسی و افعال اصیل پارسی در گویش آذربایجانی را تحلیل می‌کند. بخش مربوط به نام‌های جغرافیایی فارسی در آذربایجان، از دقیق‌ترین و مستندترین قسمت‌های کتاب است؛ جایی که خواننده درمی‌یابد بسیاری از نام‌های محلی، ریشه‌ای چند هزار ساله در زبان ایرانی دارند.

اما بی‌گمان گیرا‌ترین و تأمل‌برانگیزترین بخش کتاب، واکاوی برنامه‌ریزی شرق‌شناسان روس، اروپایی و آمریکایی در قرن نوزدهم و بیستم است؛ کسانی که با هدف سیاسی، در پی گسستن پیوندهای فرهنگی و قومی تیره‌های ایرانی، از جمله کرد، بلوچ و آذربایجانی بودند. نویسنده با نثری مستدل و گاه شاعرانه نشان می‌دهد که چگونه این شرق‌شناسان با طراحی هنری نمادها و بازسازی تصنعی عناصر فرهنگی «ترکی»، تلاش کردند هویتی جعلی را در قفقاز و آذربایجان تزریق کنند؛ نمادهایی که حتی در عثمانی و آسیای میانه از یاد رفته بودند.

در بخش پایانی، گفت‌وگو میان بی‌ریا و مادرِ ایران رنگی فلسفی می‌گیرد. مادر ایران، با زبانی آمیخته به محبت و اندوه، از سرنوشت تلخ بی‌ریا سخن می‌گوید و پاسخ‌هایی ژرف به پرسش‌های تاریخی و هویتی او می‌دهد. این بخش در واقع، داوری وجدان تاریخ است درباره نسلی که به امید آزادی برخاست، اما در گرداب سیاست بیگانه فرو رفت.

در پایان کتاب نیز داستان کوتاهی با عنوان «دیوار ستُبر» آمده است که به‌عنوان پی‌نوشت ادبی «دیوانه بوده!» عمل می‌کند. این داستان مکمل، نگاهی نمادین به مفهوم جدایی، تبعید و بازگشت دارد و در عین کوتاهی، یکی از بخش‌های ماندگار کل مجموعه است.

کتاب «دیوانه بوده!» نوشته‌ی دکتر داریوش افروز اردبیلی است و انتشارات نسل نواندیش آن را منتشر کرده است. اثری که در مرز میان تاریخ، پژوهش زبان‌شناسی و داستان‌نویسی حرکت می‌کند و نمونه‌ای از روایت آگاهانه‌ی تاریخ فرهنگی آذربایجان در چارچوب ایران فرهنگی به‌شمار می‌رود.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه