گروه گزارش/ سردبیر: در دهههای اخیر، آب بهویژه در خاورمیانه، از منبع حیات به عامل رقابت تبدیل شده است. اکنون که بسیاری از مناطق منطقه با خشکسالی و فروپاشی زیستمحیطی روبهرو هستند، نگاهها به ترکیه دوخته شده است؛ کشوری که با تکیه بر کنترل سرشاخههای دجله و فرات، نقشی بیبدیل در آینده آبی خاورمیانه دارد.
نویسنده و تحلیلگر ترکیهای گورکم برک گدیکلی در مقالهای که با دیدی استراتژیک نگاشته، آب را نه به عنوان یک منبع طبیعی بلکه به مثابه اهرم ژئوپلیتیک درون معادلات امنیتی منطقه میبیند. در ادامه، متن کامل این مقاله منتشر و در پایان تحلیلی بر این قضیه خواهیم داشت.
آب به مثابه اهرم ژئوپلیتیک: نقش استراتژیک ترکیه در خاورمیانه
«… به باور من، مسئله آب در خاورمیانه یک موضوع صرفاً زیستمحیطی نیست، بلکه یک عامل استراتژیک و ژئوپلیتیک تعیینکننده است. این بحران مستقیماً بر امنیت، انرژی، کشاورزی و الگوهای مهاجرت در کل منطقه و حتی بر استراتژی بازیگران جهانی مانند اتحادیه اروپا، روسیه و آمریکا تأثیر میگذارد.
در این میان، تسلط ترکیه بر سرشاخههای رودهای فرات و دجله، به ویژه از طریق پروژه عظیم (GAP)، یک اهرم ژئوپلیتیک بینظیر به آنکارا داده است. این تسلط، ترکیه را به بازیگری کلیدی تبدیل میکند که نه تنها بر عراق و سوریه، بلکه بر امنیت کل خاورمیانه تأثیر میگذارد.
واقعیتهای میدانی این تنش را ملموستر میکند. گزارشها حاکی از کاهش حدود ۴۰ درصدی جریان آب فرات در سمت سوریه به دلیل سدسازیهای ترکیه است. همچنین، جنگ داخلی سوریه نشان داد که آب یک ابزار جنگی است؛ چنانکه گروههایی مانند YPG برای کنترل سدها جنگیدند تا از آن به عنوان یک اهرم فشار ژئوپلیتیک استفاده کنند.
در تحلیل من، ترکیه اکنون در برابر یک انتخاب استراتژیک حیاتی قرار دارد و میتواند از این اهرم آبی به سه شکل کاملاً متفاوت استفاده کند که هر کدام پیامدهای مستقیمی برای منطقه و خود ترکیه خواهد داشت:
سناریوی اول، قدرت نرم (گزینه ترجیحی): در این رویکرد، آنکارا بر توسعه مدیریت مشترک آب و همکاری فناورانه تمرکز میکند. این کار، مشروعیت ترکیه را به عنوان «تأمینکننده امنیت» تثبیت کرده و پلهای دیپلماتیک را تقویت میکند.
سناریوی دوم، قدرت سخت: در این سناریو، ترکیه از آب به عنوان ابزار فشار مستقیم و محدود کردن جریان آب، بهویژه علیه عراق و سوریه، استفاده میکند. این کار شاید دستاورد کوتاهمدت داشته باشد، اما به بیاعتمادی دائمی با کشورهای عربی و انزوای دیپلماتیک ترکیه منجر خواهد شد.
سناریوی سوم، اولویت داخلی: در این رویکرد، آنکارا صرفاً بر توسعه و نیازهای داخلی خود تمرکز کرده و همکاری منطقهای را کماهمیت میشمارد. این سیاست نیز به وجهه آنکارا به عنوان یک «بازیگر ثباتساز» آسیب جدی میزند.
به باور من، امنیت آب و سیاستهای مدیترانه به شکلی جداییناپذیر در هم تنیده شدهاند. آینده منطقه مستقیماً به این انتخاب استراتژیک آنکارا بستگی دارد که آیا آب را به ابزار همکاری تبدیل میکند یا عامل بیثباتی…»
آب امروز همان نقشی را دارد که نفت در قرن بیستم ایفا میکرد
تحلیل “گورکم برک گدیکلی” ما را به این واقعیت روشن میرساند که عصر جدید ژئوپلیتیک، دیگر بر محور نفت و گاز نمیچرخد؛ بلکه آب، بهصورت خاموش و بدون تیترهای پرهیاهو، به ابزار قدرت و کنترل تبدیل شده است. ترکیه با در اختیار داشتن سرچشمههای دجله و فرات و اجرای طرح عظیم «GAP»، عملاً نهتنها بخشی از معادلات هیدروپولیتیک منطقه را بازتعریف کرده، بلکه بر تاکتیکهای دیپلماتیک، امنیت غذایی و حتی مهاجرت در خاورمیانه تأثیر مستقیم میگذارد. این تحولات نشان میدهد که مدیریت منابع آبی به همان میزان که اقتصادی است، نظامی و سیاسی نیز هست؛ و اگر کشورها نتوانند بهموقع در سیاستگذاری آبی خود بازنگری کنند، در معرض آسیبهای غیرقابل بازگشت قرار خواهند گرفت.
در این میان، نگاه منطقهای به آب نباید ترکیهمحور باقی بماند. ایران، به عنوان یکی از کشورهای کلیدی خاورمیانه، خود درگیر بحرانی است که میتوان آن را «امنیتی شدن تدریجی آب» نامید. از خشکیدن دریاچه ارومیه گرفته تا فرونشست زمین در اصفهان و یزد، و بحران آبی در استانهای شرقی که روابط با افغانستان را به چالش کشیده است، همه نشانههایی از یک خطر ساختاریاند. در حالی که در ترکیه، مسئله آب به عنوان قدرت ژئوپلیتیکی شناخته شده است، در ایران هنوز تصمیمگیری درباره آب در چنبره طرحهای مقطعی، وعدههای محلی و نگاه سازهمحور (سدسازی بیپایه) گرفتار مانده است.
اگر سیاستگذاران ایرانی آب را همچنان در قالب یک «مسئله بخشی» ببینند نه یک «مأموریت ملی و امنیتی»، کشور دیر یا زود با بحرانی فراگیر روبهرو خواهد شد؛ بحرانی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان، میتواند مهاجرت داخلی، فروپاشی کشاورزی و حتی چالشهای اجتماعی گستردهتری به همراه آورد.
اکنون زمان آن رسیده است که تصمیمگیران منطقه، بهویژه در تهران، سیاست آبی را بخشی از استراتژی امنیت ملی تلقی کنند. تجربه ترکیه نشان داده است که کنترل و مدیریت منابع آب، در کنار فناوری و دیپلماسی پایدار، میتواند کشور را به یک بازیگر تعیینکننده در آینده خاورمیانه تبدیل کند. ایران میتواند از راه همکاریهای علمی و محیطزیستی با همسایگان و حرکت به سمت «دیپلماسی آب» جایگاه خود را تثبیت کند. آینده منطقه به انتخاب میان دو مسیر بستگی دارد: اول، راه همکاری و هماهنگی در مدیریت منابع؛ دوم، تداوم رقابت و بیتوجهی که هر کشور را در مسیر خشکسالی و بیثباتی پیش میبرد. امروز، بیش از هر زمان، آب نه فقط مایه حیات، بلکه معیار بلوغ ژئوپلیتیکی و عقلانیت مدیریت در خاورمیانه است.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Tuesday, 27 January , 2026