26 اکتبر 2026
ایدهی «سلطهی فارسها» بر سایر اقوام ایرانی و «فاشیسم فارسمحور» که اغلب در محافل قومگرا و با حمایت بازیگران بیرونی بازتولید میشود، سعی در تجزیهی هویت تاریخی ملت ایران به اجزای قومی مجزا و غالباً متخاصم دارد. هدف این مقاله تحلیل این گفتمان از منظر تاریخی، جامعهشناختی و ژئوپلیتیکی است
نقطهی کانونی تحلیل زندگی شهابالدین اهری، ادبیات اوست؛ زبانی که برای انتقال حقایق مطلق انتخاب کرده است. در قرن هفتم، زبان فارسی به اوج پختگی خود رسیده بود و شاعران بزرگی چون مولانا، سعدی و پس از آن حافظ، از این زبان برای خلق شاهکارهایی بهره بردند.
اولیا چلبی از تبریز، اردبیل و ارومیه تا نخجوان، ایروان، تفلیس و باکو را از نظر گذراند؛ سرزمینهایی که در آن دوران، هنوز بخشی از قلمروِ گستردهی ایران بودند و قفقاز، پیش از آنکه به شکلی قطعی از ایران جدا شود، در پیوند با مرکز قدرت ایران قرار داشت.
پژوهشگران ایرانی کوشیدهاند تا ابعاد فاجعهی از دست دادن قفقاز را واکاوی کنند و نشان دهند که چگونه ضعف ساختاری حکومت، ناتوانی دیپلماسی و عقبماندگی تکنولوژیک به این شکستهای پی در پی منجر شد. با این حال، مطالعه تاریخ از منظر فاتحان، همواره تصویری متفاوت را به دست میدهد. کتاب «از گلستان تا ترکمانچای» دقیقاً همین نقش را ایفا میکند.
قفقاز،همواره یک پهنه فرهنگی و سیاسی با ریشههای عمیق ایرانی بوده است. پیشینه این ارتباط به دوران باستان بازمیگردد؛ از ادوار پیش از تاریخ و حضور اقوام ایرانیتبار، تا تمدنهای نیرومند ماد و هخامنشی که مرزهای خود را تا این منطقه گسترش دادند
قومگرایی به مثابهی ایدئولوژی که بر تمایز نژادی، زبانی یا فرهنگی تاکید دارد، در ایران همواره به یکی از چالشهای مهم اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. هرگونه قوم گرایی افراطی برای همزیستی مسالمتآمیز گروههای زبانی مختلف در ایران بسیار مخرب است
هنگامی که «هویت ملیِ جامع» تحت فشار «هویتهای قومیِ انزواطلب» قرار میگیرد، ملت از یک پیکرهی واحد به تکههای پراکندهای از گروههای رقیب تبدیل میشود که به جای همافزایی، در مسیر قومگرایی و تخریب یکدیگر حرکت میکنند.
پروژه تریپ که قرار بود پل ارتباطی میان آسیای مرکزی و اروپا باشد، اکنون در میانهی تلاطمهای ژئوپلیتیک، در تقابل میان سه قدرت بزرگ ایالات متحده، روسیه و ایران، گرفتار شده است.
روابط میان باکو و آنکارا، سالهاست که بر پایهی شعار «یک ملت، دو دولت»، بنا شده است. اما تنشهای اخیر میان حزب حاکم جمهوری آذربایجان و جریانهای سیاسی حاکم در ترکیه، لایههای پنهانی از یک شکاف عمیق را نمایان کرده است
تاریخ ایران، روایتی پیوسته از ایستادگی در برابر ناملایمات است و در این میان، تبریز و آذربایجان، نه تنها یک نقطه جغرافیایی، بلکه نمادِ «عزت ملی» و «خط مقدمِ صیانت» از این سرزمین بودهاند
26 اکتبر 2026
اولیا چلبی از تبریز، اردبیل و ارومیه تا نخجوان، ایروان، تفلیس و باکو را از نظر گذراند؛ سرزمینهایی که در آن دوران، هنوز بخشی از قلمروِ گستردهی ایران بودند و قفقاز، پیش از آنکه به شکلی قطعی از ایران جدا شود، در پیوند با مرکز قدرت ایران قرار داشت.
25 اکتبر 2026
پژوهشگران ایرانی کوشیدهاند تا ابعاد فاجعهی از دست دادن قفقاز را واکاوی کنند و نشان دهند که چگونه ضعف ساختاری حکومت، ناتوانی دیپلماسی و عقبماندگی تکنولوژیک به این شکستهای پی در پی منجر شد. با این حال، مطالعه تاریخ از منظر فاتحان، همواره تصویری متفاوت را به دست میدهد. کتاب «از گلستان تا ترکمانچای» دقیقاً همین نقش را ایفا میکند.
24 اکتبر 2026
قفقاز،همواره یک پهنه فرهنگی و سیاسی با ریشههای عمیق ایرانی بوده است. پیشینه این ارتباط به دوران باستان بازمیگردد؛ از ادوار پیش از تاریخ و حضور اقوام ایرانیتبار، تا تمدنهای نیرومند ماد و هخامنشی که مرزهای خود را تا این منطقه گسترش دادند
24 اکتبر 2026
Wednesday, 28 October , 2026