نام «خلیج فارس» نه‌تنها بخشی از میراث کهن ایران‌زمین را بازتاب می‌دهد، بلکه در طی هزاران سال، در آثار مکتوب و اسناد رسمی تمدن‌های متعدد از شرق تا غرب جهان، با همین عنوان ثبت و تأیید شده است.

گروه گزارش/مریم رحیمی: نام‌های جغرافیایی، برخلاف تصور عمومی، تنها واژه‌هایی برای اشاره به مکان‌ها نیستند؛ بلکه حامل بار تاریخی، هویتی، فرهنگی و حتی سیاسی‌اند. هر نام جغرافیایی، سندی زنده از حافظه تمدنی یک ملت است و تغییر یا تحریف آن، چیزی فراتر از تغییر یک عنوان، بلکه تلاشی برای بازنویسی تاریخ و قلب حقیقت محسوب می‌شود. در این میان، نام «خلیج فارس» جایگاهی ویژه و بی‌بدیل دارد؛ چراکه نه‌تنها بخشی از میراث کهن ایران‌زمین را بازتاب می‌دهد، بلکه در طی هزاران سال، در آثار مکتوب و اسناد رسمی تمدن‌های متعدد از شرق تا غرب جهان، با همین عنوان ثبت و تأیید شده است.

مطالعه منابع تاریخی، جغرافیایی و باستان‌شناختی نشان می‌دهد که این نام از دوران بسیار کهن از هخامنشیان تا عصر اسلامی و حتی دوره‌های نوین، به ‌طور یکسان و پیوسته مورد استفاده قرار گرفته است. بدین‌سان، بررسی سیر به‌کارگیری این نام در منابع معتبر، نه تنها ارزش علمی دارد، بلکه پاسداشت واقعیت تاریخی و دفاع از اصالت فرهنگی ایران محسوب می‌شود.

کاربرد اصطلاحات «خلیج پارس» و «دریای پارس» در اسناد رسمی، به دوران هخامنشیان بازمی‌گردد؛ دوره‌ای که از سال‌های ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد، یکی از قدرتمندترین و سازمان‌یافته‌ترین حکومت‌های جهان باستان را بنیان نهاد. یکی از اسناد بی‌بدیل در این زمینه، کتیبه داریوش بزرگ است که هنگام حفر کانال سوئز کشف شد و در آن عبارت روشنی دیده می‌شود: «دریایی که از پارس سر می‌گیرد.» این سند نه تنها شاهدی مستقیم بر کاربرد واژه پارس در اشاره به پهنه آبی جنوب ایران در سده‌های کهن است، بلکه نشان‌دهنده گستره نفوذ فرهنگی، سیاسی و دریایی ایران در آن دوران می‌باشد.

در دوره ساسانیان نیز، که ۴۲۶ سال به طول انجامید، عنوان «دریای پارس» در اسناد، نقشه‌ها و متون رسمی تداوم یافت. پس از فروپاشی ساسانیان و ورود به عصر اسلامی، این نام همچنان در متون علمی و جغرافیایی، بدون حتی یک استثناء قابل‌توجه، باقی ماند. برای نمونه، در قرن سوم هجری، جغرافی‌دان ایرانی سهراب در کتاب عجائب الاقالیم السبعه به‌صراحت می‌نویسد: «دریای پارس، دریای بزرگی در جنوب است.» همین ثبات در کاربرد را احمد بن خردادبه، مشهور به خراسانی، در المسالک و الممالک تأیید می‌کند و محل ریزش رودخانه‌های منطقه را «دریای فارس» توصیف می‌نماید.

در قرن چهارم هجری، محمد الاصطخری در کتاب معتبر مسالک الممالک دریای پارس را «بزرگ‌ترین و پهناورترین دریا» می‌نامد و ضمن تعیین دقیق مرزهای جغرافیایی آن، این پهنه را «تنها معدن مروارید جهان» معرفی می‌کند؛ بیانی که اهمیت اقتصادی و استراتژیک خلیج فارس را در جهان آن روزگار آشکار می‌سازد.

در قرن پنجم هجری، ابوریحان بیرونی، یکی از نام‌آورترین دانشمندان تاریخ بشر در کتاب‌های القانون المسعودی و التفهیم و نیز در نقشه جهانی که از او برجای‌مانده، از این پهنه آبی با عناوینی همچون «بحر فارس»، «خلیج فارس» و «دریای پارس» یاد می‌کند.

ابن‌بلخی نیز در فارس‌نامه، این دریا را با عناوین «بحر فارس» و «دریای فارس» ثبت کرده است. در منابع عربی، که برخی گمان می‌کنند ممکن است نام دیگری را به‌کار گرفته باشند، اتفاقاً بیشترین تأکید تاریخی بر نام «خلیج فارس» دیده می‌شود. بزرگانی چون ابوحوقل بغدادی در صوره الارض، شمس‌الدین دمشقی در نخبه الدهر، جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلامی و دائرهالمعارف معتبر المنجد، همگی بدون استثناء، از اصطلاحاتی نظیر «الخلیج الفارسی»، «بحر فارس»، «البحر الفارسی» و «خلیج العجم» استفاده کرده‌اند؛ و این موضوع نشان می‌دهد که تلاش‌های سیاسی معاصر برای تحریف این نام، هیچ جایگاهی در میراث علمی عربی ندارد، در حوزه تمدن غرب نیز، نام «پارس» حضور پررنگی دارد.

روفوس، مورخ رومی قرن اول میلادی، در کتاب تاریخ تحقیقات جامع اسکندر این پهنه را «آکواروم پرسیکو» به معنی «آبگیر پارس» می‌نامد. آریانوس، مورخ یونانی قرن دوم، در تاریخ سفرهای اسکندر از «پرسیکون کای تاس» یاد می‌کند و بطلمیوس، یکی از بزرگ‌ترین جغرافی‌دانان تاریخ، در کتاب جغرافیا عنوان «پرسیکوس سینوس» را ثبت کرده است؛ اصطلاحی که در لاتین و یونانی، صریحاً به معنای «خلیج فارس» است.

بررسی جامع اسناد تاریخی، باستان‌شناختی، جغرافیایی و ادبی نشان می‌دهد که نام «خلیج فارس» نه‌تنها یک عنوان جغرافیایی، بلکه سندی معتبر و تثبیت‌شده در حافظه جهانی است. این نام در بازه‌ای بیش از دو و نیم هزار سال، در تمدن‌های گوناگون از ایران تا یونان، روم، عرب و اروپا، به شکل ثابت و بدون تغییر ذکر شده و جایگاه تاریخی آن از هرگونه ابهام به دور است، ثبات نام خلیج فارس در منابع متعد از سنگ‌نوشته‌های هخامنشی گرفته تا نقشه‌های یونانی، از آثار جغرافیایی اسلامی تا دایرهالمعارف‌های عربی و از نوشته‌های مورخان رومی تا نقشه‌های اروپای قرون میانه ،بیانگر یک اجماع علمی و تاریخی است که هیچ تفسیر سیاسی یا تحریف معاصر نمی‌تواند آن را زیر سؤال ببرد. بدین‌سان، «خلیج فارس» نه‌تنها یک نام، بلکه بخشی از شناسنامه فرهنگی و تاریخی ملت ایران است؛ هویتی که از دل هزاران سال تاریخ برآمده و در حافظه تمدن جهانی جایگاهی استوار و غیرقابل انکار یافته است.

  • نویسنده : مریم رحیمی
  • منبع خبر : آذرپژوه