تحریم‌های گسترده غرب علیه روسیه پس از بحران اوکراین و فشارهای اقتصادی مداوم بر ایران، این دو قدرت منطقه‌ای را به سمت بازتعریف مسیرهای تجاری و استراتژیک خود سوق داده است

گروه گزارش/ سردبیر: در سال‌های اخیر، ژئوپلیتیک جهان با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییر است. تحریم‌های گسترده غرب علیه روسیه پس از بحران اوکراین و فشارهای اقتصادی مداوم بر ایران، این دو قدرت منطقه‌ای را به سمت بازتعریف مسیرهای تجاری و استراتژیک خود سوق داده است. در این میان، کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال–جنوب از یک ایده کاغذی قدیمی به یک «ضرورت حیاتی» و «اهرم قدرت راهبردی» تبدیل شده است. نشریه «نیوزویک» در تحلیل اخیر خود به درستی اشاره می‌کند که این مسیر نه تنها یک پروژه ترانزیتی، بلکه ابزاری برای دگرگونی معادلات قدرت در اوراسیاست.

 

کریدور شمالجنوب چیست؟

کریدور شمال – جنوب یک شبکه چندوجهی به طول ۷۲۰۰ کیلومتر است که شامل مسیرهای ریلی، جاده‌ای و دریایی می‌شود. این مسیر از بندر سنت‌پترزبورگ در روسیه آغاز شده، از دریای کاسپین (خزر) و خاک ایران عبور کرده و در نهایت به بنادر هند در اقیانوس هند (به‌ویژه بندر بمبئی) متصل می‌شود.

این پروژه سه شاخه اصلی دارد؛ اول این که اتصال روسیه به ایران از طریق جمهوری آذربایجان انجام خواهد شد. دوم اتصال روسیه به ایران از طریق کشورهای آسیای مرکزی همچون قزاقستان و ترکمنستان انجام می‌شود. و سوم استفاده از بنادر روسیه در دریای خزر (مانند آستاراخان) و اتصال به بنادر شمالی ایران مانند انزلی و امیرآباد.

برای قرن‌ها، دسترسی به آب‌های آزاد برای روسیه یک دغدغه امنیتی بوده است. پس از وقوع جنگ اوکراین و بسته شدن بنادر اروپایی و محدودیت‌های شدید در دریای بالتیک و دریای سیاه، روسیه با یک بن‌بست لجستیکی مواجه شده است. با این اوصاف برای مسکو، کریدور شمال – جنوب دیگر یک گزینه نیست، بلکه «راه تنفس» است. این مسیر به روسیه اجازه می‌دهد بدون نیاز به عبور از تنگه‌های تحت کنترل ناتو (مانند بسفر و داردانل یا جبل‌الطارق)، به بازارهای نوظهور در هند، جنوب شرق آسیا و شرق آفریقا دسترسی پیدا کند. از دیدگاه «نیوزویک»، روسیه با سرمایه‌گذاری میلیاردی در زیرساخت‌های ریلی ایران (مانند وام ۱.۶ میلیارد یورویی برای خط رشت-آستارا)، در حال ساختن یک دژ ترانزیتی است که در برابر تحریم‌های غرب مصونیت دارد.

 

تبدیل جغرافیای ایران به ثروت و قدرت

ایران در قلب این کریدور قرار دارد و برای تهران، فعال‌سازی این مسیر به معنای تحقق رویای دیرینه «پل ارتباطی جهان» است.

پیش‌بینی می‌شود با عملیاتی شدن کامل این کریدور، سالانه میلیون‌ها تن کالا از خاک ایران ترانزیت شود که درآمد حاصل از تعرفه‌ها و خدمات جانبی آن می‌تواند با درآمدهای نفتی رقابت کند. با این شرایط وقتی ایران به حلقه اتصال تجارت جهانی تبدیل شود، انزوای آن ناممکن خواهد بود. وابستگی کشورهای ذینفع (مانند هند و روسیه) به امنیت خاک ایران، به خودیِ خود یک چتر حفاظتی سیاسی ایجاد می‌کند. و همچنین بندر چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، در این پروژه نقش حیاتی ایفا می‌کند و می‌تواند به رقیبی جدی برای بندر گوادر پاکستان تبدیل شود.

 

پیوند با «یک کمربند، یک جاده»ی چین

یکی از کلیدی‌ترین مباحث کریدور شمال _ جنوب که روزنامه نیوزویک در گزارشی جدید بدان اشاره کرده است، اشاره به پیوند این کریدور با پروژه‌های چین است. اگر کریدور شمال–جنوب (شمالی-جنوبی) با پروژه‌های شرق به غرب چین (مانند جاده ابریشم نوین) در خاک ایران و آسیای مرکزی تلاقی پیدا کند، یک «چهارراه بزرگ جهانی» شکل می‌گیرد. و این همگرایی باعث می‌شود که ایران نه تنها مسیر ترانزیت روسیه، بلکه مسیر جایگزین چین برای ارسال کالا به اروپا و بالعکس باشد. این شبکه یکپارچه، مرکز ثقل اقتصادی جهان را از آتلانتیک به سمت اوراسیا منتقل می‌کند.

 

چالش‌ها و موانع پیش‌رو

با وجود جذابیت‌های استراتژیک، اما مسیر رسیدن به این هدف هموار نیست. چرا؟ چون یکم هنوز بخش‌هایی از مسیر ریلی در ایران (مانند قطعه رشت-آستارا) تکمیل نشده است. دوم این که هماهنگی قوانین گمرکی بین چندین کشور (ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و هند) نیازمند دیپلماسی فعال است. و سوم این که واشنگتن به شدت نگران شکل‌گیری این بلوک اقتصادی است و تلاش می‌کند با ابزارهایی نظیر تحریم بنادر و شرکت‌های کشتیرانی، سرعت اجرای پروژه را کند نماید.

در پایان باید گفت که؛ فعال‌سازی کریدور شمال–جنوب، فراتر از یک جابجایی کالا، نشان‌دهنده تولد یک نظم جدید ژئوپلیتیک است. برای روسیه، این مسیر ابزاری برای شکستن محاصره غرب است و برای ایران، فرصتی تاریخی برای بازگشت به جایگاه مرکزی خود در جاده ابریشم نوین.

همان‌طور که «نیوزویک» تحلیل کرده است، این کریدور «اهرم قدرت» جدیدی را در اختیار تهران و مسکو قرار می‌دهد که می‌تواند موازنه‌های قرن بیست و یکم را تغییر دهد. کشوری که کنترل مسیرهای ترانزیتی را در اختیار دارد، قدرت دیکته کردن شرایط سیاسی را نیز خواهد داشت.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه