گروه سیاسی/ سردبیر: چالشها و فرصتهای منطقهای و داخلی در مواجهه با سیاستهای جهانی و استراتژیک همواره یکی از دغدغههای اصلی تصمیمگیران در عرصه بینالملل بوده است و در سالهای اخیر، منطقه قفقاز و آسیای مرکزی شاهد تحولات ژئوپلتیک پرفراز و نشیبی بوده است که نقش بازیگران بزرگ جهانی، بهویژه ایالات متحده آمریکا، روسیه، چین و اتحادیه اروپا، در شکلگیری آینده این منطقه بسیار پررنگ است.
در این میان، استراتژی «راه ترامپ» که هدف نهایی آن تثبیت نفوذ آمریکا در مسیرهای استراتژیک منطقه است، یکی از مهمترین رویکردهای سیاست خارجی دولت واشنگتن محسوب میشود. این استراتژی که مبتنی بر رویکردهای مداخلهجویانه و بهرهبرداری از شکافهای موجود است، تلاشی آشکار برای بازتعریف نظم منطقهای به نفع منافع ایالات متحده است.
زیربنای این طرح، تلاش برای بهرهبرداری از اوضاع داخلی کشورهای منطقه، ساختارهای قدرت، روابط قومی و مذهبی، و فرصتهای اقتصادی است تا راه نفوذ مستقیم و غیرمستقیم آمریکا هموارتر شود. این رویکرد، که اغلب بر پایههای تفرقهافکنی و تحریک مطالبات محلی بنا شده، به دنبال ایجاد زنجیرهای از نقاط ضعف در مجاورت مرزهای استراتژیک جمهوری اسلامی ایران است.
نقش محوری باکو در مسیر اجرای «راه ترامپ»
جمهوری آذربایجان، به عنوان یکی از کشورهای کلیدی در منطقه و دارای موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، در مسیر اجرای «راه ترامپ» نقش محوری دارد. بر اساس تحلیلهای مختلف، باکو به عنوان حلقه وصل میان غرب و شرق، در تلاش است تا در قالب عضویت در گروههای منطقهای و برگزاری نشستهای منطقهای، جایی برای فرصتسازی و جذب منافع استراتژیک خود پیدا کند.
البته، این سیاست در عین حال، جدال میان منافع ملی و اهداف منطقهای را برای این کشور کوچک پیچیدهتر ساخته است، چرا که این کشور در نوعی توازن راهبردی میان قدرتهای بزرگ قرار گرفته و هرگونه سوگیری افراطی میتواند هزینههای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
در داخل جمهوری آذربایجان نیز نگرانیهایی جدی درباره اهداف واقعی سیاستهای خارجی آمریکا وجود دارد. رسانهها و تحلیلگران مستقل در این کشور مسلمان، بر این باورند که پروژههایی چون «راه ترامپ»، در نهایت، تلاشهایی است برای محدود کردن نفوذ ایران و توسعه ساختارهای ناامن و بیثبات در منطقه، با هدف تضعیف محورهای مقاومت و تسهیل تسلط اقتصادی و امنیتی غرب. این نگرانیها، در کنار تنشهای قومی و فرهنگی که همواره پتانسیل شعلهور شدن را دارند، فضای داخلی کشور را به سمت بروز مخالفتهای جدی با سیاستهای همسویی کامل با واشنگتن سوق میدهد و نشاندهنده هوشیاری نسبی بخشی از نخبگان محلی است. این عده معتقدند که نباید در مقابل این سیاستها خاموش نشست و باید با بیداری ملی و هوشمندی در مسیر حفظ منافع ملی گام برداشت و از تبدیل شدن به ابزاری در دست قدرتهای فرامنطقهای پرهیز کرد.
نقشِ حیاتی «اتحاد ملی» در خنثیسازی برنامههای استعماری
در برابر تلاشهای دشمنان برای تضعیف جایگاه منطقهای و داخلی جمهوری اسلامی ایران به ویژه در قفقاز، باید گفت که ایران با دارا بودن ظرفیتهای قابل توجه ژئوپلیتیکی، تمدنی و انسانی، توانسته است در مقابل این تحرکات مقاومت نشان دهد. روابط راهبردی با کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای، نفوذ ژرف در مرزهای جغرافیایی و فرهنگی، قدرت نرم گسترده در میان جوامع اسلامی و حتی غیر اسلامی منطقه، دیپلماسی فعال و سنجیده، همگی جزو ابزارهای کلیدی ایران در مقابله با سیاستهای استراتژیک و مخرب بیگانگان محسوب میشوند.
علاوه بر این، اتحاد ملی، تکیه بر اراده ملت و رهبری حکیمانه انقلاب اسلامی، نقشی حیاتی در خنثیسازی برنامههای استعماری ایفا میکند، چرا که اتحاد داخلی بزرگترین مانع در برابر پروژههای تفرقهافکنانه دشمن است. تحلیلگران معتقدند، اگرچه دشمنان داخلی و خارجی با تمام توان بر طبل نفوذ و تحریف واقعیات منطقه تلاش و سعی دارند روایت خود را بر حقیقت غلبه دهند، اما راهی که «راه ترامپ» دنبال میکند، هرچقدر هم نشانههایی از پیشروی تاکتیکی داشته باشد، به دلیل ماهیت ضدمنطقهای و ضدمردمی خود، راهی به مقصد نخواهد بود.
کلید موفقیت در این مسیر، حفظ وحدت ملی در داخل، هوشمندی دیپلماتیک در عرصه بینالملل و ایمان به قدرت مردمی و تکیه بر ظرفیتهای درونی است. جمهوری اسلامی ایران، با دارا بودن ظرفیتهای استراتژیک نظیر موقعیت ترانزیتی، ذخایر انرژی، و برخورداری از نهادهای انسجامبخش ملی، میتواند این فرآیندها را مهار و مسیر شکست طرحهای استعماری را هموار سازد و معادله قدرت منطقهای را به نفع ثبات و استقلال واقعی سوق دهد. در نتیجه، مواجهه با سیاستهای منطقهای و جهانی نیازمند تحلیلهای واقعبینانه، شناخت دقیق از ظرفیتها و موانع است.
طرح «راه ترامپ» با هدف محدود کردن نفوذ ایران، ایجاد کمربند امنیتی برای اسرائیل و تسلط بر مسیرهای ژئوپلیتیک حیاتی، چالشبرانگیز است، اما حفظ هوشیاری مستمر، دیپلماسی هوشمندانه و اتحاد داخلی، پایههای مستحکمی برای دفع این تهدیدها فراهم میآورد. آینده منطقه و سرنوشت مسیر سیاست خارجی کشور، در گرو این است که با بهرهگیری از توانمندیهای داخلی و تمرکز بر منافع ملی به عنوان اولویت مطلق، در مقابل بازیهای بزرگ جهانی، مقتدرانه و با عزمی راسخ ایستادگی کنیم و اجازه ندهیم که منافع بلندمدت منطقه قربانی محاسبات زودگذر قدرتهای مداخلهگر شود.
- نویسنده : سردبیر
- منبع خبر : آذرپژوه























Tuesday, 27 January , 2026